0

یادنامه شهدای روحانی

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389  4:09 PM

عنوان : حاج آقا مصطفي خميني


حضرت امام خميني(ره):
من اميد داشتم كه اين مرحوم(حاج آقا مصطفي)شخص خدمتگزار سودمند براي اسلام و مسلمين باشد.
آيت الله شهيدحاج آقا مصطفي خميني(ره)
«دردوران عمرم فقط چند سالي پس از رسيدن به سن بلوغ تقليد كردم و خيلي زود به درجه اجتهاد رسيدم.»
زندگينامه شهيد آيت الله سيد مصطفي خميني(ره)
حضرت آيت الله آقاي‌حاج سيدمصطفي‌خميني رضوان الله عليه ،فرزند كبير امام خميني(ره) ،دوازدهم ماه رجب 1349قمري در شهرستان مذهبي قم ديده به جهان گشود.بعد ازاتمام دروس ابتدايي، در حوزه علميه قم به آموزش و فرا گرفتن دروس اسلامي پرداخت ادبيات عربي را نزد اساتيد فن آموخت و دوره‌ي سطح را در محضر اساتيد حوزه علميه قم چون آيت الله‌حائري،آيت الله  صدوقي،آيت الله  سلطاني و آيت الله  شيخ محمدجواد اصفهاني گذراند،در سن بيست و يك سالگي از حوزه‌ي درس خارج فقه مرجع بزرگوقت مرحوم آيت الله  العظمي بروجردي (ره) استفاده كردو خارج اصول را در خدمت امام خميني(ره) شروع كرده پس از در گذشت آيت الله  العظمي بروجردي قدس ره در حوزه‌ي درس فقه و اصول پدر بزرگوارش و نيز علامه ي بزرگ مرحوم داماد شركت كرد و از چهره‌هاي برجسته و دست پروردگان بنام حوزه علميه قم به شمار آمد و تا پايان عمردر حوزه فقه پدرارجمندش حضور يافت و از فيوضات معظم‌له بهره برداري نمود.درعلم رجال و تاريخ داراي اطلاعات و سيع و تبحري كم نظير بود و استعداد و حافظه‌ئي سرشار داشت.
آيت الله  فقيد،علاوه در مقام و درجه اجتهاد در فقه و اصول ،در علوم معقول و فلسفه و كلام نيز يد طولاني داشت،منظومه حكمت را نزد يكي از اساتيد فلسفه آموخت و بلافاصله بتدريس آن پرداخت و ازاساتيدفن گرديد.اسفار راازاستاد بزرگ و علامه مرحوم سيد ابوالحسن قزويني(ره)و علامه عاليقدر سيدمحمدحسين طباطبائي (ره)فراگرفت و به سن سي سالگي نرسيده بود كه جامع معقول ومنقول شدو مدت ده سال در حوزه علميه نجف اشرف خارج اصول تدريس ميكردو شيفتگان مكتب علمي اين خاندان را بفيض مي‌رساند.
آيت الله  «شهيد»،به تصديق و اعتراف فضلا و مدرسين برجسته حوزه از نظر كار و استعداد و فكر كم نظير بود.
 آثار علمي«شهيد»
در زمينه فقه: يكدوره كامل بيع،مركب از ده جلد،كتابي در مبحث اجاره-اين كتاب در يورش مـآَُمورين رژيم به منزل امام خميني(ره) در قم بضميمه نزديك به هزار كتاب از كتب خطي تآُليف خود امام و غيره برده شد-كتابي در مبحث نكاح و حاشيه‌اي برعروةالوثقي مرحوم سيدمحمد كاظم يزدي قدس ره.
در اصول تحقيقاتي از اول تا مبحث استصحاب تعليقي ودر موضوع تفسير،متجاوز از چهار هزار صفحه كه هنوز به اتمام نرسيده است.در زمينه فلسفه حاشيه‌اي بر اسفار. 
مبارزه شهيد تحت رهبري پدر بزرگوار
در مبارزات ايران از سال 1341شمسي يكي از افراد و پركارو زحمتكش روحانيون بود و در به حركت آوردن نيروهاي اصيل فعاليت و كوششهاي طاقت فرسائي داشت، در سال42بعد از دستگيري امام خميني(ره) در اثر هجوم وحشيانه جلادان شاه يكي از فرزندانش را از دست داد.
در مدت بازداشت امام ،نقطه اتكائي براي مبارزات روحانيون بود.در13آبان 43كه امام خميني توسط رژيم مزدور،ربوده شدو به تركيه تبعيد گرديد،معظم له نيز،بازداشت و در قزل قلعه زنداني شد.بعد از دو ماه و چند روز بعد اثر فشار افكار عمومي آزاد و با ورودش به حوزه علميه قم تظاهرات وسيعي برگزار گرديدو اين تظاهرات و استقبال همه جانبه منجر به بازداشت مجدد و تبعيد معظم له به تركيه شداما افكار عمومي ملت ايران و ساير ملل اسلامي آنچنان بر ضد رژيم ايران و به نفع امام خميني(ره) بسيج شده بود و علماء اعلام و مردم غيور ايران چه از داخل و چه در خارج كشورآن قدر از امام بيدريغ حمايت نمودندو به سازمانهاي حقوقي بين المللي شكايت كردند،كه شاه بناچار امام‌خميني(ره)را به همراه اين فرزند برومندبه عراق تبعيد نمود و آيت الله سيد مصطفي(ره) در همين تبعيدگاه شربت شهادت نوشيد.
او بارها مي‌فرمود كه:«در راه آزاد،كشته‌هاي بسيار خواهيم دادو بالاخره ثمره پايداري است.»
مقبره آيت الله  «شهيد»،در ايوان مطهر علي‌بن‌ابيطالب(ع) امام پرهيزكاران مي‌باشد.
حضرت آيت الله  خامنه‌اي :
اخلاق خاص او در رابطه باامام(س)و حفظ جنبه يكساني با ديگر مردم در آن روزها در حوزه معروف بود.همه مي گفتند كه حاج آقا مصطفي‌خميني (ره) در منزل امام به گونه‌اي رفتار ميكند كه با هيچ يك از مراجعين فرقي نداردو واقعيت هم  همين بود،هرگز انتساب به امام(س)و يا نام ايشان براي او وسيله‌اي محسوب نمي‌شد،بعد از آنكه در سال1343هجري شمسي پيرو تعرض شد امام(س)نسبت به ماجراي كاپيتو لاسيون كه منجر به تبعيد امام خميني(ره)از ايران شد،ايشان را هم گرفته و به تركيه تبعيد كردندو آنجا در خدمت امام بودند. قبل از آن واقعه ،مرحوم آقا مصطفي (ره) مزه زندان راچشيده بود،درزندان قزل قلعه و زندانهاي ديگر در سلول‌هاي تنها،روزها و شبهاي غربت ،تنهايي و محنت راگذرانده بود،اما اين تبعيد براي او مهم و آموزنده بود.
آيت الله حاج شيخ شهاب الدين اشراقي:
ايشان تمام«المنجد»رااز حفظ بود و به خصوصيات اغات واقف بود و در قدرت حافظه،دانستن فتواي علما،يد طولاني داشت.درقدرت حافظه او همين بس كه از اتمام فروع كتاب «عروة الوثقي»مرحوم حاج محمد كاظم(ره)كه يكي ازكتب بسيار نفيس فقهي است،اطلاع كافي داشت. و اما در مورد استعداد ايشان ،همين قدر بگويم كه ما باايشان و يكي از رفقاي ديگر به نام استاد محمد فاضل،سالهاهم بحث بوديم و من در آن بحث دريافتم كه ايشان در سن 25سالگي مجتهد شده است.
آيت الله حاج شيخ محمد حسن قديري:
خاطره‌اي از مرحوم حاج آقامصطفي(ره)در سفري كه در خدمت ايشان در پياده روي كربلا بودم دارم و آن اين بود كه وقتي به باغهاي كربلا رسيديم،شب را آنجا مانديم،رفقا دور ايشان جمع شدند و ايشان مشغول صحبت بود. بنا شد هر كدام از رفقا در يكي از علوم ،سوالي از ايشان بكند.يادم نمي‌رود كه سوالات زياد از علوم مختلف از ايشان شدكه حدود چهار ساعت طول كشيدو ايشان در اين مدت مشغول جواب بود،كه واقعا من هنوز از تصور آن جلسه تعجب مي كنم كه شخص اين‌قدر با استعداد مي‌شود كه بدون مطالعه در اين مدت اين همه سوال مختلف را جواب بدهد.
آيت الله العظمي حاج شيخ محمد فاضل لنكراني:
چيزي را كه به عنوان زندگي نامه و بيان خاطرات پس از مرگ باشد هنوز تصور آن براي اين جانب مشكل است و از اين جهت قلم از بيان آن عاجزست،زيرا كه من از دوران كودكي يعني همان دوران دبستان باايشان آشنا شدم و اين آشنايي و ارتباط تا پايان حيات آن بزرگوارادامه يافت به ويژه با توجه به صفا و صميميتي كه در زمان دوستي از خود نشان داد.به هر حال وي داراي مزاياو ويژگي‌هايي بود و زندگي وي را ابعاد مختلفي تشكيل مي دادو در هر بعد به مراحل كمالي آن بعد رسيده بود.
حجت اسلام والمسلمين سيد محمود دعايي:
ايشان با اين كه مي توانستند از امكانات مالي فراواني استفاده كنند و خود مجتهدبودندكه مي‌توانستند در وجوهات مالي در قسمتهاي شرعي آن تصرف كنند باوجود اين ،به مثابه يك طلبه عادي در حوزه ها حضور داشتند .در تمام مدتي كه ايشان در عراق يا ايران بودند حتي يك خانه ملي هم نداشتند ،يا در اتاقي اجاره‌اي زندگي مي كردند يا در كنار پدر خود زندگي را مي‌گذراندند. وضع زندگي ايشان خيلي ساده بود و به اين دليل دشمن به هيچ طريق نمي‌توانست خداي نكرده در زمينه‌هاي مادي و زرو زيور دنيا او رافريب دهد.
او اهل گذشت بود و فروتني خاص و تواضع ايشان باعث مي شد در مواقعي كه عناصر ي عجولانه در مورد ايشان قضاوت يا برخوردخشن كرده بودند و يا احيانا رنجشي به ايشان وارد مي‌آمد ،با بزرگواري خاصي از اين مسايل به  راحتي بگذرند. ديگر از خاطرات من از ايشان همانا ميزان تعهد و پايداري ايشان در مورد مسايل مختلف اسلام بود. مثلا در طول15سالي كه ايشان در نجف بودند حتي يك روز نيز زيارت عاشوراي ايشان ترك نشد. 
حضرت آيت الله خامنه‌اي (دام ظله العالي):
«شهادت ناگهاني اين روحاني بزرگ و شخصيت عالي قدر ،جريان مبارزات را در ايران از يك گذرگاه بسيار حساسي گذراند و مبارزات را وارد يك مر حله جديدكرد.»
لحظه شهادت از زبان مرحوم حاج سيد احمد آقا
صبح زود حدود ساعت 5 صبح با تكانهايي كه به پايم داده مي‌شد ،چشمهايم را باز كرده و امام را ديدم كه مي‌گويند:«بلند شو و برو خانه مصطفي ،گفته‌اند بروي آنجا،فكر ميكنم معصومه خانم (همسر حاج آقا مصطفي )ناراحت است.وقتي به داخل منزل رفتم ،آقاي دعايي و يك برادر افغاني كه در آنجا درس مي‌خواندو آقاي ديگري را ديدم ،وقتي به قسمت بالاي منزل رفتم ، ديدم زير بغل و پاهاي برادرم را گرفته‌اند و از پله پايين من آورند.دستم را بر پيشاني ايشان گذاشتم و گرمايي احساس كردم.او را در تاكسي گذاشتيم ،ولي انگاركسي در همان لحظه به من گفت كه او مرده است.بعد از معاينه دكتر در بيمارستان ،من به خانه برگشتم و نمي‌دانستم كه به امام(س)چه بگويم ولي مي‌بايست طوري قضيه را به امام مي‌گفتم . به قسمت بيروني بيت امام(س)جايي كه مراجعه كنندگان عمومي مي آمدند رفتم ودو نفر را خدمت ايشان فرستادم كه بگويند حال حاج آقا مصطفي بد شده‌است و ايشان را به بيمارستان برده‌اند.بعد از چند لحظه امام گفتند :«بگوييد احمد بيايد»من خدمت ايشان رفتم و گفتند:«من مي خواهم به بيمارستان بروم و مصطفي را ببينم». با ناراحتي زياد بيرون آمدم و به آقاي رضواني(كه الان در شوراي نگهبان است)گفتم كه ايشان چنين مطلبي گفته‌اند،خوبست به ايشان بگوييم ،دكتر ملاقات با حاج آقا مصطفي را ممنوع كرده است كه حتي المقدور امام دير از جريان مطلع شوند. قرار شد،اين طور مطلب رابگويند در حالي كه آنها هم از طرح اين قضيه وحشت داشتند . در طبقه بالا از پنجره اي كه در طبقه بالا بود امام مرا ديد،صدا زد و گفت «احمد» به خدمت ايشان رفتم ،گفتند:«مصطفي فوت كرده»؟
من هم بسيار ناراحت شدم و در حال گريه چيزي نگفتم. ايشان همان طور كه نشسته بود و دستهايشان روي زانو قرار داشت ، چند بار انگشتا‌نشان را تكان دادند و سه بار گفتند«انا الله و انا اليه راجعون»تنها عكس  العملشان همين بود،هيچ واكنش ديگري نشان ندادندو بلا فاصله آمدن افراد براي تسليت امام شروع شد.  در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ مصطفی خمینی، نور بصرم و مهجه قلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها