0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى؟
سه شنبه 5 بهمن 1395  6:40 PM

داستان کوتاه:
💎دوستی تعریف می کرد :

اولين روزهايي كه در سوئد بودم ، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد . ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى . 
ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد . 
در آن زمان ، ٢٠٠٠ کارمند کارخانه اسکانیا با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند .
روز اول ، من چيزى نگفتم ، همين طور روز دوم و سوم . 
روز چهارم به همکارم گفتم : آيا جاى پارک ثابتى داري؟
 چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى؟
 در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم . اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند .
مگه تو اين طور فکر نمي‌کني؟  
فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
ehsan007060
دسترسی سریع به انجمن ها