0

طنز در اسارت

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: طنز در اسارت
جمعه 17 دی 1389  11:32 AM

آقا و باهوش

 

سربازي داشتيم به نام كريم كه علي‌رغم جثه‌ي بزرگش، عقل كوچكي داشت و بچه‌ها به او لقب الاغ داده بودند. كريم كه مي‌شنيد وقتي بچه‌ها او را صدا مي‌زنند، لقب الاغ را نيز به آن اضافه مي‌كنند از آنها پرسيده بود كه اين كلمه يعني چه و بچه‌ها به او گفته بودند معناي آقا و باهوش را مي‌دهد. روزي با شكسته شدن پنجره اتاق نگهبانان و داد و فريادي كه از داخل اتاق مي‌آمد، توجه همه به طرف آنجا معطوف و متمركز گرديد، اما بعد از گذشت دقايقي هنوز نمي‌دانستيم چه خبر شده است و بعد با آمدن يك ماشين دژباني، كريم از اردوگاه به بيرون انتقال پيدا كرد. تقريباً چهار يا پنج روز از اين قضيه گذشته بود كه ديديم كريم با صورتي برافروخته و كابلي سه شاخه در محوطه حاضر شد و در حالي كه از عصبانيت دندان‌هايش را روي هم فشار مي‌داد، مرتب اين كلمات را تكرار مي‌كرد: «الاغ يعني آقا، يعني باهوش؛ نه، الاغ يعني بي‌هوش، يعني خر!» و با تكرار اين كلمات، ضربات كابل بود كه بر بدن يكايك بچه‌ها مي‌نشست. بعدها فهميديم كه كريم براي خوشمزگي و خودشيريني به افسر توجيه سياسي گفته است كه شما الاغ، خيلي آقا، خيلي باهوش، كه بقيه‌اش را هم خودتان مي‌توانيد حدس بزنيد!

منبع: كتاب طنزدراسارت   -  صفحه: 53
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها