0

یادنامه شهدای دانشجو

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای دانشجو
دوشنبه 13 دی 1389  4:00 PM

عنوان : احمد قندچي

شهيد «احمد قندچي» يكي از شهداي 16 آذر است. وی در سال 1312 به دنيا آمد و تحصيلات خود را تا سال اول دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه داد.



در دانشگاه فعاليت شديدي را دنبال مي‌كرد و آن زمان كه عضو جبهه ملي بود با پخش اعلاميه‏هاي افشاگرانه مبارزه خود را آغاز كرد روزي كه نيكسون معاون وقت آيزنهاور مي‌خواست به تهران بيايد فعاليت شديدي مي‌گرد تا با به راه انداختن يك تظاهرات مانع از ورود نيكسون شوند.
اما در مقابل، رژيم وابسته به امپرياليسم مي‌خواست با يورش وحشيانه به حريم دانشگاه از بروز هر گونه اعتراضي از سوي دانشجويان جلوگيري كند. لذا با يك حمله غافلگيرانه به دانشگاه تهران سه تن از دانشجويان را كه يكي از آنها «احمد» بود، مورد اصابت گلوله قرار ‌داد. پس از اينكه احمد زخمي ‌شد، از بالاي سقف لوله شوفاژ نيز تركيد و آب جوش نيز روي سر و صورتش ريخت و سوخت. سپس به وسيله عناصر رژيم به بيمارستان شماره 2 نيروي مسلح شاهنشاهي منتقل شد اما به علت نرساندن خون به بدنش و خونريزي شديد شهيد شد.
شهيد «احمد قندچي» يك مذهبي بود و در مبارزات ملي كردن صنعت نفت از آرمانهاي دكتر محمد مصدق شديدا دفاع مي‌كرد


 گفتگو با برادر شهید قندچی
شهيد «احمد قندچي» يكي ديگر از شهداي 16 آذر است. شهید احمد قندچي در سال 1312 به دنيا آمد و تحصيلات خود را تا سال اول دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه داد.

س-برادرتان در مبارزات ملي كردن نفت چه نقشي داشت؟
ج-در دانشگاه فعاليت شديدي را دنبال مي‌كرد و آن زمان كه عضو جبهه ملي بود با پخش اعلاميه‏هاي افشاگرانه مبارزه خود را آغاز كرد روزي كه نيكسون معاون وقت آيزنهاور مي‌خواست به تهران بيايد فعاليت شديدي مي‌گرد تا با به راه انداختن يك تظاهرات مانع از ورود نيكسون شوند.اما در مقابل، رژيم وابسته به امپرياليسم مي‌خواست با يورش وحشيانه به حريم دانشگاه از بروز هر گونه اعتراضي از سوي دانشجويان جلوگيري كند. لذا با يك حمله غافلگيرانه به دانشگاه تهران سه تن از دانشجويان را كه يكي از آنها «احمد» بود، مورد اصابت گلوله قرار ‌داد. پس از اينكه احمد زخمي ‌شد، از بالاي سقف لوله شوفاژ نيز تركيد و آب جوش نيز روي سر و صورتش ريخت و سوخت. سپس به وسيله عناصر رژيم به بيمارستان شماره 2 نيروي مسلح شاهنشاهي منتقل شد اما به علت نرساندن خون به بدنش و خونريزي شديد شهيد شد.

س-احمد قندچي چه ويژگيهايی داشت؟
ج-احمد يك مذهبي بود و در مبارزات ملي كردن صنعت نفت از آرمانهاي دكتر محمد مصدق شديدا دفاع مي‌كرد.

س-گفته مي‌شود شما پس از شهادت برادرتان تحت تعقيب بوديد؟
ج-بله همينطور است پس از شهادت برادرم با كوشش و تلاش فراوان بالاخره توانستيم جسد او را تحويل بگیریم و در امامزاده عبدالله به خاك بسپاريم. اما رژيم از برگزاري شب هفت جلوگيري کرد و ما را و حتي مادرم را زير فشار شديد قرار داد، به جايي رسيد كه ما حتي نتوانستيم در تهران بمانيم. اما نكته‌اي كه باید بگویم اين است كه ما نتوانستيم با خانواده‏هاي دوشهيد ديگر شريعت رضوي و بزرگ‌نيا تماس بگیریم و چون شهيد شريعت رضوي به وسيله رژيم در «مسگرآباد» به خاك سپرده شده بود و ما از اين جريان آگاهي يافتيم، بلافاصله همراه با خانواده بزرگ‌نيا و شريعت‌رضوي به مسگرآباد رفتيم و قبر شهيد را نبش كرديم و او را به امامزاده عبدالله منتقل كرديم و با دو شهيد ديگر دفن كرديم. بدين‌ترتيب آرامگاه شهداي 16 آذر دانشگاه تهران در امامزاده عبدالله شكل گرفت. بافشار ساواک مجبور به ترك تهران شديم و مدتی بعد من به تهران مراجعت كردم در بازار مشغول فعاليت شدم اما بلافاصله از سوي ساواک احضار شدم و از من تعهد گرفتند كه هيچ‌گونه فعاليت سياسي نداشته باشم. اما من اين وضع را نتوانستم تحمل كنم و بازار را ترك گفتم.
 
گفتگو با خواهر شهيد احمد قندچي ، در سال 1359  


*خانم قندچي به‌طور مختصر شهادت برادرتان را شرح بدهيد؟  

**... من فقط همين را مي‌دانم كه صبح رفت و عصر برنگشت چون من اون   موقع خيلي كوچك بودم برادرم به سختي مجروح شده بود و تير به كبدش خورده   بود. ولي به برادرم خون نرساندند، حتي برادرم تقاضا كرده بود با خواهرش   ملاقات بكند نگذاشته بودند. بالاخره شهيد شد. حتي پزشك? قانوني جنازه‌اش   را به ما ندادند و اجازه برگزاري مراسم هم ندادند. برادرم از دوستداران   دكتر مصدق بود برجسته‌ترين فرد خانواده بود و حتي بهترين فرد در ميان تمام   فاميل، از كلاس اول هميشه شاگرد ممتاز بود. دوران دبيرستان را در دبيرستان   شرف مي‌گذراند  .
در دوران دبيرستان اوباش شاه دوست، با چاقو به برادرم حمله كردند و   به پايش ضربه وارد كردند. خيلي فعال بود. همچنين هم‌دوره دكتر چمران وزير   دفاع فعلي بود. او 21 سال داشت ولي عقل و شعور و فهمش بالاتر از سنش بود  . در ضمن بايد بگويم كه رژيم پهلوي نمي‌گذاشت ما روي سنگ قبر برادرم كلمه   "شهيد " را بنويسيم. بعد از يكسال كه موفق شديم روي سنگ قبر كلمه شهيد را   حك كنيم، باز آمدند و تراشيدند. بالاخره با تمام خفقاني كه بر جامعه حاكم   بود باز دانشجويان چه در داخل كشور و چه در خارج كشور روز 16 آذر را هر چه   باشكوه‌تر برگزار مي‌كردند  .

منبع:
ویژه نامه آذرخش/ آذر ۱۳۸۶
«ويژه نامه شيطان بزرگ» در خبرگزاري فارس   


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها