0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
یک شنبه 2 آبان 1395  5:31 PM

 

🖊یڪ نفر پیش من آمد که مثل نی قلیان شده بود، لاغر از غصه، کہ چرا من گرفتار وسوسه شده ام، مےگفت:
 «هر چه شیطان را ردش می کنم باز سراغم می آید، باز به سراغم مۍآید و مرا وسوسه مےکند، من چکار کنم آقا؟»

من به او گفتم این ذکر را بگو؛ این ذکر را گفت و حالش جا آمد.

«لا حَولَ ولا قَوَّة اِلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم»

🖊پس ذکر «لا حَولَ ولا قَوَّة اِلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم» را زیاد بگویید. دو صد گفته ، چون نیم کردار نیست. انسان حرف بزند، اما عمل نکند ، فایده ندارد.

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها