0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
شنبه 8 آبان 1395  12:24 AM

 بنده سپاسگزار
پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) آن قدر براي نماز و عبادت مي ايستاد كه پاهايش ورم مي كرد، آن قدر نماز شب مي خواند كه چهره اش زرد مي شد و آن قدر در حال عبادت مي گريست كه بي حال مي گشت.
شخصي به آن حضرت عرض كرد:
مگر نه اين است كه خداوند گناه گذشته و آينده تو را بخشيده است.(2) چرا خود را اين گونه زحمت مي دهي؟
حضرت در پاسخ فرمود:
(افلا اكون عبدا شكورا): آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم.(3)
بحار الانوار جلد؛ 4

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها