قتل زبیر بن عوان
دوشنبه 20 دی 1389 9:33 PM
زبیر پس از بیرون رفتن از لشكر عایشه ، پنجاه سوار به عقب او تاختند تا او را باز گردانند، زبیر بر آن پنجاه نفر حمله كرد و آنان را پراكنده ساخت ، بعد به راه خود ادامه داد تا به جاى رسید كه ((وادى السباع )) نام داشت ، و در آنجا به نزد قوم بنى تمیم فرود آمد.
مردى از قوم بنى تمیم به او گفت : اى زبیر چرا لشكر را رها كردى ؟
زبیر گفت : چون عزم جنگ و قتال با على بن ابى طالب علیه السلام را داشتند، من تحمل نكردم . پس آن مرد سكوت كرد. زبیر پس از خوردن طعام و نوشیدنى و اقامه نماز به استراحت پرداخت چون به خواب رفت آن مرد كه نامش عمرو بن جرموز بود شمشیرى بر سرش فرود آورد و او را به قتل رسانید. آن گاه سر زبیر و شمشیر و انگشتر و اسب او را پیش امیرالمؤ منین على علیه السلام آورد. (32)
امیرالمؤ منین على علیه السلام بسیار متاءثر شد. در آن هنگام شمشیر زبیر را در دست گرفت و فرمود: این شمشیرى است كه رنج بسیارى از چهره رسول خدا زدوده است زبیر با این شمشیر در راه خدا جهاد كرد.
اما تو اى عمر و بن جرموز! چرا او را كشتى ؟ گفت : به خدا سوگند گمان مى كردم از كشتن او راضى هستى و خوشحال مى شوى .
على علیه السلام گفت : واى بر تو از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیده ام كه فرمود: بشارت دهید كشنده زبیر را به آتش دوزخ .
عمرو بن جرموز نیز نگران و ناراحت برخاست و بیرون رفت .