پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
پنج شنبه 3 فروردین 1396 1:14 PM
| شرمم از آن است که نامت را بر زبان جاری کنم ... و یا آنکه با همان قلم ، "ن والقلم ما یسطرون" که بر آن سوگند یاد کرده ای، بخواهم بر مصحف ، زیبایی تمام یعنی اسمت را رقم بزنم چون به خاطر ازدیاد رذایل و ناپاکی های دهان وباطنم ، شرم از اوردن نامت دارم تو را هم به دیگر نام صدا می زنم ...... ای فریاد رس ........ من در تمام برهه زندگی ام در کشاکش همه سختی ها و طی همه لطف ها و مرحمت هایت شاید سر بلند بوده ام . ولی امروز ... با تمام تفاسیر و وجوه معنی " کلانعام بلهم ازل " را به تصویر کشیدم ...یا اله العاصین... من در جهل و قباحت رفتارم معترفم و دعایم "اللهم اهدنا صراط المستقیم "است راستی هنوز نویدت را در گوش دارم ، با تمام ناشنوایی گفته هایت "السابقون السابقون اولئک المقربون" من می خواهم در بازگشت دوباره به سویت از دیگر مذنبین و نادمین سبقت بگیرم چون چند صباحی دیگر "انا لله و انا الیه راجعون " ... می دانم که ای دوست نه گفتن برای تو نیست چون تو را همیشه با "بسم الله الرحمن الرحیم " می شناسم بزرگوار کلام من حرف سر به صخره خوردگان است ... "از آن روزی که ما را آفریدی به غیر معصیت چیزی ندیدی خداوندا به حق هشت و چارت گذز از ما گنه دیدی ندیدی " خدایا ما را کربلایی کن ... |
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.