پاسخ به: عوامل رسیدن به ثبات قدم در قرآن
پنج شنبه 11 آذر 1395 7:14 PM
مراد از قول ثابت، قول لا إله الا الله است؛ اگر این قول از مؤمنان، درست و بجا صادر شود، خداوند، ایشان را مورد لطف خود قرار می دهد و قدم هایشان را استوار می دارد زیرا خداوند خود را بر این امر مکلّّف کرده و آن را بر عهده ی خود گذارده است.[1] خداوند متعال، نزدیک به این معنا را در آیه دیگری، در چند جای از کلامش، خاطر نشان ساخته است. از جمله فرموده است: " اِنَّ الذَّینَ قالُُوا رَبُّناَللهُ ثمَُّ استَقامُُوا فََلا خوفَ عَلَیهِِم ولاهُُم یَحزَنُُون ".[2] و " اِنَّ الَّذینَ قالُُوا رَبُّنََا اللهُ ثُمَّ استَقامُُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ اَلََّّا تَخافُُوا وَ لا تَحزَنُُوا".[3] و نیز " اِلَیهِ یَصعدَُ الکَلمُِ الطَّیِّبُ وَ العَمَلُ الصَّالِحُ یَرفَعُهُ."[4] و این قول که در دو آیه اول بود و کلمه ی "طیب" که در آیه سوم قرار دارد، چیزی است که خداوند متعال، ثبات قدم اهل آن را در دنیا و آخرت، مترتّّب بر آن قول دانسته و اثر آن می شمرد هم چنان که مقابل آن، چیزی است که گمراهی ظالمان و یا شرک مشرکان، اثر آن چیز است و به این بیان، روشن می گردد که مراد از آن قول، همانا کلمه توحید و شهادت از روی حقیقت به یکتایی معبود است.[5]
[1] حسن بن علی محمد خزاعی نیشابوری. روض الجنان فی تفسیر القرآن. 274/11
[2] احقاف/ 13
[3] حم/ 31
[4] فاطر/ 11
[5] محمدحسین طباطبایی. المیزان. 51/12