0

امیرالمومنین

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

مخالفت عبدالله بن عامر
شنبه 18 دی 1389  10:04 PM

عبدالله بن عامر والى بصره كه منصوب عثمان بود پس از بیعت مهاجر و انصار با امیرالمؤ منین على علیه السلام به یقین مى دانست كه ولایت بصره از او سلب مى شود. لذا براى مردم خطبه اى خواند و آنان را بر ضد على علیه السلام چنین ترغیب كرد:
اى مردم ! خلیفه شما عثمان را مظلومانه كشتند؛ در حالى حق بیعت او بر گردن شماست . باید به یاریش بشتابید، نصرت كردن مرده و زنده او یكسان است .
یكى از معارف بصره به نام حارثة بن قدامه (10) از جاى برخاست و با عصبانیت گفت : اى پسر عامر! ما را به تو نفروخته اند و برده تو قرار نداده اند! تو امیرى بودى از طرف عثمان ، و امروز او را در حضور مهار و انصار كشتند و احدى او را نصرت و یارى نكرده ، وارث خون عثمان فرزندان او هستند. خوب مى دانى كه مهاجر و انصار و اكابر و صحابه و اركان دین با امیرالمؤ منین على علیه السلام بیعت كردند و همگان بر امامت و خلافت او متفق هستند. اگر امیرالمؤ منین على علیه السلام تو را امارت این دیار دهد، با جان و دل اطاعت مى كنیم و اگر حكم عزلت را صادر كند، و امیر دیگرى بفرستد از تو اطاعت نمى كنیم . اینك تو چه كاره اى كه مى خواهى لشكر جمع آورى كنى ؟ تا زیر فرمان تو بر ضد امیرالمؤ منین على علیه السلام قیام كنند، این امرى محال و نشدنى است . و خود را به زحمت مینداز.
عبدالله بن عامر سرافكنده از منبر فرود آمد و چون مى دانست كه مردم بصره امیرالمؤ منین على علیه السلام را مخالفت نخواهند كرد. مردى را جانشین خویش قرار داد و شبانه به جانب مدینه حركت كرده ، از بصره گریخت (11)،چون او به مدینه رسید، طلحه و زبیر را ملاقات كرد، و مورد ملامت آن دو قرار گرفت ، كه چرا بصره رها كرده و به مدینه آمده است ؟! آنان گفتند: چرا امئال و امكانات را ضایع كردى ؟! آیا از على علیه السلام ترسیدى ؟ باید در بصره مى ماندى تا ما و مخالفان دیگر به تو ملحق مى شدیم . ولید بن عقبه بن ابى معیط هم او را از آمدن به مدینه ملامت كرد

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها