0

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
سه شنبه 12 بهمن 1395  4:44 PM

 

خدایا من اگه با تو حرف نزنم پس برم پیش کی؟
هرجا رفتم برگشت خوردم، فقط تویی که داری میبینی تو چه حالی ام
حس میکنم اشکام هیچ ارزشی ندارن آخه از دیشب تا الان همینجور دارن سرازیر میشن اما تو پاکشون نمیکنی
سرم از شدت گریه درد گرفته
چشام می سوزه
صدام گرفته
بهم رحم کن خدا
خدا شهلا داره میمیره
من طاقت ندارم ببینم از چش افتادم
خسته شدم خدا، از دست خودم خسته ام. کجا فرار کنم؟؟
دلم برا خودم میسوزه
آخه بی کسی تا چه حد؟ چرا کسی نیست که حرفمو بفهمه؟ چرا کسی نیست با دلم راه بیاد و کمکم کنه. همه به فکر خودشونن هیشکی به دادم نمیرسه 
خدا چرا امام زمانمو ازم گرفتی؟ آخه من پیش کی برم که خوب منو بشناسه و با دلسوزی کمکم کنه تا درست بشم؟
دلم میخواد برم مشهد اما نه مثل سالای قبل که رفتنم هیچ اثر مثبت و سازنده ای روم نذاره. میدونم امام رضا رو هم خسته کردم؛ کجا برم خدا ؟ کجا؟
پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ. 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها