0

امیرالمومنین

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

مناطره عایشه با امّ سلمه
شنبه 18 دی 1389  10:17 PM

عایشه در این زمان به نزد ام سلمه (13) از همسران خوب رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و در مكه سكونت داشت رفت و گفت :
اى ام سلمه ! تو از همه زنان مصطفى صلى الله علیه و آله بزرگترى ، و نخستین زنى هستى كه با رسول خدا هجرت كردى و سهم هر یك از ما، از خانه تو فرستاده مى شد.
اى ام سلمه ! با خبر شدى كه مخالفان در حق عثمان چه كردند! آن قوم از او توبه خواستند، بعد از توبه استغفار به خانه او ریختند او را كشتند.
اكنون با خبر شدیم كه عبدالله بن عامر مى گوید در بصره یكصد هزار مرد شمشیر زن آمادگى خونخواهى عثمان را دارند. آیا تو با من موفقت مى كنى و در مصاحبت من به دان شهر مى آیى ؟ تا خداى سبحان این مار را به دست ما اصلاح كند.
ام سلمه گفت : اى دختر ابو بكر! من از كارهاى تو تعجب مى كنم تكه به دفاع از عثمان برخاستى و خون او را مطالبه مى كنى ! مگر، نبودى كه مردم را به كشتن او تحریض مى كردى و او را كفتار پیر و یهودى امت مى خواندى ؟
تو را به طلب خون عثمان چه كار؟ تو از قبیله بنى تیم بن مره و او از قبیله عبد مناف است . و میان شما خویشاوندى وجود ندارد و در زمان حیات وى نیز با وى موافق نبودى ،
اكنون این چه حیله اى است كه در پیش گرفتى ، و بر على بن ابى طالب علیه السلام پسر عم رسول خدا شورش مى كنى و مردم را با مخالفت با او مى خوانى ، در حالى ؟ مهاجر و انصار با میل و رغبت با وى بیعت كردند، به خلافت و امامت او راضى شدند و تو فضایل امیرالمؤ منین على علیه السلام را از همه بهتر مى دانى .
عبدالله زبیر كه پیش ام سلمه ایستاده بود و سخنان ام سلمه را در بیان فضائل على علیه السلام را مى شنید،گفت : اى ام سلمه ! تو هرگز با آل زبیر خوب نبودى و هیچ وقت ما را دوست نداشتى .
ام سلمه گفت :
اى پسر زبیر! آیا توقع طمع دارى كه مهاجر و انصار و اكابر صحابه على بن ابى طالب علیه السلام كه والى مسلمانان است رها كنند و با پدر تو زبیر و رفیق او طلحه بیعت كنند؟ یقین بدان كه امیرالمؤ منین على علیه السلام مولاى من و مولاى هر مؤ من و مؤ منه اى است ، تو و پدرت كه خویشتن را در این فتنه مى اندازید، نتیجه اى نخواهید گرفت . (14)
عبدالله بن زبیر گفت : هرگز از رسول خدا صلى الله علیه و آله نشنیدم كه على بن ابى طالب علیه السلام والى مسلمانان است .
ام سلمه گفت : اگر تو نشنیده اى از خاله ات عایشه بپرس تا به تو بگوید، كه رسول خدا صلى الله علیه و آله در حق على علیه السلام فرمودند: على خلیفتى علیكم فى حیاتى و مماتى فمن عصاه فقد عصانى . ((على خلیفه من در حیات و بعد از حیات است ، هر كسى او را عصیان كند مرا عصیان كرده است .))
اى عایشه ! آیا تو این سخن را در حق على علیه السلام از زبان مبارك آن حضرت صلى الله علیه و آله شنیده اى و گواهى مى دهى ؟
عایشه گفت : آرى همین سخن را در حق على بن ابى طالب علیه السلام شنیده ام .
ام سلمه گفت : اى عایشه ! حالا كه مى دانى ، پس چرا بر على علیه السلام شورش مى كنى و فریب فتنه گران را مى خورى ، از خداى تعالى بترس ، و بر حذر باش از آن كلمه اى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
لا تكونى صاحبة كلاب و حواءب و لا یغرنك الزبیر و طلحه فانهما لایغنیان علیك من الله شیئا.
((اى عایشه ! از آن كه سگان حواءب بر وى بانگ زدند نباش و طلحه و زبیر تو را نفریبند كه هیچ سودى برایت ندارد.))
اى عایشه ! این كلمات مبارك مصطفى صلى الله علیه و آله را فراموش ‍ مكن .
عایشه چون این سخنان را از ام سلمه شنید، او را خوش نیامد، و آزرده خاطر از نزد او بیرون رفت .
آن گاه با طلحه و زبیر و جماعتى از بنى امیه و عده اى از مردم مكه به سوى بصره حركت كرد.

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها