0

امیرالمومنین

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

ملاقات با عبدالله بن عمر
شنبه 18 دی 1389  10:16 PM

طلحه و زبیر به دیدار عبدالله بن عمر كه در مكه مقیم بود رفتند و گفتند: عایشه از خلافت على علیه السلام نگران و حائف است ، او قصد دارد با ما به بصره بیاید تو نیز ما را همراهى كن ، و در این كار اسوه و الگوى ما باش چون سزاوارتر هستى . به كلماتى كه در ابتداى بیعت با على علیه السلام گفتیم فكر كن ، بلكه در سخنانى كه امروز مى گویم تدبر كن ، چون در حركت به سوى بصره جز اصلاح امور امت محمد صلى الله علیه و آله نیت دیگر نداریم .
عبدالله عمر گفت : شما مى خواهید مرا با خدعه و مكر فریب دهید و از خانه بیرون بكشید چنان كه خرگوش را با فریب از سوراخ بیرون مى كشند، و بعد از آن در دهان شیر حجاز، على علیه السلام بیندازد. محال است كه مرا با وعده هاى شیرین و نیرنگ فریب دهید. هر چند مردم را با زر و سیم و دینار و درهم انواع نعمت هاى دنیوى مى توان فریب داد، من همه اینها را كنار گذاشتم اگر خواهان خلافت بودم بعد پدرم كه به من عرضه شد بدون هیچ رنج و مشقت مى پذیرفتم . از من دست بردارید و دیگرى را فریب دهید.
طلحه و زبیر چون سخنان عبدالله عمر را شنیدند، دریافتند، كه او را نمى توان با چرب زبانى و نیرنگ راضى كرد، از او دست كشیدند.
در همان وقت یعلى بن منیة كه والى عثمان در یمن بود با چهار صد شتر و مقدار زیادى دینار و درهم به مكه رسید. (12) زبیر گفت : از دینارى كه نقد دارى به ما وام بده تا در كارى كه در پیش گرفتیم خرج كنیم .
یعلى بن منیة شصت هزار دینار با آنان قرض داد.
زبیر با آن پول لشكر تدارك نمود و هر كسى در موافقت آنها و مخالفت با على علیه السلام مردد ود با آن دینار و درهم راضى كرد.
سپس به مشورت نشستند تا به كدام سوى حركت كنند.
زبیر گفت : به شام مى رویم ، كه لشكر و مال در آنجاست ، معاویه هم با على علیه السلام دشمن است ، و ما را مساعدت و یارى مى كند.
ولید بن عقبه گفت : معاویه هیچ كمكى به شما نخواهد كرد. همان گونه كه عثمان را چون در محاصره مخالفان بود و از او استمداد خواست هیچ مساعدتى نكرد تا او را كشتند. معاویه شام را براى خود مى خواهد، شما امید یارى از او نداشته باشید. رفتن به شام را فراموش كنید و به جاى دیگر عزیمت كنید.
معاویه چون شنید كه طلحه و زبیر و عایشه هم قسم شده اند تا بر ضد على علیه السلام آشوب كنند، بسیار خوشحال شد. اما از اینك آهنگ رفتن به شام را دارند ناراحت شد. و اشعارى از زبان ناشناسى منتشر كرد تا طلحه و زبیر میل حركت به شام را نكنند.

 

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها