ابو ایّوب انصاری
شنبه 18 دی 1389 10:04 PM
امیرالمؤ منین على علیه السلام تصمیم گرفت به شام عزیمت كند تا از نزدیك اهل شام را ملاقات نماید و نظریات معاویه را نیز بشنود. ابوایوب انصارى خود را به على بن ابى طالب علیه السلام رسانید و گفت : یا امیرالمؤ منین ! از شما مى خواهم كه هرگز این شهر را ترك نكنى چون شهر مدینه مركز اسلام و معدن ایمان ، سپر محكم و محل مهاجرت رسول خدا صلى الله علیه و آله است ، قبر منور و روضه مطهر او در این جاست . در همین مدینة الرسول اقامت نما، اگر طایفه عرب همچنان كه پیشینیان را حمایت كردند، از تو حمایت كنند به حكومت خویش ادامه بده .
على علیه السلام فرمود: راست مى گویى اى ابوایوب ! اما مردان جنگى و وسایل امكانات جنگ و مال و اموال در عراق است كه در معرض هجوم اهل شام قرار دارند. دوست دارم نزدیك سرزمین شام باشم . تو نگران نباش آنچه خداى تعالى بر ما نوشته باشد مى رسد و امور به دست خداى سبحان است .
اما على علیه السلام با توجه به پیشنهاد ابوایوب ، اقامت در مدینه را پذیرفت ، آن گاه جعدة بن هبیرة بن ابى وهب را طلبید و او را به حكومت خراسان فرستاد، و عبدالرحمن را به حكومت ماهان روانه فرمود. همچنین براى هر شهرى كه در اطاعت او بودند حاكمى را فرستاد.