|
شهيد حجتالاسلام والمسلمين حاج سيد نورالدين رحيمي فرزند آقا سيد علي اكبر رحيمي در سال 1314 در خانوادهاي كه جملگي اهل تقوي و دانش اسلامي بودند، متولد شد .
در سن 12 سالگي جامه مقدس روحانيت را به تن پوشيد و تحصيلات مقدماتي خود را در قم آغاز كرد. شهيد حجتالاسلام حاج آقا سيد نورالدين رحيمي براي بار دوم در همين شهر به تكميل تحصيلات نزد علماي بزرگ، نظير امام امت، مرحوم آيتالله بروجردي، مرحوم داماد، مرحوم صدر پرداخته، سپس به حوزه علميه كماليه خرمآباد مراجعت و به عنوان ممتازترين شاگردان مرحوم آيتالله كمالوند برگزيده شد.
به نحوي كه نقل است مرحوم آيتالله كمالوند درباره شخصيت وي فرموده بودند:« نورالدين سيدي مظلوم، طلبهاي درسخوان و جواني پرهيزكار است.»
كمالات دروني ايشان باعث شد كه در غيبت مرحوم آيتالله كمالوند به جاي آن معظم، امور حوزه علميه را تصدي و پس از وفات وي رسمأ به عنوان جانشين به سرپرستي حوزه علميه كماليه و امامت جمعه خرمآباد برگزيده شد.
در مراحل مختلف و جريانات مربوطه به پيريزي مباني حكومت اسلامي در معيت شهيد مظلوم و بزرگوار حضرت آيتالله مدني با تلاش شبانه روزي و تشكيل جلسات سري و علني در ايجاد تمهيدات لازم جهت شكوفايي غنچههاي نهضت اسلامي لحظهاي نياسود.
از آنجا كه عوامل رژيم سفاك گذشته همه حركتها و جنبشهاي اسلامي مردم را به وي نسبت ميدادند، در حدود سالهاي 43 و 44 ، آن سيد بزرگوار را روانه زندان ساختند؛ بار دوم نيز در سال 57 در عنفوان مبارزات حقطلبانه امت شهيد پرور ايران توسط مزدوران رژيم سفاك پهلوي چشم بسته و با شكنجه به زندان كميته باصطلاح ضد خرابكاري تهران منتقل و مدتي را در اسارت دستگاه ظلمه پيشين سپري ساخت.
پس از رهايي در بهار زيباي انقلاب اسلامي فرزند موحد و وارسته خود را كه با اشتياق تمام تحصيلاتش را نيمه تمام گذاشته و جهت موآنست و همراهي با مسلمانان از بند رسته به ايران مراجعه نموده بود، از دست داد و مشكلات باقيمانده از دستگاه جبارگذشته، را با خدمت صادقانه و مخلصانه به حوزه علميه كماليه خرمآباد و عامه مردم مسلمان، يكي پس از ديگري پشت سر گذاشت.
در هفتم تيرماه برادر برومندش، شهيد حجتالاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي مرد تواناي انقلاب و يگانه پرچمدار انقلاب اسلامي در لرستان را كه از اعضاي مؤسس حزب جمهوري اسلامي ايران و نماينده مجلس شوراي اسلامي بود در انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي از دست داد.
فقدان برادر هر چند درون وي را سوزاند لكن هيچگاه اين حادثه دلخراش نتوانست سيماي بشاش و زاهدانه آن بزرگوار را در انظار مكدر سازد.
پس از شهادت حجتالاسلام سيد فخرالدين رحيمي بنا به خواهش مردم با ايمان لرستان مكلف به پذيرش نامزدي نمايندگي مجلس شوراي ا سلامي شد. اين مجسمه كامل تقوا و زهد بخاطر اطاعت از امام و خدمت به اسلام خطرات مستقر در راه جانان را تقبل و اين بار نيز بر مشكلات فراوان خود مزيد كرد، وجود تقوا و ديگر صفات يك انسان كاملالعيار در او باعث گرديد كه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ايشان ار بعنوان امام جماعت خود برگزيده و با او نماز گزارند.
در اوايل سال 1363با 35989 رأي براي بار دوم به مجلس شوراي اسلامي راه يافت . ذكر آمار براي چنين شخصيتي مناسبت ندارد چرا كه او براي هر يك از مناطق لرستان جز ملاوي اگر كانديد ميگرديد حائز اكثريت آراء ميشد. زيرا به سيرت زيبا و صورت منور او جملگي مردم مسلمان از عارف و عامي معترف بودند.
پس از انتخاب مجدد با تلاش پيگير در كميسيون شوراها و امور مردم مسلمان لرستان از سوي ديگر بدون هيچگونه تبليغ و هياهو اداي دين كرده و متمم اخلاص او اول اسفند ماه 64 بود كه بهمراه 43 تن از ياران امام است در حاليكه با يك هواپيماي غير نظامي عازم جبهههاي جنوب بودند در نزديكي شهر اهواز با حمله هواپيماهاي متجاوز رژيم بعثي صهيونيستي عراق به معراج واقعي و لقاءالله پيوست و لرستان و ديگر استانها و مجلس شوراي اسلامي ار در ماتمي غير قابل نسيان باقي گذاشت.
|