پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
پنج شنبه 16 دی 1389 3:19 PM
|

|
آتش، نيزار، باد |
|
عبدالرضا كوهمال جهرمي |
| |
| |
|
آمدم تا دل خود را بتكانم، بابا!
جاي خالي تو را نوحه بخوانم، بابا!
تو كجاي دل اين خاك به خون افتادي
قبلهي سرخ مناجات نهانم، بابا!
عهد كردم كه دگر بعد تو لب وا نكنم
باز با عشق تو گل كرد دهانم، بابا!
مثل آتش كه بييفتد به نيزار در باد
شعلهي داغ تو افتاد به جانم، بابا!!
بوي اگر ميشنوي، بوي دل سوخته است
نام تو سوخت دل و چشم و زبانم، بابا!
باز هم از تو سرودم كه توانم بدهي
شايد آبي بزني بر هيجانم، بابا!
بيتو چون باغ بلا ديده و توفان خورده
غرق دلگيرترين فصل بهارم، بابا!
بوي آغوش خدا ميدهد اين خاك غريب
كربلا هست همينجا، به گمانم، بابا!
اي رهاتر ز كبوتر! خط پروازت كو؟
تا از آن سمت، دلم را بپرانم، بابا!
آخرين غمزه و لبخند تو در يادم هست
رفته بر رجعت چشم تو گمانم، بابا!
وقت تنگ است و افسوس كه بايد بروم
تو دعا كن كه بر اين داغ بمانم، بابا!
ترسم اين قوم تو را زود فراموش كنند
نگرانم، نگرانم، نگرانم، بابا!
|
|
منبع: ماهنامه وصال
|