0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
یک شنبه 26 دی 1395  8:03 AM

💎چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند ،
نزد یک استاد رفتند و از او پرسیدند:

استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خشنود به نظر میرسی، لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟

استاد گفت: بسیار ساده !

من زمانی که دراز میکشم ، دراز میکشم.
زمانی که راه میروم ، راه میروم.
زمانی که غذا میخورم ، غذا میخورم.

ان چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم, پس چرا خشنود نیستیم و آرامش نداریم؟
استاد به آنها گفت:

زیرا زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید ،
زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید ،
زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید.

فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید !

زمان حال ، تقاطع گذشته و آینده است و شما در این تقاطع نیستید بلکه در گذشته و یا آینده هستید
به این علت است که از لحظه هاتان ، لذت واقعی نمیبرید
زیرا 
همیشه در جای دیگر سیر میکنید و حس میکنید زندگی نکرده اید و یا نمی کنید

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
mahin15
دسترسی سریع به انجمن ها