0

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
جمعه 6 اسفند 1395  9:31 AM

ا گر دیوانگی کردم دلم خواست

زِ خود بیگانگی کردم دلم خواست

اگر که اعتماد چشم بسته
به خصم خانگی کردم دلم خواست

اگر تا اوجِ خودسوزی پریدم 
نظر کرده به بال عشق بودم

اگر لب تشنه از دریا گذشتم
به دنبال زلال عشق بودم

اگر دیوانگی کردم دلم خواست
زِ خود بیگانگی کردم دلم خواست

اگر که اعتماد چشم بسته
به خصم خانگی کردم دلم خواست

به غیر از من خود خوش باور من
کسی منت نداره بر سر من

کسی حال مرا هرگز نفهمید
دلیل گریه هایم را نپرسید

گناه عالمی را بردم از یاد
گناهم را کسی بر من نبخشید

کسی بر حلقه ی این در نکوبید
من و شب پرسه های تلخ تردید
در آن دریای بی پایان ظلمت
صدای یار دیداری نپیچید

به غیر از من خود خوش باور من
کسی منت نداره بر سر من

در آن تنهایی بی رحم و ممتد
به دلداری کسی از در نیامد

من تنهای من تنها کسی بود
که هر شب در اتاقم پرسه می زد

اگر چه از شما خانه خرابم
دچاره یاوه های بی جوابم

به خود اما به آنهایی که باید
بدهکاری ندارم بی حسابم

پشیمان نیستم از آنچه بودم
پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو
اگر بار دگر دنیا بیایم ، اگر بار دگر دنیا بیایم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها