0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
پنج شنبه 22 مهر 1395  5:54 PM


آنچه داريم  ...

💎روزي يك پدر روحاني از خيابان مي گذشت كه گروهي دختر و پسر جوان شروع كردند به توهين و مسخره كردن او، پدر به جاي آنكه خودش را به نفهميدن بزند،به طرف آنها رفت و آنها را تبرك كرد!

پسري از آن گروه گفت:آقا!نكند شما ناشنواييد؟ ما به شما بد و بيراه گفتيم و شما ما را تبرك مي كنيد؟!!

پدر پاسخ داد:نه فرزندم!هر يك از ما تنها مي تواند آنچه را دارد، به ديگران عرضه كند...

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها