مخالفت عبدالله بن عامر
شنبه 18 دی 1389 10:04 PM
عبدالله بن عامر والى بصره كه منصوب عثمان بود پس از بیعت مهاجر و انصار با امیرالمؤ منین على علیه السلام به یقین مى دانست كه ولایت بصره از او سلب مى شود. لذا براى مردم خطبه اى خواند و آنان را بر ضد على علیه السلام چنین ترغیب كرد:
اى مردم ! خلیفه شما عثمان را مظلومانه كشتند؛ در حالى حق بیعت او بر گردن شماست . باید به یاریش بشتابید، نصرت كردن مرده و زنده او یكسان است .
یكى از معارف بصره به نام حارثة بن قدامه (10) از جاى برخاست و با عصبانیت گفت : اى پسر عامر! ما را به تو نفروخته اند و برده تو قرار نداده اند! تو امیرى بودى از طرف عثمان ، و امروز او را در حضور مهار و انصار كشتند و احدى او را نصرت و یارى نكرده ، وارث خون عثمان فرزندان او هستند. خوب مى دانى كه مهاجر و انصار و اكابر و صحابه و اركان دین با امیرالمؤ منین على علیه السلام بیعت كردند و همگان بر امامت و خلافت او متفق هستند. اگر امیرالمؤ منین على علیه السلام تو را امارت این دیار دهد، با جان و دل اطاعت مى كنیم و اگر حكم عزلت را صادر كند، و امیر دیگرى بفرستد از تو اطاعت نمى كنیم . اینك تو چه كاره اى كه مى خواهى لشكر جمع آورى كنى ؟ تا زیر فرمان تو بر ضد امیرالمؤ منین على علیه السلام قیام كنند، این امرى محال و نشدنى است . و خود را به زحمت مینداز.
عبدالله بن عامر سرافكنده از منبر فرود آمد و چون مى دانست كه مردم بصره امیرالمؤ منین على علیه السلام را مخالفت نخواهند كرد. مردى را جانشین خویش قرار داد و شبانه به جانب مدینه حركت كرده ، از بصره گریخت (11)،چون او به مدینه رسید، طلحه و زبیر را ملاقات كرد، و مورد ملامت آن دو قرار گرفت ، كه چرا بصره رها كرده و به مدینه آمده است ؟! آنان گفتند: چرا امئال و امكانات را ضایع كردى ؟! آیا از على علیه السلام ترسیدى ؟ باید در بصره مى ماندى تا ما و مخالفان دیگر به تو ملحق مى شدیم . ولید بن عقبه بن ابى معیط هم او را از آمدن به مدینه ملامت كرد