پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
جمعه 15 بهمن 1395 7:29 AM
در رویاهایم دیدم که با خداوند گفتگو می کنم.
-خدا پرسید:پس تو می خواهی با من گفتگو کنی؟
-من در پاسخ گفتم :اگر وقت دارید؟!
-خدا خندید:وقت من بی نهایت است.....
-پرسیدم :چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد؟
-خدا پاسخ داد:کودکیشان.
اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند وبعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند.
اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند.
و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته اشان را باز جویند.
اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش می کنند
بنابراین نه در حال زندگی می کنند نه در آینده.
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند .
و به گونه ای می میرندکه گویی هرگز نزیستند.
دستهای خدا دستانم را گرفت .مدتی سکوت کردیم.
من دوباره پرسیدم :به عنوان پدر می خواهی کدام درسهای زندگی را به فرزندانت بیاموزند؟؟؟؟
-خدا گفت: بیاموزند که آنها نمی توانندکسی را وادار کنندکه عاشقشان باشد.
همه کاری که آنها می توانندبکنند این است که هجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند که درست نیست خودشان را بادیگران مقایسه کنند.
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم
ایجاد کنیم.اما سالها طول می کشد تا آن زخم هارا التیام بخشیم.
بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد بلکه کسی است کهبه کمترین ها نیاز دارد.
بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند چگونه
احساساتشان را بیان کنند.
بیاموزند که دونفر می توانندبه یک نقطه نگاه کنندو آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند که کافی است که دیگران را فقط نبخشند بلکه خود رانیز باید ببخشند.
من با خضوع گفتم:
از شما به خاطر این گفتگو سپاس گزارم.
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید به فرزندانتان بگویید؟؟؟
خداوند لبخند زد وگفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم (((((همیشه)))))

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.