0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
سه شنبه 20 مهر 1395  11:17 PM

صوفی با یکی از مریدانش در یکی از صحراهای افریقا سفر میکردند 

.شب که شد ،خیمه ای بر افراشتن و دراز کشیدن تا استراحت    کنند.
 مرید گفت:  ((چه سکوتی )) مراد گفت: (( هرگزنگوچه سکوتی همیشه بگو:نمیتوانم به صدای طبیعت گوش کنم ))

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها