پاسخ به:داستانهای کوتاه
پنج شنبه 22 مهر 1395 5:54 PM
آنچه داريم ...
💎روزي يك پدر روحاني از خيابان مي گذشت كه گروهي دختر و پسر جوان شروع كردند به توهين و مسخره كردن او، پدر به جاي آنكه خودش را به نفهميدن بزند،به طرف آنها رفت و آنها را تبرك كرد!
پسري از آن گروه گفت:آقا!نكند شما ناشنواييد؟ ما به شما بد و بيراه گفتيم و شما ما را تبرك مي كنيد؟!!
پدر پاسخ داد:نه فرزندم!هر يك از ما تنها مي تواند آنچه را دارد، به ديگران عرضه كند...
بدی کردیم خوبی یادمان رفت
زدلها لای روبی یادمان رفت