پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389 4:03 PM
عنوان : شهيد دكتر محمد مفتح
روحاني شهيد دكتر محمد مفتح فرزند محمود، در سال 1307 در همدان متولد شد. وي تحت سرپرستي خانوادهاي دانش دوست و محبّ اهل بيت(ع) رشد و تربيت يافت. پس از هجرت به قم به لحاظ علاقه وافر به كسب علوم الهي در حوزه علميه اين شهر به سرعت مدارج علوم ديني را طي كرد و در محضر اساتيد بزرگواري چون امام خميني(ره)، آيتالله بروجردي(ره)، آيتالله گلپايگاني، علامه طباطبايي و مرحوم داماد به كسب معارف پرداخت.
شهيد مفتح در علوم دانشگاهي نيز موفق به اخذ بالاترين مدرك علمي شد و پس از كسب معارف الهي و معلومات دانشگاهي از سنگر حوزه و دانشگاه، به تعليم و تدريس پرداخت و به پيوند دو قشر دانشجو و طلبه اهتمام ورزيد.
شهيد دكتر محمد مفتح از ابتداي تدريس در دبيرستان به روشنگري دانشآموزان پرداخت. با ارائه شناخت به طلاب علوم ديني، ايشان را به جرگه مبارزه با رژيم منحوس پهلوي سوق داد. وي كه از آغاز به پيوند دو قشر روحاني و دانشجو اعتقادي عميق داشت به رغم جو مخالف آن زمان در اين راستا گامهاي شايسته برداشت.
با اوجگيري مبارزه روحانيت، شهيد مفتح به مبارزه در ابعاد مختلف آن ادامه داد تا اينكه رژيم منحوس پهلوي براي جلوگيري از اين فعاليتها وي را از آموزش و پرورش اخراج و به زاهدان و ديگر مناطق دورافتاده كشور تبعيد نمود. پس از اتمام دوره تبعيد و در پي ممانعت ساواك از ورود ايشان به قم، شهيد مفتح در تهران ساكن شد و با اقامت در تهران فصل ديگري از زندگي سراسر مبارزه خويش را آغاز كرد.
شهيد مفتح در سال48 به اتفاق استاد شهيد مطهري در دانشكده الهيات به تدريس پرداخت. در سال52 امامت مسجد جاويد را عهدهدار شد و هستهاي جهت تجمع نيروهاي مسلمان مبارز ايجاد كرد. استقبال فراوان از برنامههاي مسجد و فعاليتهاي گسترده شهيد مفتح موجب شد كه سال52 ساواك وي را دستگير و مسجد جاويد را تعطيل نمايد.
پس از آزادي از زندان در سال55، دكتر مفتح امامت مسجد قبا را عهدهدار شد و به اين ترتيب پايگاه ديگري براي پيشبرد اهداف نهضت اسلامي تشكيل داد. با داير كردن كلاسهاي معارف اسلامي و ايراد سخنراني و تشكيل كتابخانه و اردوهاي ويژه جوانان، حركت پر شور اسلامي را با آگاه سازي نسل جوان و قشر دانشجو تداوم بخشيد.
شب اول ماه مبارك رمضان سال57 كه مسجد قبا و خيابانهاي اطراف آن مملو از جمعيت بود، شهيد دكتر مفتح به افشاگري حادثه آتش سوزي سينما ركس آبادان پرداخت و با شجاعت و صراحت رژيم پهلوي را مسبب اين فاجعه دردناك معرفي كرد.
در روز سيزدهم شهريور ماه57 كه مصادف بود با عيد فطر، اعلام كرد كه نماز عيد فطر را امسال نيز چون سالهاي قبل در اراضي قيطريه اقامه خواهد كرد. صبح روز سيزدهم شهريور ماه جمعيتي انبوه به سوي قيطريه حركت كرد. نماز عيد با شكوهي وصفناپذير به امامت شهيد مفتح اقامه گرديد و پس از اتمام نماز و ايراد سخنراني اين اجتماع عظيم به راهپيمايي شكوهمند عليه رژيم پرداخت كه در روزنامه عصر از اين راهپيمايي به عنوان بزرگترين راهپيمايي مذهبي، سياسي تاريخ ايران ياد شد. سفير آمريكا در ايران(سوليوان) نيز معتقد بود كه اين تظاهرات به عنوان يك نمايش خياباني در تاريخ نوين ايران بيسابقه بوده است. وي اين حركت را كار يك سازمان مجهز و مجرب ميدانست.
در پي اين جريان رژيم با هر گونه اعتراض خياباني به شدت مقابله كرد و كشتار هفدهم شهريور را در ميدان شهداي تهران طراحي كرد كه اين كشتار نمونه بارز ترس و وحشت رژيم از اقدامات انقلابي بود.
تدريس كتاب منظومه حاج ملّاهادي سبزواري آغازي بود كه او را در رتبه فضلاي حوزه علميه قم قلمداد كنند. تدريس دروس ديني در دبيرستانهاي قم جزء برنامههاي علمي اين بزرگوار بود.
دبيرستان دين و دانش قم، محل تدريس اين عالم عاليقدر بود كه اين مدرسه را شهيد مظلوم آيتالله دكتر بهشتي تأسيس نمودند.
شهيد مفتح با همكاري شهيد دكتر بهشتي، مقام معظم رهبري به مناسبت تقويت پيوند دانشاموزان، فرهنگيان، دانشجويان و روحانيون اقدام به تأسيس كانون اسلامي دانشآموزان و فرهنگيان در قم نمودند كه مسؤوليت مستقيم اين كانون به عهده آن شهيد بزرگوار بود.
حوزه و دانشگاه تا زمان ورود عناصر انديشمندي چون شهيد مطهري و دكتر مفتح سه دوره را پشت سر نهاده بود. اوّلين دوره، وحدت بود كه در يك مدرسه دانشمندان و متفكران ديني و علمي آن زمان به فراگيري علوم مذهبي و علمي ميپرداختند.
دوره دوم جدايي اين دو كانون از يكديگر بود، ولي اين دوري از هم توأم با خصومت و كينه از همديگر نبود. در دوره سوم شاهد ضديت اين دو مركز علمي، نسبت به هم بوديم.
دشمنان حوزه و دانشگاه قبل از پيروزي انقلاب همواره به اين اختلاف دامن ميزدند به گونهاي به طراحي نقشه ميپرداختند كه هر از گاهي عالمي وارسته در حوزه مظان سازش و اتهام قرار ميگرفت و طرد ميشد و دانشمندي متفكر به بي ديني و الحاد محكوم ميگرديد و مرتد به شمار ميرفت.
با تلاش متفكراني چون استاد شهيد مرتضي مطهري و استاد ارجمند دكتر محمد مفتح، دو قشر دانشجو و روحاني نياز به هماهنگي و وحدت را در خود احساس كردند. قشر دانشگاهي درك كرد كه بدون هماهنگي با روحانيتي كه بر عموم تأثير همه جانبه دارد و ناشر فرهنگ اسلام است، هيچ اقدام مثبتي نميتواند انجام دهد. آنچه سبب شد تا روحانيت به دانشگاهي توجه كند اين واقعيت بود كه بدون در نظر گرفتن اقشار صاحب تخصص و داراي توانائيهاي علمي و فني و برخوردار از مهارتهاي پژوهشي رشد و توسعه علمي، فرهنگي و رونق و شكوفايي جامعه ميسر نخواهد شد.
شهيد مفتح راه سعادت امت را در اسلام ميديد و معتقد بود كه برنامههاي عبادي اين آيين انسانها را نجات ميدهد. او طي سخناني فرموده است: «ماه مبارك رمضان يكي از چهرههاي عبادي ما است و ماه دعا، ماه التماس، ماه خودسازي. ديديم چگونه عامل ما بود، بعد از ماه رمضان مردم يكپارچه آتش شدند و جريان هفدهم شهريور نتيجه برنامههاي ماه رمضان بود. آن راهپيمايي عظيم شكننده تاسوعا و عاشوراي ما كه دشمن را به زانو درآورد و در دنيا صدا كرد، در لواي اسلام بود، در برنامه عزاداري حسين(ع) بود، به بركت تاسوعا و عاشوراي حسيني بود.»
توجه به دعا و نيايش جزو انديشههاي تابناك آن شهيد بزرگوار بود. ايشان دعا را يكي از سرمايههاي بسيار ارزنده و از حقايق مسلم قرآن و اسلام ميدانست.
عشق به اهل بيت(ع) جزو برنامههاي تربيتي استاد شهيد بود خود ايشان در مكتب تربيتي پدر اين درس را آموخت و به خوبي به شاگردان تفهيم كرد. آن مجتهد عاليقدر و ژرفانديش و استاد تواناي دانشگاه اعتقاد داشت:
«يكي از مسائل، زيارت و رفتن كنار قبور بزرگان دين و توسل است كه اصل آن از نظر روايات اسلام و روش پيشوايان مسلمين عملي است مقدس و محترم، بديهي است كه اين اعمال خاطره قيام و انقلاب و شجاعت آن بزرگواران را در دلها زنده ميدارد و به ما درس قيام و فداكاري در برابر اسارت و ستم را ميآموزد.
شهيد دكتر مفتح ضمن مبارزه در سنگرهاي گوناگون، تدريس در مراكز آموزشي و دانشگاهي را جهت تربيت نسل جوان و آيندهساز سرلوحه زندگي مبارزاتي خويش قرار داده بود. او اغلب تلاش خود را صرف انجام پژوهش در علوم مختلف مينمود كه مجموعه اين تلاشها، ميراث ارزشمندي شد كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
1. روش انديشه
2. حكمت الهي و نهجالبلاغه
3. آيات اصول اعتقادي قرآن
4. ويژگيهاي زعامت و رهبري پيشرفت علوم
5. حاشيه براسفار ملاصدرا
6. ترجمه بعضي از جلدهاي تفسير مجمع البيان
صبح روز سه شنبه 27 آذرماه 58، دكتر مفتح به قصد رفتن به دانشكده الهيات دانشگاه تهران از منزل خارج شد و زماني كه جلوي در دانشگاه حضور يافت، به دست منافقين كوردل، شهد گواراي شهادت را نوشيد و به لقاء يار رسيد.
«اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان علم او بهرهاي براي اسلام و پيشرفت نهضت برداشته شود. و حال اميد است كه از شهادت امثال ايشان بهرهاي برداريم.»
امام خميني(ره)
رهبر عظيم الشأن انقلاب، حضرت آيتالله خامنهاي در مورد ايشان فرمودهاند: «ياد شهيد عزيز، مرحوم آيتالله مفتح، آن شمع پر سوز و گداز و روشنيبخش، روحاني پر جد و جهد و صبور، آن مبلّغ دانا و سخنور، آن مبارز شجاع و خستگيناپذير و آن شخصيت متواضع و محبوب گرامي باد. خداوند آن عزيز و يارانش را با شهداي صدر اسلام محشور فرمايد.»