پاسخ به:چت انقلابی
چهارشنبه 20 بهمن 1395 7:03 AM
بنام خدا
رویداد مهم روز 20 بهمن 57، درگیری شدید بین همافران و افراد گارد جاویدان بود.
در اخبار ساعت هشت شب، وقتی گزارشی از تظاهرات طرفداران بختیار پخش می شد، همافران که در سالن تلویزیون خوابگاه نیروی هوایی جمع شده و مشغول تماشای اخبار بودند، شروع به خندیدن و هو کردن آنان کردند.
با دیدن نخستین تصاویر از این فیلم، فریاد «الله اکبر» همافران که (اولین گروه از ارتشیان که به انقلاب پیوستند) در تمام پادگان پیچید. این فریادها که با شعارهای گاه به گاه در حمایت از امام(ره) آمیخته شد، باعث خشم افسران و کارکنان ضداطلاعات نیروی هوایی شد.
اخطارهای تند آنان به همافران، سرانجام به درگیری و تیراندازی کشیده شد، با شدت گرفتن تیراندازی در پادگان نیروی هوایی، فرمانداری نظامی کماندوهای گارد را به کمک افسران ضداطلاعات فرستاد. چرخبالهای گارد، این کماندوها را در محوطه پادگان پیاده کردند.
همافران از هر سو محاصره شده بودند و با فریاد الله اکبر از مردم کمک می خواستند. صدای تیراندازی و فریادهای کمکخواهی و تکبیر همافران، مردم خیابانهای اطراف میدان فوزیه امام حسین (ع) و میدان ژاله (شهدا) را به خیابانها کشاند.
یکی دو نفر از همافران، از پشت میله های محوطه با اصرار از مردم می خواستند که به آنها کمک کنند. روحانی جوانی با بلندگو مردم را خبر کرده و آنها را به یاری همافران تشویق کرد.
همافران که خود را به انبار اسلحه رسانده بودند با شدت بیشتری با گاردی ها درگیر شدند، مردم با سنگ و چوب و چاقو موفق شدند حلقه گاردیها را بشکافند و همافران را از محاصره نجات دهند.
اما لوله مسلسلها به سوی مردم چرخید و این بار آنها هدف گلوله قرار گرفتند. چند جوان سعی کردند با تیر و کمان و سنگ نورافکنهای روی دیوارهای پادگان را بشکنند تا با تاریک شدن اطراف مردم کمتر در دید و تیررس قرار بگیرند و امکان بالا رفتن از نرده ها و داخل شدن به پادگان به وجود آید.
اجتماع مردم در كنار خوابگاه همافران نیروی هوایی كه از ساعت 10شب آغاز شده بود همچنان ادامه یافت. ترس مردم این بود كه در صورت پراكنده شدن، نیروهای گارد، مجددا به همافران حمله كنند، بنابراین از دفتر حضرت امام كسب تكلیف كردند و دفتر امام توصیه كردند كه پراكنده نشود.
مردم در كنار خوابگاه نیروی هوایی همچنان شعار میدادند و خود را با آتش لاستیكهای فرسوده گرم می كردند كه در ساعت 5/3 نیمه شب مأموران حكومت نظامی با خودروهای نظامی و در حالیكه از دور با رگبار هوایی مسلسلها در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله كردند.
در این هنگام مردم به كوچههای اطراف پناه بردند اما مأموران توانستند 152نفر را دستگیر و به محل استقرار حكومت نظامی در كلانتری تهران منتقل كنند. در بین دستگیر شدگان دو روحانی هم حضور داشتند. گفته می شود اولین كلانتری ساقط شده در جریان هجوم مردم همین كلانتری بود.
در آن سوی جبهه انقلاب هم مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه جمع شدند. این بار اجتماعکنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عدهای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند.
این زد و خورد تا صبح ادامه یافت و سرانجام همافران در حالی که شصت و یک کشته و بیش از دویست مجروح بر جا مانده بود، توانستند حلقه محاصره را بشکنند و گاردی ها را عقب بزنند. این درحالی بود که بسیاری از مردم به تصور اینکه اقامتگاه امام(ره) مورد هجوم واقع شده، در اطراف مدرسه علوی و مدرسه رفاه اجتماع کرده و آماده مقابله با هر خطری بودند.