0

طنز در اسارت

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: طنز در اسارت
شنبه 18 دی 1389  12:33 PM

علي فرعون

 

علي آقا فرعون بسيار آدم شوخ و خنده‌رويي بود و به اسرا كلّي روحيه مي‌بخشيد و حتي عراقي‌ها هم او را به همين صفات مي‌شناختند. جريان اين نام‌گذاري از اين قرار بود كه يكي از افسران عراقي كه از ساواكي‌هاي حزب بعث بود و خيلي ادّعاي زرنگي مي‌كرد، قصد داشت با زبان فارسي آشنا شود تا بهتر بتواند با بچّه‌ها برخورد كند. يك روز افسر عراقي به علي‌فرعون گفت: تو بايد به من فارسي ياد بدهي و من مي‌خواهم در مدت كوتاهي با ادبيات فارسي آشنا شوم. علي آقا قبول كرد و هر روز در ساعت مشخصي به مقرّ افسر عراقي مي‌رفت و در اتاق مخصوص او شروع به تدريس زبان فارسي مي‌كرد. علي آقا قبل از هر چيز شروع كرده بود به ياد دادن واژه‌ها و لغت‌هاي فارسي. مثلاً گفته بود ما به دست مي‌گوييم: " پيچ‌گوشتي "، به كفش مي‌گوييم: " قايق" و كلماتي از اين قبيل. بعد از مدتي كه حسابي كلماتي نظير اين‌ها را در ذهن او جا داده بود، گفته بود حال ديگر تو بايد شروع كني به مكالمه و صحبت كردن با اسرا تا كاملاً مسلّط شوي. افسر بخت‌برگشته نيز يك روز وارد اردوگاه شده و شروع كرده بود به فارسي حرف زدن. مثلاً به جاي اين كه به كسي بگويد چرا ريشت را نزده‌اي، مي‌گفت: چرا ناخنت را نزده‌اي و اين موجب خنده‌ي بچّه‌ها شده بود و بعد كه افسر متوجه شده بود حسابي سرِ كار رفته است، علي آقا را تنبيه كرده و گفته بود تو علي‌فرعون هستي. بعد هم شوخي‌شوخي به همين نام معروف شد.

منبع: كتاب طنزدراسارت   -  صفحه: 101

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها