پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 17 دی 1389 8:36 PM
|

|
با باد صبا |
|
رحمت ملايي جفرودي
زندگينامه |
| |
| |
|
بيا باد صبا كن گذر زسنگر من
سلام من برسان در وطن به مادر من
بگو به مادر زار من اي مادر جان
رفتم زكوي تو اي مهربان مادر من
زين پس مرا نتواني ببيني اي مادر
شيرت حلال كن مرا مادر دلاور من
ديدار ما به قيامت فتاد مادر جان
رفتم به عالم ديگر سراي ديگر من
تو پس از اين مكن آرزوي ديدن من
اي بينوا مادر زار و حزين و مضطر من
بخورد تركش خمپاره پيكر پاكم
فتاده نعش جوانان در برابر من
بجاي آغوش گرم تو مهربان مادر
بخاك گرم خوزستان نهادهام سر من
باد صبا پدرم را سلام كن برگو
كنار من تو هستي نه برادر من
هزار گفتگو دارم بدل من اي بابا
كسي كجاست بگويم وداع آخر من
باد صبا برسان تو سلام من به وطن
بر زينب زمانه بيچاره خواهر من
به خواهرم بگو خواهر به خون غلطانم
كه پاره پاره شده پيكر مطهر من
با صبا بگو به عروس جوان من
بر تن سيهپوش اي نااميد همسر من
ملائي زين كلامت آتش مزن تو ما را
افزون مكن تو درد دل مكدر من
|
|
منبع: كتاب هزار چشمه ي خورشيد
|