0

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
سه شنبه 24 اسفند 1395  11:09 PM

هنوز ب... بسم الله را نگفته ام ... 
هنوز یک سری حرف های ممنوعه دارم ... 
یک سری حرف هایی که فقط خودت میدانی و بس ... 
یک سری بغض های تحریم شده ... 
این هایی که میگویند تو با گذشته ی آدم کاری نداری... کاش... 
کاش .. راست گفته باشند....
کاش حقیقت باشد ... این که " آدم" .... " آدم" بشود...
من که کلا"دست از عالم و آدم شسته ام ...
تزکیه ام نمی آید! 
خودت آدمم کن!
سال های زیادی با تو بودم ... 
سال های زیادی کنارت نشستم ..
ادعا کردم ..
بغض کردم ...
اشک ریختم...
ولی آدم نشدم!
این یعنی که " قربت " ..." آدمیت" نمی آورد!
باید محرم شد... 
باید حریمت را شناخت ... باید معرفت داشت...
فکر میکنم برای با تو بودن ...
باید سه چیز داشت...
قربت, معرفت , محرمیت ...
شاید تازه اینجور بشود که " آدمیت " رنگ پیدا کند ..
" آدم های رنگی"
بعدتازه باید بنشینم و رنگ ها ی کبر را جدا کنم...
مگر به این سادگی ها پاک میشود...
غروری دارد با تو بودن!
تازه باید فهمید آدم شدن ... خاک شدن ... می طلبد...
آدم مگر رنگ خاک نیست؟
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها