0

داستانهای کوتاه

 
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:داستانهای کوتاه
سه شنبه 17 اسفند 1395  5:45 PM

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:
در بازار بودم...
اندیشه مكروهی در ذهنم گذشت.😓

🔸سریع استغفار كردم و به راهم ادامه دادم.

🔹قدری جلوتر شترهایی قطار وار از كنارم می‌گذشتند.🐪🐪🐪🐪

🔸ناگاه یكی از شترها لگدی انداخت كه اگر خود را كنار نمی‌كشیدم، خطرناك بود😰

🔹به مسجد رفتم و فكر می‌كردم همه چیز حساب دارد.
این لگد شتر چه بود؟!

🔸در عالم معنا گفتند:
شیخ رجبعلی! آن لگد نتیجه آن فكری بود كه كردی😳

🔹گفتم: اما من كه خطایی انجام ندادم...😶
گفتند: لگد شتر هم كه به تو نخورد❗️

🔔 اثر کارهای ما در عوالم جریان دارد، حتی یک تفکر منفی میتواند تاثیری منفی ایجاد کند...

#منتشر_کنید

 



 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها