0

طنز در اسارت

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

طنز در اسارت
جمعه 17 دی 1389  11:31 AM


 

آجيل مخصوص

 

شوخ طبعي‌اش باز گل كرده بود. همه‌ي بچه‌ها دنبالش مي‌دويدند و اصرار كه به ما هم آجيل بده؛ اما او سريع دست تو دهانش مي‌كرد و مي‌گفت: نمي‌دم كه نمي‌دم.
آخر يكي از بچه‌ها پتويي آورد و روي سرش انداخت و بچه‌ها شروع كردند به زدن. حالا نزدن كي بزن آجيل مي‌خوري؟ بگير، تنها مي‌خوري؟ بگير.
و بالاخره در اين گير و دار يكي از بچه‌ها در آرزوي رسيدن به آجيل دست توي جيبش كرد اما آجيل مخصوص چيزي جز نان خشك ريز شده نبود.
همگي سر كار بوديم.

منبع: مجله جاودانه ها

 
 
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon ararar hojat20
دسترسی سریع به انجمن ها