پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389 4:03 PM
عنوان : شهيدعطاءالله اشرفي اصفهاني
شهيد آيتالله عطاءالله اشرفي اصفهاني چهارمين شهيد محراب در سال 1279 در ميان خانوادهاي روحاني در خمينيشهر اصفهان متولد شد. پدرش مرحوم حجت الاسلام والمسلمين ميرزا اسدالله،و جد پدري ايشان مرحوم حجتالاسلام و المسلمين ميرزا جعفر،از علماي معروف و از روحانيون معظم بوده اند که نسبت آنها به يکي از علماي جبل عامل که در صدر اسلام به برکت وجود حضرت ابوذر اسلام را برگزيده، ميرسد.
شهيد اشرفي اصفهاني دوران مقدماتي علوم اسلامي را در خميني شهر نزد ميرزا مصطفي گذراند و سپس در سن دوازده سالگي رهسپار حوزه علميه اصفهان شد.وي در مدرسه لوزيه به تحصيل و کسب علوم اسلامي مشغول شد و دروس ادبيات و سطح را نزد اساتيد معروف حوزه علميه اصفهان، حضرت آيتالله مرحوم فشارکي و مرحوم حاج سيد مهدي درچه اي،کسب فيض نمود.
پس از پايان تحصيلات دروس سطح و فقه و اصول،به اصرار زياد دوستان جهت ادامه تحصيل وکسب علوم اسلامي، پس از ده سال تحصيل متوالي در اصفهان، در سن 22سالگي رهسپار حوزه علميه قم شد و ازمحضر مرحوم آيتالله حائري،مؤسس حوزه علميه قم کسب علم نمود. پس از وفات مرحوم آيتالله حائري به مدت ده سال از محضر اساتيد عظام آيات ثلاث(مرحوم آيتالله حجت، مرحوم آيتالله صدر و مرحوم آيتالله حاج سيد محمد تقي خوانساري) بهره گرفت. دراين ايام شهريه متداولي نداشتند ومرحوم آيتالله خوانساري که علاقه و لطف شديدي به ايشان داشتند، توسط آيتالله شهيد صدوقي مبلغي به ايشان کمک ميکردند. وي هم چنين در اين مدت از محضر مرحوم آيتالله فيض کسب علم نمود و اکثر استفادههاي علمي ايشان از دروس مرحوم آيتالله حجت و خوانساري بوده است که تمامي دروس اين دو بزرگوار را نوشتهاند و همه جزوات آن درکتابخانه وي موجود ميباشد.
آيتالله اشرفي اصفهاني يکي از شاگردان معروف آيتالله العظمي بروجردي بودند در اکثر درسهاي ايشان در قم شرکت کرده و حدود دوازده سال از محضر ايشان بهره گرفتند، همچنين هشت منظومه حکمت واسفار(فلسفه) را نزد امام خميني(ره)آموختند.
شهيد اشرفي اصفهاني اکثر شبها را تا صبح به فراگيري علوم حوزوي سپري ميکرد و در تمام اين مدت، نماز شب ايشان ترک نميشد.
در سرماي سخت زمستان نيمههاي شب يخهاي حوض مدرسه را شکسته و وضو ميگرفت و به تهجّد ميپرداخت، هر روز بعد از نماز صبح براي زيارت حضرت معصومه(س) به حرم مطهر مشرف ميگرديد و معمولا زيارت وارث يا جامعه کبير را در آن حرم با صفا تلاوت ميکرد.از سن بيست سالگي تا روز شهادت، مدت شصت سال زيارت عاشوراي امام حسين(ع)را همه روزه ميخواند.
«در اسلام مافوق مقام شهادت مقامي بالاتر نداريم.براي اينکه در قرآن خداوند عالم در چند جا خطاب به مردم و خطاب به پيغمبر اسلام(ص)ميفرمايد: گمان مبريد شهداي در راه خدا،آنهايي که جان خودشان را در راه خدا داده اند و هدفشان اسلام بوده، مردهاند،بلکه اينها زندهاند، چون جان خودشان را در راه خدا دادند و با خدا معامله کردند و اينها حيات محدود دنيوي را به حيات ابدي مبادله کردند. جان خود را داده اند و از خدا حيات ابدي گرفته اند.
ما تسليم قضا و قدر الهي هستيم وليکن اميدوار هستيم ما چهارمين شهيد محراب باشيم و خداوند از ما بپذيرد و در آن حال اخلاصي هم باشد.»
زنده ياد اشرفي اصفهاني دروس عاليه، جلدين کفايه، رسايل و مکاسب را براي طلاب تدريس مينمود. وي که مورد توجه خاص مراجع بزرگ و فضلا و دانشمندان حوزه علميه بود به دستور حضرت آيت الله العظمي بروجردي همراه با چند تن از مدرسين حوزه قم مأمور رسيدگي به دروس طلاب و محصلين اين حوزه شد و سه سال از جمله ممتحنين ممتاز رسائل و مکاسب در حوزه علميه قم بود. مقام علمي و معنوي شهيد به حدي بود که در سن چهل سالگي توسط مرحوم آيت الله سيد محمد تقي خوانساري براي ايشان گواهي اجتهاد صادر گرديد و همچنين ايشان هشت يا نه اجازه اجتهاد از علماي بزرگ همچون آيتالله فيض، آيت الله صدر،سيد ابو الحسن اصفهاني و آيت الله بروجردي را دريافت کرد. به دنبال تأسيس حوزه علميه کرمانشاه توسط آيت الله بروجردي در سال1335، به دستور ايشان مرحوم آيت الله شهيد اصفهاني و مرحوم آيت الله سدهي، حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملي، حجتالاسلام فلسفي و بيست و پنج نفر ديگر از طلاب حوزه قم به کرمانشاه عزيمت نموده و به نشر معارف اسلامي در اين منطقه همت گماردند. پس از وفات آيت الله بروجردي همراهان وي به قم عزيمت نمودند، اما شهيد اشرفي اصفهاني که قصد مراجعت به قم را داشت با ممانعت شديد مردم کرمانشاه اقامت گزيد و از اين پس در امر تقليد، مردم را به امام امت رجوع ميداد.
در ساال 1342 از سوي امام خميني(ره) به سمت نماينده امام در کرمانشاه منصوب شد.
رژيم منحوس پهلوي به دليل فعاليتهاي پيگير و شبانه روزي شهيد سعي داشت تا ايشان را تبعيد کنند، اما به دليل نفوذ شديد وي در ميان مردم و همچنين علاقه شديد مردم کرمانشاه موفق به تبعيد نشد. لکن بارها وي را مورد تهديد قرار داد که چندين بار توسط ساواک و شهرباني دستگير شد. به دنبال شهادت فرزند برومند امام(ره) همراه با ديگر علماي کرمانشاه براي تشکيل بسيج، به سازماندهي تحصنها و راهپيمائيها که اکثرا در مسجد آيت الله بروجردي برگزار ميشد پرداخت.در شب هجرت امام(ره) از عراق به پاريس، مأمورين ملعون ساواک ايشان را دستگير و شبانه به تهران منتقل نمودند. پس از چند روز آزار و شکنجه در زندان کميته شهرباني، به دليل بيماري و ترس از شهادت اين مرد بزرگوار و همچنين فشار علما و مردم، ناچار ايشان را آزاد نمود.
پس از ورود حضرت امام(ره) به ايران، ايشان به اتفاق عدهاي از علماي کرمانشاه و جمع کثيري از مردم اين استان براي استقبال از حضرت امام(ره) به تهران عزيمت کردند. پس از بسته شدن فرودگاههاي کشور توسط بختيار مزدور و ممانعت او از تشريف فرمايي امام(ره)، به اتفاق جمع کثيري از علماي بزرگ ايران در مسجد دانشگاه تحصن کردند.
پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در سال 1358 طي حکمي از سوي حضرت امام خميني(ره) به سمت امام جمعه کرمانشاه منصوب شد واز اين پس در سنگر نماز جمعه،به پاسداري از دستاوردهاي نظام اسلامي و حمايت از ولايت فقيه پرداخت و با تمامي خطوط انحرافي به مبارزه پيگير برخاست.
با آغاز جنگ تحميلي در جبهههاي حق عليه باطل حضور يافت و با رزمندگان اسلام ملاقات کرد و ايشان را مورد تفقد قرار داد. شهيد آيت الله اشرفي اصفهاني در تمامي اين مدت اکثر خطبههايش را اختصاص به مسائل جنگ داد و مردم را به حضور در جبههها و دفاع از حريم انقلاب اسلامي تشويق نمود. خود نيز شخصا لباس سپاه پوشيد و در تيپ المهدي ثبت نام کرد. وي همچنين پس از شنيدن خبر آزادي خرمشهر به اين شهر عازم شد و يک روز بعد در مسجد جامع خرمشهر همراه با رزمندگان اسلام نماز شکر به جا آورد. منافقين کوردل که از نفوذ و سلطه آيت الله در استان مرزي کرمانشاه در هراس بودند بارها وي را مورد تهديد قرار دادند تا اين که سرانجام خورشيد تابان حوزه را در 23 مهرماه سال 1361 در محل برگزاري نماز جمعه باختران، در محراب عبادت هدف تير کينه خود قرار داده و با انفجار بمب، او را که مشتاق لقاءالله بود، به آرزوي ديرين خود که ميخواست چهارمين شهيد محراب باشد رساندند.