0

ملا نصرالدين

 
svh2005
svh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 18447
محل سکونت : مازندران

پاسخ به: ملا نصرالدين
جمعه 17 دی 1389  2:46 PM

وقتي ملا جوان بود، پدرش او را به بازار فرستاد تا کله پاچه بخرد. ملانصرالدين در راه گرسنه شد و تمام کله پاچه را خورد و دندانها و استخوانهايش را براي پدرش آورد. پدر ملا گفت: اين که استخوان خالي است پس گوش آن کو؟ ملا جواب داد: گوسفند بيچاره کر بود و گوش نداشت. پدر ملا گفت: پس بگو بدانم زبانش کو؟ ملا جواب داد: حيوان زبان بسته لال بود و زبان نداشت. پدر ملا گفت: پس چشمانش کو؟ ملا جواب داد: گوسفند کور بود و چشم نداشت. پدر ملا گفت: پوستش کو؟ ملانصرالدين جواب داد: بيچاره کچل بود اما خدا را شکر دندانهاي سالم و محکمي داشت که آن را برايتان آورده ام.

 

اگر من و شما خودمان را  اصلاح کنیم ، جامعه درست می شود

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها