0

طنز در اسارت

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: طنز در اسارت
جمعه 17 دی 1389  11:33 AM

آمارگير وسواسي

 

يكي از درجه‌داران عراقي كه سال‌ها در ارتش بعث خدمت كرده بود، در شمردن اسرا خيلي وسواس به خرج مي‌داد و هميشه هم دست آخر اشتباه مي‌كرد. يك روز عصر شروع كرد به شمردن بچّه‌هاي اتاق 10 تا آن‌ها را به داخل آسايشگاهشان بفرستد. تعداد افراد هر آسايشگاه حدوداً صد و پنجاه نفر بود؛ ولي گاهي مي‌شد چند نفري را براي نظافت بيرون نگه مي‌داشتند و يا مثلاً به جرم مخالفتي به سلّول مي‌بردند. خلاصه اين كه چند بار تا آخر شمرد و دوباره برگشت و در هر بار از مسئول آسايشگاه چيزي مي‌پرسيد. مثلاً مي‌گفت: چند نفر در بيمارستان يا سلّول هستند و بالاخره بعد از كلّي شمردن، دستور داد صف به صف داخل اتاق شوند. بعد از داخل كردن بچّه‌ها هم، در را قفل كرد. اما همين كه خواست به طرف آسايشگاه ديگر برود، ديد دو نفر دوان دوان به طرف آسايشگاه مي‌آيند. پرسيد: شما مال كدام اتاق هستيد؟ هر دو گفتند: اتاق 10. درجه‌دار عراقي با تعجب به طرف اتاق 10 برگشت تا آن‌ها را داخل اتاق كند كه ديد چند نفر ديگر هم آمدند. بدبخت درجه‌دار فداكار صدام از خجالت داشت آب مي‌شد و بچّه‌ها هم داخل اتاق از خنده روده‌بُر شده بودند.

منبع: كتاب طنزدراسارت   -  صفحه: 99
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها