0

امیرالمومنین

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

ملاقات امیرالمؤمنین (ع) با عایشه
دوشنبه 20 دی 1389  9:41 PM

امیرالمؤ منین على علیه السلام فرمود؛ استر رسول خدا صلى الله علیه و آله را زین كنید و پیش من آرید چون آوردند بر آن نشست و به منزل عایشه رفت ، اجازه گرفت و داخل شد، عایشه را دید؛ نشسته و مى گرید و جماعتى از زنان بصره بر گرد او گریه مى كنند. (35)
صفیه زن عبدالله بن خلف چون على علیه السلام را دید فریاد بلند كرد و زنان قبیله او كه آنجا حاضر بودند همگان روى به امیرالمؤ منین على كردند و گفتند:
اى كشنده دوستان و پراكنده كننده اجتماع مسلمانان ! خدا فرزندان تو را یتیم كند، چنان كه تو فرزندان عبدالله بن خلف را یتیم كردى .
امیرالمؤ منین على علیه السلام چون به او نگاه كرد او را شناخت و فرمود:
تو حق دارى مرا دشنام گویى و دشمن دارى زیرا جد تو. را در روز بدر و عم تو در جنگ احد و شوهر تو را دیروز كشته ام . اگر من قاتل دوستان مى بودم ، آن گونه كه مى گویى ، هم اكنون دستور مى دادم هر كسى در این منزل است بكشند. آن گاه على علیه السلام رو به عایشه كرد و گفت : این سگان را تو بر ضد من شوراندى ، اگر دنبال عافیت طلبى نبودم ، همین حالا همه را از منزل بیرون مى آوردم و گردن مى زدم .
عایشه و زنان دیگر ساكت شدند و دم نزدند. امیرالمؤ منین على علیه السلام عایشه را چنین سرزنش كرد و فرمود:
خداى تعالى تو را امر كرد در خانه بنشینى و از پرده بیرون نیایى اما تو عاصى شده و از خانه بیرون آمدى و خود را در میدان نبرد انداختى و مردم را به جنگ با من تحریك نمودى و خون بسیارى ریخته شد. و فراموش ‍ كردى كه خداى تعالى تو و پدرت را به سبب ما شریف گردانید و به موجب قرابت با ما تو را ام المؤ منین مى خوانند، بر خیز و به مدینه برو، و در خانه كه رسول خدا تو را ساكن كرد ماءوى گزین .
اما عایشه قبول نمى كرد. امیرالمؤ منین علیه السلام این سخنان را گفت بازگشت .

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها