پاسخ به:نکات موفقیت
سه شنبه 19 دی 1396 9:49 AM
دکتر احمد حلت:
بعد از چند ساعت شادی و قدم زدن خانوادگی در ساحل مرجانی جزیره ، بالاخره به هتل برگشتیم . در راه برگشت پسر یکی از خانوادهها از پدرش پرسید :" چرا شنهای ساحل جزیره اینقدر تمیز و صاف و یکدست و پاک است ."
و پدرش با لبخند گفت:"چون اینها شن نیستند! اینها بقایای مرجانهای پودر شده هستند که کل ساحل را پوشاندهاند . جزیرهای که روی آن هستیم یک مرجان مرده غول پیکر است که بیش از یک میلیون سال عمر دارد ."
پسربچه حرف پدرش را باور نکرد . شانههایش را مثل کسانی که عاقلتر از این حرفها هستند بالا انداخت و گفت :" فکر کردید من بچهام و چیزی حالیم نیست؟"
و بعد سرش را پایین انداخت و به سمت مادرش رفت .
پدر لبخندی زد و هیچ نگفت . من میدانستم آن پدر حرف درستی زده بود . اما پسربچه نمیدانست .
از خود پرسیدم نکند خیلی وقتها که احساس دانایی میکنیم،در واقع مانع از ورود اطلاعات درست به ذهنمان میشویم و در نتیجه در ندانستگی خود درجا میزنیم؟!
📚الماسحلت(از خاطرات احمد حلت)
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.