پاسخ به:عزاداری بدعت یا سنت؟؟؟
جمعه 7 آبان 1395 9:54 PM
حضرت يعقوب در غم از دست رفتن فرزندش، تا حدی متأثّر می شود،كه خداوند از زبان حضرت يعقوب اين چنين ميفرمايد:
«وَقَالَ يَأَسَفَي عَلَي يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ»؛[9] « گفت اي دريغ بر يوسف، و در حالي كه اندوه خود را فرو ميخورد، چشمانش از اندوه سپيد شد»)
حضرت يعقوب از فراق فرزندش، با اين كه ميدانست او زنده است و به آغوشش باز ميگردد، ولي با اين حال تأثرات روحي او را رها نميكند، و براي تسكين رنجهاي روحي و رواني پناهگاهي جستجو ميكند و عرض ميكند:
«قَالَ إِنَّمَآ أَشْكُواْ بَثِّي وَحُزْنِي إِلَي اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ»[10]؛ «شكايت و اندوه خود را پيش خدا ميبرم، و از عنايت خدا چيزي ميدانم كه شما نميدانيد»
زمخشري در تفسیرش می نویسد: «چشمان حضرت يعقوب از فراق يوسف تا زمان ملاقات يوسف از اشك خشك نگرديد و اين مدت هشتاد سال به طول انجاميد. و در روي زمين چيزي از اين كار براي خداوند ارزشمندتر نبود»[11]
از اين دليل قرآني، جواز گريه و زاري بر اولياء الهي و شكوه و شكايت از اعمال سردمداران ظلم به پيشگاه خداوند استفاده ميشود و به عنوان سيره يكي از پيامبران الهي دليلي محكم و قرآني بر اصل مشروعيّت عزاداري و گريه بر مصيبتها مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد.