پاسخ به:عزاداری بدعت یا سنت؟؟؟
جمعه 7 آبان 1395 9:59 PM
امّ سلمه در بیان گريه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) براي امام حسين (عليه السلام) می گوید:
«روزي همسرم رسول خدا در اتاق من بود فرمود: هيچ كس حقّ ورود به حجره مرا ندارد، بيرون اتاق منتظر بودم تا اجازه ورود صادر شود، در همين حال امام حسين (عليه السلام) محضر پيامبر رسيد، صداي گريه از درون اتاق به گوشم رسيد، حسّ تحقيق و جستجو وادارم نمود تا نگاهي به درون اتاق بياندازم، ديدم حسين بر زانوي رسول خدا نشسته و پيامبر دست بر پيشانياش ميكشد و اشك ميريزد. عرض كردم: به خدا سوگند من از ورود حسين به خانه مطلع نشدم تا از وارد شدن به حجره شما جلوگيري كنم. حضرت فرمود: اكنون جبريل با ما بود و از من سؤال كرد: يا رسول خدا (صلى الله عليه وآله) آيا حسينت را دوست ميداري؟ گفتم: آري! جبرئيل گفت: به زودي امت تو او را در سرزميني كه به آن كربلاء گفته ميشود به قتل ميرسانند. و بعد از اين سخن قدري از تربت آن را به من نشان داد»[33]
عايشه همسر ديگر رسول خدا ميگويد: حسين بن علي (عليه السلام) بر رسول خدا (صلى الله عليه وآله)وارد شد و پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) در حال شنيدن وحي از جبرئيل امين بود جبرئيل پرسيد: يا محمد! آيا حسين را دوست داري؟ فرمود: چرا فرزندم را دوست نداشته باشم؟ جبرئيل گفت: امت تو او را بعد از تو ميكشند. سپس جبرئيل دستش را دراز كرد و خاكي سفيد آورد و گفت: فرزندت را در سرزميني كه «طفّ» نام دارد ميكشند. رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به جمع اصحابش كه على و أبو بكر و عمر و حذيفه و عمّار و أبوذر بودند با چشمانى پر از اشك پيوست. ياران رسول خدا با ديدن آن حضرت پرسيدند، چه چيزى شما را به گريه آورده است؟
فرمود: جبرئيل مرا از شهادت فرزندم حسين در سرزمين طفّ آگاه كرد، و اين خاك را هم از همان سرزمين برايم آورده است، جايى كه محل دفنش خواهد بود. [34]