پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389 3:20 PM
عنوان : فتاح ناظمي
|
فتاح ناظمي
روحاني شهيد فتاح ناظمي فرزند ابوالفضل، در 24 آبان ماه 1340 در خانوادهاي مذهبي و متدين در جوشقان عالي متولد شد. در سال 1341 همراه خانواده اش به قم آمد و آنجا ساکن شد و پس از آن در سال 1346 راهي تهران شده و در جواديه مقيم شدند.شهيد ناظمي مسائل اوليه ديني را نزد پدرش فرا گرفت و به جهت رشد و بالندگي سريع در تعليم مسائل ديني شروع به آموزش درس قرآن نزد حاج اسدالله هوده نمود. طولي نکشيد که نزد ارباب فنوني چون مرحوم حاج حسن بيگلري و مرحوم استاد حاج بيوک آقا محمدي کسب فيض نمود و تجويد قرآن را آموخت.
وي در سال 1345 به فراگيري صرف و نحو عربي نزد استاد حاج محمد رضايي پرداخت و از آن جهت که علاقه زيادي به درس علوم
اسلامي داشت،در سال 1359پس از اخذ ديپلم به حوزه علميه شهر مقدس قم عزيمت نمود و در مدرسه امام صادق(ع)مشغول به
تحصيل شد. با علاقه وافري به يادگيري آن علوم الهي همت گماشت و ا زمحضر اساتيدي چون استاد پهلواني وحاج آقا مجتبي تهراني و حاج اسماعيل دولابي کسب فيض نمود. زنده ياد ناظمي در مراسمهاي دعاي ندبه،دعاي توسل و دعاي کميل در مهديه تهران از زمان مرحوم حاج شيخ احمد کافي شرکت دائمي داشت. علاقه شديدش به مستحبات سبب شد که نماز شب او هرگز ترک نشود.هميشه دائم الوضو بود و شبهاي چهار شنبه در مسجد جمکران به دعا و نيايش مشغول بود.
شهيد ناظمي قبل از انقلاب اسلامي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي خود را ضد رژيم طاغوت شروع نمود و پس از شهادت حاج آقا مصطفي خميني با پخش نوار و اعلاميههاي امام و شرکت در تظاهرات و راهپيمائيها فعاليت خود را گسترش دادتدريس قرآن وي در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) در جواديه و تشکيل کتابخانه و متحول کردن مسجد ا زنظر اسلامي و حرکت بخشي به آنجا، نمونهاي از فعاليتهاي اجتماعي اوست.
زنده ياد ناظمي علاقه زيادي به آشنا سازي جوانان به معارف اسلامي داشت،لذا آنها را به آموزش در اين جهت دعوت و تشويق مينمود. به همين منظور هيأتي در محل به نام متوسلين به حضرت ابوالفضل(ع) تأسيس نمود و به ارشاد و تدريس و تفسير قرآن پرداخت و تشکلي نوين به جوانان مسجد و محل داد که هم اکنون هم آن هيأت به يادگار از آن شهيد بزرگوار برقرار است. علاوه بر آن هيأت،جلسات اصول عقايد با تعدادي از جوانان مسجد در منزل خود برقرار کرده بود و به راهنمايي و ارشاد نو جوانان ميپرداخت.
شهيد ناظمي بسيار آرام و باوقار و مؤدب بود و از معاصي صغيره و کبيره دوري ميجست. تحمل شنيدن غيبت و تهمت را نداشت. به نظم و نظافت اهميت بسياري ميداد و طبق برنامهاي که تنظيم نموده بود، روز و شب در مراقبت و محاسبه نفس خود کوشش فراوان مينمود.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز چنين ميخوانيم:«بار خدايا، معبودا، معشوقا، خالقا! از تو ميخواهم که ياريم کني، ياورم باشي، توکل و اعتمادم به توست، مرا به خود وا مگذار، درخواست و سوالم ازتوست، مأيوسم مکن، رغبتم به فضل و احسان توست، محروم و نااميدم مفرما. خدايا ميداني که براي لقاء تو به جبهه آمدم و اميدم جز وصل تو نيست و تو دست رد بر سينه اميدواران نميزني و آنان را ميخواني.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي،چندين بار به عنوان مبلغ و رزمنده براي نشر فرهنگ ناب محمدي(ص)در جبهههاي تحميلي حضور يافت و در عملياتهاي متعددي چون، فتح المبين،بيت المقدس و والفجر مقدماتي حضور داشت و چندين بار مجروح شد و در فواصل ميان حملات دشمن، به قم مراجعت مينمود و ادامه تحصيل ميداد و ميکوشيد تا عقب ماندگي درسي را جبران نمايد. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در نوزدهم اسفند ماه 1362 در جزيره مجنون، به نور ابدي و سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيکر مطهرش در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |