0

لطیفه های ادبی 1

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

لطیفه های ادبی 1
دوشنبه 13 دی 1389  11:45 PM

۱ـ .شخصي نزد طبيبي رفت و گفت : دردي دارم آن راعلاج کن
طبيب پرسيد  چه دردي داري ؟
مريض گفت : چند روز است که موي من درد مي کند!
طبيب پرسيد : امروز چه خورده اي ؟
مريض گفت : نان و يخ!
طبيب گفت : سبحان الله  نه دردت به درد آدميان مي ماند و نه غذايت به غذاي عالميان!

۲ـ پيرزني در آينه نگاه مي کرد ديد چشم هايش گود رفته , صورتش چين خورده و رنگش پريده است
با خود گفت: معلوم ميشود ديگر مثل قبلاً آينه نمي سازند!

۳ـ عبيد زاکاني در رساله ي دلگشا از فوايد پس گردني مي نويسد:
پس گردني فضيلتش آن است که حسن خلق مي آورد , خمار از سر به در مي کند , بد رامان
را رام  مي سازد و ترش رويان را منبسط مي سازد و ديگران را مي خنداند , خواب از چشم 
مي ربايد و رگ هاي گردن را استوار مي سازد !!

 

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها