0

مرگ مغزي؛ پاياني با چند آغاز

 
daneshmandan
daneshmandan
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 2202
محل سکونت : بوشهر

مرگ مغزي؛ پاياني با چند آغاز
شنبه 18 دی 1389  10:51 PM

 
مرگ مغزي عبارت است از قطع تمام فعاليت‌هاي مغزي و ساقه مغز به طور همزمان. فرد مبتلا به مرگ مغزي در واقع شخصي است كه به سبب آسيب گسترده به مغز، قادر به ايجاد ارتباط با محيط اطرافش نيست، نمي‌تواند صحبت كند، نمي‌بيند و به تحريكات دردناك پاسخ نمي‌دهد. فرد مبتلا به مرگ مغزي قادر به تنفس خود به خودي هم نيست.

 

اين فرد علي رغم آن‌كه ضربان قلب دارد، در ثبت امواج مغزي‌اش هيچ موجي ديده نمي‌شود.

ضربان قلب وي به كمك دستگاه تنفس مصنوعي و اقدامات نگهدارنده ادامه مي‌يابد تا اعضاي اهدايي براي پيوند در شرايط مطلوب حفظ شوند.


مرگ مغزي پايان زندگي يك فرد است، در حالي كه اعضاي پيوندي اين فرد، قادر خواهند بود جان چندين نفر را نجات بخشند. عمده‌ترين علت كمبود عضو پيوندي و عدم دسترسي آسان به آن، وجود باورها و ظهور نگرش‌هاي نادرست عمومي ‌در رابطه با اهداي عضو است. انسان‌ها هيچ وقت نتوانستند يا نخواستند خود را به جاي يك بيمار نيازمند عضو پيوندي قرار دهند و دردها و رنج‌هاي جانكاه آنان را حس كنند. فقط موقعي با اين دردمندان همصدا مي‌شوند كه كار از كار گذشته و خداي ناكرده، خودشان به‌صورت بيماري اورژانسي نيازمند درمان عمل جراحي هستند. در صورتي كه اگر ما دريابيم هر يك از ما هيچ‌وقت نمي‌توانيم خود را از سايرين جدا بدانيم و چه بسا خود روزي به عضو پيوندي نيازمند شويم، همواره خواهيم كوشيد ديگران را با اهداي عضو خويش تشويق كنيم. اما تا هنگامي‌كه اهداي عضو به بانك فرآورده‌هاي پيوندي كشور به باور عمومي ‌مردم نرسد و ضرورت آن از سوي همه هموطنان احساس نشود، چنين كم و كاستي‌هاي دردآوري همچنان باقي خواهد بود.

دين مبين اسلام، اهميت فوق‌العاده‌اي براي نجات جان انسان‌ها قائل است. چنانچه در قرآن كريم سوره مباركه مائده آيه 32 به تصريح اشاره شده است هرگاه كسي باعث بقاي نفسي شود، مانند آن است كه باعث نجات جان تمام انسان‌ها شده است.

پروتكل تعيين مرگ مغزي

مرگ مغزي توقف پايدار و برگشت ناپذير همه اعمال مغز است. در اين وضعيت، هيچ‌گونه اميدي براي برگشت فعاليت مغز آسيب ديده وجود ندارد و فرد دچار مرگ مغزي هرگز قادر به زندگي دوباره نخواهد بود. فرد دچار مرگ مغزي بدون كمك دستگاه نمي‌تواند نفس بكشد، مردمك‌هايش پاسخ به نور ندارند، به تحريك دردناك عكسالعمل نشان نمي‌دهد، دستگاه گيرنده امواج مغزي هيچ‌گونه موجي را از مغز وي ثبت نمي‌كند و خط صاف رسم مي‌نمايد. به علاوه، مرگ مغزي نشانه‌هاي متعدد ديگري دارد كه از طريق آنها و معاينات تكميلي به تشخيص قطعي مي‌رسند. مرگ مغزي معمولا بعد از صدمه شديد به سر، خونريزي مغزي، سكته يا نرسيدن طولاني مدت اكسيژن به مغز اتفاق مي‌افتد.

مرگ مغزي عبارت است از قطع غيرقابل بازگشت تمامي فعاليت‌هاي مغزي كورتيكال، ساب كورتيكال و ساقه مغزي به طور همزمان منطبق با شرايط و مشخصه‌هاي باليني.

شرايط تلقي مرگ مغزي سه مورد است: الف بيمار در اغماي عميق باشد. ب ‌ قطع كانال تنفس و قطع تنفس خود به‌خودي كه موجب وابستگي و نياز قطعي به دستگاه تنفس مصنوعي شده است. ج ‌ با اقدامات معمول علت اغما تا حتي‌الامكان مشخص شده باشد.

بررسي‌هاي باليني لازم عبارتند از: الف نبود حركات خودبه‌خودي و پاسخ ندادن به شديدترين تحريكات دردناك. ب فقدان بازتاب‌هاي ساقه مغز. ج‌ قطر مردمك‌ها ثابت بوده و به تحريكات نوري با شدت‌هاي متفاوت پاسخي مشاهده نشود. د نبود واكنش چشمي‌ دهليزي.

كليه يافته‌هاي باليني و آزمون‌ها بايد به مدت 24‌‌ساعت بدون تغيير بماند.

پزشكان تعيين‌كننده مرگ مغزي كه تكميل‌كننده مرگ مغزي (برگه مخصوص تاييد) هستند، شامل دو پزشك متخصص نورولوژي يا يك متخصص نورولوژي و يك متخصص جراحي مغز و اعصاب است كه هر كدام جداگانه بيمار را معاينه و بررسي مي‌كنند و برگه مخصوص را تكميل و امضا مي‌نمايند. همچنين برگه مخصوص توسط يك پزشك متخصص بيهوشي و پزشك نماينده سازمان پزشكي قانوني كشور امضا مي‌شود.

تبصره1. درخصوص كودكان زير 5 سال زمان نگهداري بيمار تحت دستگاه تنفس مصنوعي حداقل 72 ساعت است.

تبصره2. شروع بررسي مرگ مغزي با درخواست پزشك معالج و از طريق مشاوره پزشكي انجام مي‌گيرد.

تبصره3. فرم ضميمه درخصوص هر مرگ مغزي بايد تكميل و به مركز مديريت و پيوند بيماري‌هاي خاص ارسال شود.

آزمون‌هاي تشخيصي

سي‌‌تي‌اسكن مغز كه ممكن است موارد غيرطبيعي را نشان دهد، مانند خونريزي، سكته، صدمات مغزي يا تورم شديد مغز يا ادم مغزي.

الكتروآنسفالوگرافي()EEG يا نوار مغز كه در آن فعاليت الكتريكي مغز ثبت مي‌شود. اگر مرگ مغزي اتفاق افتاده باشد، اين آزمون هيچ فعاليتي را نشان نمي‌دهد.

تزريق راديونوكلئيد كه در اين آزمون وقتي مغز از كار افتاده باشد، هيچ ماده راديواكتيوي در مغز برداشت نمي‌شود. اين آزمون‌ها ممكن است براي تاييد مرگ مغزي انجام شود.

اين آزمون‌ها ممكن است همراه با معاينات باليني براي اثبات مرگ برگشت‌ناپذير مغز و ساقه مغز انجام شود. اما به طور كلي همه اين‌ آزمون‌ها براي مشخص شدن مرگ مغزي نياز نيست.

آيا تا به حال موردي از بيماران مرگ مغزي وجود داشته كه به حال اول و زندگي برگردد؟

خير. اگر شنيديد فردي دچار مرگ مغزي بوده و دوباره بهبود پيدا كرده است، بدانيد كه مسلما آن فرد دچار مرگ مغزي نبوده، بلكه در كماي عميق بوده و لغت مرگ مغزي به اشتباه درخصوص وي استفاده شده است. تشخيص اين دو حالت از يكديگر، به وسيله معاينه كاملا امكانپذير است كه اين معاينات به‌صورت دقيق و در چند مرحله توسط حداقل 5 متخصص بررسي و تاييد مي‌شود.

اغما كاهش اعمال مغز است. در اغما احتمال برگشت هوشياري وجود دارد، ولي در مرگ مغزي، همه فعاليت‌هاي مغز برگشت ناپذير است و شانسي براي بهبودي پس از مرگ مغزي وجود ندارد. در حالت اغما شخص ممكن است براي مدت طولاني زنده بماند ولي در مرگ مغزي، فرد حتما بعد از چند ساعت يا در نهايت چند روز فوت خواهد كرد.

چرا قلب فرد دچار مرگ مغزي هنوز مي‌تپد؟

قلب به دليل خودكار بودن در صورت داشتن اكسيژن تا مدتي به كار خود ادامه مي‌دهد، ولي يك دستگاه تنفس مصنوعي بايد اكسيژن كافي را براي ادامه ضربان قلب فراهم كند. قلب بدون اين كمك‌هاي مصنوعي از حركت خواهد ايستاد. حتي با وجود همه اين تجهيزات نيز قلب را تا مدت زيادي نمي‌توان زنده نگه داشت. اين مدت از چند ساعت تا چند روز ممكن است طول بكشد.

مرگ مغزي و پيوند اعضا

مرگ مغزي، يعني نرسيدن اكسيژن يا جريان خون به مغز، ولي اعضاي ديگر بدن مانند قلب، كليه‌ها يا كبد تا مدتي زنده و قابل پيوند هستند. اين ارگان‌ها، درصورت اقدام بموقع، مي‌توانند در بدن شخص ديگري به‌وسيله پيوند اعضا استفاده شوند. با اين حال، تخريب اعضاي بدن به فاصله كمي‌ پس از مرگ مغزي شروع مي‌شود. به همين سبب است كه فرآيند پيوند اعضا بايدهرچه زودتر انجام شود. بعضي از اعضاي بدن مثل قلب در يك فرد مرده كه تنفس و گردش خونش با دستگاه و به طور مصنوعي نگهداري شده باشد، قابل پيوند زدن است. پيوند عضو معمولا بعد از تاييد مرگ كامل مغز انجام مي‌شود و اعضا‌ي فرد مرده براي پيوند زدن نگهداري مي‌شود. همه اهداكنندگان عضو از نظر ايدز و هپاتيت و يك سري بدخيمي‌ها مورد بررسي قرار خواهند گرفت.

هركسي در هر سني مي‌تواند در صورت بروز مرگ مغزي و وصيت قبلي با رضايت بستگان در زمان مرگش، اهداكننده عضوباشد. شرايط پزشكي فرد در زمان مرگ مغزي، تعيين كننده قابليت وي براي اهداي عضو خواهد بود.

اعضاي اهدايي براي پيوند، توسط خانواده فرد يا براساس وصيت خودش تعيين مي‌شوند. پس از انجام عمل پيوند نيز، مركز مديريت پيوند به خانواده دهنده اعلام مي‌كند كه از ميان اعضايي كه آنها اهدا كرده‌اند، كدام يك به پيوند رسيده است.

هيچ مبلغي به خانواده دهنده تعلق نمي‌گيرد و اهداي عضو فقط با قصد رضايت حق تعالي و كمك به همنوعان انجام مي‌شود. از اين روست كه اهداكنندگان عضو و خانواده‌هايشان مورد احترام و تكريم جامعه قرار مي‌گيرند. همان‌طور كه هيچ وجهي به خانواده دهنده داده نمي‌شود، هيچ‌گونه وجهي نيز بابت اعضاي پيوندي از گيرنده دريافت نمي‌شود.

اهداي عضو براساس قانون <پيوند اعضاي بيماران فوت شده يا بيماراني كه مرگ مغزي آنان مسلم است>، مصوب 17/1/1379 مجلس شوراي اسلامي ‌و شوراي نگهبان، كاملا قانوني است. آيين نامه هيات وزيران نيز نحوه اجراي آن را تبيين كرده است. همچنين اهداي عضو از نظر شرعي نيز مشكلي ندارد.

متاسفانه در حال حاضر امكان انتقال بيمار مرگ مغزي يا عضو اهدايي از كشورهاي ديگر به ايران وجود ندارد.

مراحل اهدا و پيوند عضو

مراحل اهداي عضو:

1 - شناسايي و ارجاع مرگ مغزي

2 - ارزيابي و مراقبت از اهدا كننده

3 - رضايت

4 - حفظ زيست‌پذيري اعضا

5 - بازيافت اعضا

مراحل پيوند عضو

1 - ثبت نام بيماران نامزد دريافت عضو پيوندي پس از تاييد پزشك مربوط

2 - معرفي بيماران به آزمايشگاه مرجع واحد فراهم‌آوري اعضاي پيوندي براي انجام آزمايش‌هاي بافتي سرولوژيك

3 - ارسال اطلاعات بيمار نيازمند به مركز مديريت پيوند و بيماري‌هاي خاص

4 - قرار گرفتن بيمار در فهرست بيماران نامزد پپوند عضو

5 - فراخواني بيمار و گروه پزشكي پيوند در صورت فراهم شدن عضو پيوندي مناسب با نيازهاي بيمار

6 - آماده‌سازي بيمار براي انجام پيوند در صورت فراهم شدن عضو پيوندي

چه اعضا و بافت‌هايي قابل اهدا هستند؟


اعضاي قابل اهدا قلب و ريه‌ها، كبد و روده‌ها، لوزالمعده و كليه‌ها هستند. علاوه بر اين اعضا، برخي از بافت‌هاي بدن نيز قابليت پيوند دارند. با اهداي قرنيه مي‌توان بينايي را به فردي كه دچار صدمه شديد به چشم شده بازگرداند. تاندون و غضروف باعث بازسازي اعضاي آسيب‌ديده مي‌شوند. پيوند استخوان مي‌تواند مانع قطع عضو در سرطان استخوان شود. دريچه قلب براي كودكان با بيماري مادرزادي دريچه‌اي و بزرگسالان با دريچه آسيب ديده به كار مي‌رود. پيوند پوست نجاتبخش بيماران با سوختگي شديد است. پيوند مغز استخوان تنها درمان ممكن در بعضي از سرطان‌هاي خون است. برخلاف عضو، بافت مي‌تواند تا 24 ساعت بعد از مرگ فرد اهدا شود و حتي مي‌توان آن را براي مدت‌هاي طولاني ذخيره كرد. بعد از مرگ كامل به صورت طبيعي نيز تا 48 ساعت نسوجي مانند قرنيه، دريچه قلب، استخوان و تاندون قابل اهدا هستند.

نتايج

در تجزيه و تحليل مساله برداشت عضو از مردگان مغزي و به منظور پيوند به بيماران نيازمند، مي‌توان نتيجه گرفت كه اين عمل نه تنها از نظر شرعي اشكالي ايجاد نمي‌كند، بلكه براساس فتواي برخي از مراجع عظام شيعه امري واجب و ضروري است و براساس برخي فتواهاي ديگر جايز است و برحسب فتواي قرآني كسي كه انساني را نجات دهد گويا همه انسان‌ها را نجات داده و شايد از سوي ديگر بتوان گفت اين مساله؛ فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي و استعانت را در سطح جامعه ترويج مي‌كند.

البته در بررسي‌هايي كه انجام شد با وجود تسهيلات ايجاد شده در اين مساله، هنوز زمينه فرهنگي لازم به صورت كامل در سطح جامعه براي اهداي اعضاي بدن شخص متوفي از سوي خانواده‌ها فراهم نيست و بسياري از آنها حاضر نيستند اعضاي بدن عزيز از دست رفته‌شان را تكه‌تكه كنند. (هرچند كشور ايران طبق آمار، طي يك دهه با بيش از 4 هزار مورد پيوند، از نظر پيوند كليه در منطقه رتبه اول را دارد و همچنين در زمينه پيوند مغز استخوان حائز رتبه سوم است.)

پيشرفت‌هايي كه ايران در زمينه قلب، كليه و چشم دارد، علاوه بر وجهه و اعتبار علمي‌ كشور در سطح جامعه، موجب جذب سرمايه به داخل كشور مي‌شود و مراجعاتي از خارج براي انجام پيوندهاي مختلف به كشور انجام مي‌گيرد.

بنابراين مي‌توان با آگاه كردن سطح جامعه از طريق رسانه‌هاي گروهي، گردهمايي‌ها و نمايشگاه‌ها به اين موضوع كه فرد دچار مرگ‌مغزي امكان ادامه حيات ندارد، در جهت رواج فرهنگ اهداي عضو گام‌هاي اساسي برداشت و با تصويب قانوني فراگير و روشن از سوءاستفاده احتمالي جلوگيري كرد و بر اعمال پيوند عضو نظارت صحيح داشت.

از ديگر اقداماتي كه مي‌توان براي سهولت اين مساله انجام داد، حمايت از خانواده‌هاي افراد اهداكننده، حمايت مالي و اختصاص بودجه‌اي كافي به مراكز پيوند و ايجاد چند مركز مادر براي انواع پيوندهاست.

منابع:

www.anthropology.ir

www.iran-ehda.com

دكتر امير شيرواني

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها