پاسخ به:شش گوشہ
سه شنبه 13 مهر 1395 8:37 AM
يك شب دلم بهانه ي كرببلا گرفت
قلبم شكست و دور و برش را خدا گرفت
پس پا شدم به نيت روضه كه ناگهان
ديدم بهشت آمد و دست مرا گرفت
اي زائري كه ميروي آهسته تر برو
شوق غم حسين مرا هم فرا گرفت
اذن دخول خواندم و وارد شدم ولي
ديدم بهشت گوشه اي از عرش جا گرفت
در مجلسي كه جاي رسولان وحي بود
هر كس نشست خلوت غار حرا گرفت
بدی کردیم خوبی یادمان رفت
زدلها لای روبی یادمان رفت