من عاشقم...
شنبه 18 دی 1389 11:07 AM
من عاشقم...
عاشق صداي شرشر باران
عاشق پنجره هاي خيس باران خورده و
عاشق کوچه هاي نمناک انتظار
من عاشقم...
عاشق شب هاي پرستاره و مهتابي
در کوچه پس کوچه هاي دلواپسي و دلتنگي
در انتظار ديدار يک آشنا
من عاشقم...
عاشق پاکي و معصوميت
عاشق نگاهي پاک و بي ريا
عاشق سبزي بهار و
عاشق تمام شقايق هايي که عاشقند
و در آخر من عاشقم...
عاشق تو
عاشق با تو بودن و
بدون تو من عاشق هيچ چيز نخواهم بود...
" بر روی بالشـی که از مــرگ پرنده ها پـر است
نمی تـوان خواب پــرواز را دیـد "