0

📜📜📜 دلنوشته های کوچک 📜📜📜

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:دلنوشته های کوچک
پنج شنبه 3 فروردین 1396  9:16 PM

 

غروب که می شوداتوبوس به شهرمی رسد

درست ساعت اذان به گنبدهای نورانی نزدیک می شوم

مادربزرگ دستان دعایش را گشوده تا برای سلامتی همه دعاکند

من دارم برای خودم دعامی کنم!

کاش کمی از گرمای دل مادربزرگ نصیبم می شد

اللهم اهدنا فیمن هدیت

انگار یکی دارد یخ گناهم را ذوب می کند

...پاسخ به:دلنوشته های کوچک 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها