پاسخ به:داستانهای کوتاه
یک شنبه 2 آبان 1395 5:31 PM
🖊یڪ نفر پیش من آمد که مثل نی قلیان شده بود، لاغر از غصه، کہ چرا من گرفتار وسوسه شده ام، مےگفت:
«هر چه شیطان را ردش می کنم باز سراغم می آید، باز به سراغم مۍآید و مرا وسوسه مےکند، من چکار کنم آقا؟»
من به او گفتم این ذکر را بگو؛ این ذکر را گفت و حالش جا آمد.
«لا حَولَ ولا قَوَّة اِلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم»
🖊پس ذکر «لا حَولَ ولا قَوَّة اِلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم» را زیاد بگویید. دو صد گفته ، چون نیم کردار نیست. انسان حرف بزند، اما عمل نکند ، فایده ندارد.
بدی کردیم خوبی یادمان رفت
زدلها لای روبی یادمان رفت