عنوان : محمد حسن شريف ( قنوتي)
سخن از زندگي سراسر مبارزه رادمردي است كه اسوه ايثار، مقاومت، تقوا و شجاعت است. رهروي پاك از رهروان ثار الله. عالمي با عمل كه پرورده دستهاي متبرك علماي اسلام ناب محمدي است.
زندگینامه
شهيد «محمد حسن شريف»( قنوتي) در سال 1313 در سرزمين گرم جنوب در منطقه «اروندكنار» از توابع شهرستان «آبادان» ديده به جهان گشود. دوران كودكي را تحت تربيتهاي ديني پدر و مادر در خانوادهاي مذهبي و روحاني گذراند. او از همان اوان كودكي با اصول و مفاهيم اسلامي آشنايي كامل يافت. با ورود به سنين نوجواني، روح بلند و عشق و علاقه شديدش، او را مصمم و راهي اردوگاه امام زمان (عج الله تعالي فرجه) كرد. دروس مقدمات حوزه را در مدرسه علميه« آبادان» فرا گرفت، سپس به حوزه علميه «بروجرد» رفت و ادامه علوم حوزوي را تا پايان سطح و دوره اول خارج، نزد علماي بزرگوار بروجرد به پايان رساند. سپس به حوزه علميه «قم» هجرت كرد و با شركت در دروس خارج حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) و آيت الله العظمي گلپايگاني از محضر ايشان كسب فيض نمود.
با توجه به نياز منطقه« اردكان» به عالمي آگاه و مبلغي با تقوا، از سوي امام (رحمه الله عليه) به اردكان فارس اعزام شد. ايشان در آن منطقه خدمات ارزنده و زيادي از جمله ترويج و تبليغ احكام در روستاها و ساختن مسجد و حمام و دبستان و ... انجام داد. با شروع انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام (رحمه الله) شهيد «قنوتي» مبارزاتش را علني كرد و اعلاميهها و رسالههاي امام را در بين مردم پخش ميكرد. او در طول چند سال قبل از انقلاب همواره دستگير و زنداني شده و بارها به شهرهاي مختلف تبعيد شد. با شروع انقلاب به رهبري حضرت امام (رحمه الله عليه) او كه آرزوي چنين روزهايي را ميكشيد، به بروجرد رفت و در صفوف متحد مردم شركت كرد. با شروع جنگ تحميلي، اولين ستاد كمك رساني به مناطق جنگي را در «بروجرد» تشكيل داد و جزء اولين گروه داوطلب بود و از همان ستاد براي كمك به جبهههاي حق عليه باطل به كربلاي «خوزستان»، شهر خونين شهر، شهر عشق و خون به صف مقدم جبهه رفت و گروه« الله اكبر» را كه همگي نيروهاي بسيجي و مردمي بودند، سازماندهي كرد.این گروه به لشگرالله اکبرنیز معروف است. جانبازيهاي اين گروه كه هدفشان الله و سلاحشان ايمان و رهبرشان خميني بود، هنوز در ذهن تمام رزمندگان به يادگار نقش بسته است. شخصيت و زندگي درخشان اين شهيد بزرگوار ابعاد گوناگوني داشت و ما تنها به گوشهاي از اين ابعاد اشاره كرديم.
سرانجام در يكي از مأموريتهاي مهمات رساني هنگام برگشت به طرف مقر خود، مورد حمله مزدوران عراقي قرار ميگيرد. بعد از اينكه از پشت سر تمام بدنش را مورد هدف گلوله قرار ميدهند، بالاي سرش آمده و با سر نيزه سرش را بريده.عمامه و سرش را بر ميدارند و فرياد ميكشند: «يكي از خمينيان را کشتيم»
آري، او نيز همچون سقاي كربلا حضرت عباس (عليه السلام) به شهادت رسيد. حضرت عباس (عليه السلام) ضمن رسانيدن آب به طفلان، و او در حين رسانيدن مهمات به ياران امام (رحمه الله عليه) و به اين ترتيب «شريف قنوتي» به آرزوي ديرينهاش رسيد.
به راستي او جز «السابقين الي ارادته» بود كه مدال افتخار اولين شهيد روحاني جبهه جنگ به او داده شد.
و سرانجام در 24 مهر 1359 به شهادت رسید.
منبع:"نرم افزار تولید شده توسط کنگره ی شهدای روحانی
همسر شهيد:
بعد از رفتن او به جبهه، ديگر او را نديدم. ولي دوستانش به ما مي گفتند كه او براي بردن آذوقه به جبهه، در خطرناكترين مسير، رانندگي ميكند. در عمليات جلوگيري از سقوط خرمشهر نقل است، آنقدر تيراندازي ميكند كه لوله سلاح قرمز مي شود. براي رساندن مهمات به دست رزمندگاني كه جلوي دشمن را سد كرده بودند تا سريعتر به مقصد برسد، بدترين مسيرها را انتخاب مي كرد.
فرزند شهيد:
بعد از اينكه پدرم به خونين شهر رفت، من نيز به دنبال او رفتم، ولي او را پيدا نكردم. خود نيز به جبهه رفتم و مجروح شدم. وقتي كه پدرم مرا در بيمارستان ديد، گفت: «شهادت سعادتي است كه نصيب هر كس نمي شود و خون پاك و مطهر مي خواهد.»
همرزم شهيد :
شهيد قنوتي در دوران طاغوت فعاليتهاي سياسي بسياري داشت به گونهاي كه حتي در زمان زندان هم دست از روشنگريهاي خود و رسوا كردن رژيم پهلوي برنداشت.
زماني كه از طرف ساواك اصفهان او را دستگير كردند و به زندان بردند با سخنرانيهاي خود ديگران را متحول كرد و به ياد دارم در يك روز عاشورا در زندان در حال سخنراني بود، افسر نگهبان براي آرام كردنش اسلحه را جلوي او گرفت و تهديد كرد كه اگر ادامه دهد او را به قتل ميرساند و او در جواب گفت: چقدر تشنه شهادت در روز عاشورا هستم واگر لايق آن باشم حتماً شليك خواهي كرد.
|