پاسخ به:یادنامه شهدای دانشجو
دوشنبه 13 دی 1389 3:57 PM
عنوان : شهيد غلامحسين افشردي (باقري)
امام خميني (ره): شهدا در قهقه مستانهشان و در شادي وصولشان عندربهم يرزقون اند.
به روز سوم شعبان 1375 ﻫ.ق مطابق با 25 اسفند سال 1334 ﻫ.ش در خانوادهاي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در حوالي ميدان خراسان تهران چشم به جهان گشود.والدينش به عشق و محبت آقا ابا عبدالله الحسين(ع) و از باب تيمن و تبرك نام غلامحسين را بر او نهادند وبه دنبال آن در سن دو سالگي در سفر كربلا او را همرا ه خود بردند. پدرش كه در تربيت وي جديت زيادي داشت از همان طفوليت او را با خود به مسجد و هيأت و مراسم عزاداري سرور شهيدان ميبرد.اين حضور معنوي باعث شد كه او در آن ايام عضو فعال و موثر هيأت نوباوگان محبان الحسين گردد. غلامحسين دوره دبستان را درمدرسه مترجم الدوله و دوره متوسطه را در دبيرستان مروي تهران به پايان رساند. شهيد باقري همزمان با تحصيل در كلاسهاي حديث و مباحث مربوط به حضرت صاحب الزمان (عج) كه در مسجد صدريه داير ميگرديد شركت ميكرد. از كلاس سوم دبيرستان فعاليت فرهنگي خود را با ايجاد كتابخانه در اين مسجد به همراه تني چند از همفكرانش شروع كرد و در راستاي كسب آگاهيها و رشد فكري خويش ، ضمن مطالعه و تحقيق پيرامون مباحث مذهبي جلسات سخنراني را در جمع دوستانش برگزار مينمود. در سال 1354 پس از اخذ ديپلم رياضي در رشته دامپروري دانشكده كشاورزي شهر اروميه تحصيلات عالي خودرا آغاز كرد. در اين ايام علاوه بر مطالعه منظم و انسجام يافته در زمينه مسائل اسلامي با سخنراني درجمع دانشجويان و برقراري كلاسهايي در زمينه اصول عقايد براي دانشآموزان مدارس فعاليت مذهبي خود را دنبال ميكرد و بارها با بعضي از اساتيد غربزده كه فرهنگ اسلامي را انكار و مظاهر منحط غربي را ترويج مينمودند به بحث مينشست و ماهيت آن فرهنگ و عوامل غربزده را افشا ميكرد .از اين رو وي به عنوان يك عنصر مذهبي و فعال حساسيت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگيخته بود ، كه در نهايت به دليل اين فعاليتها پس از يك سال ونيم تحصيل از دانشگاه اخراج گرديد . در اين ايام در جواب يكي از نزديكانش كه به او گفته بود : تو يك سال و نيم از عمرت را بيخود تلف كردي پاسخ ميدهد من وظيفهام را انجام دادم و اگر به دانشكده رفتم براي كسب مدرك نبود، بلكه براي رشد خودم بود و ميخواستم كه ديگران را هم به صحنه بياورم. شهيد باقري در اسفند ماه سال 1356 به خدمت سربازي اعزام شدو پس از طي دوره آموزشي در پادگان جلديان نقده به ايلام منتقل گرديد . در دوره كوتاه مدت سربازي با توجه به آشنايي كه با مسائل اسلامي داشت به ارشاد و هدايت فكري سربازان پرداخت و همزمان با علماي شهر ايلام ازجمله آيت الله صدري (امام جمعه قبلي ايلام ) ارتباط داشت و اخبار و مسائل پادگان را به ايشان اطلاع ميداد به دنبال اين فعاليتها تحت كنترل قرار گرفت و ضمن جدا كردن وي از جمع سربازان پادگان او را به عنوان راننده يك افسرجزء به كار گماردند.
همزمان با گسترش انقلاب اسلامي وفرمان حضرت امام خميني (قدس سره) مبني بر فرارسربازان از پادگانها خدمت سربازي را رها كرد وبه موج خروشان و توفنده امت حزب الله پيوست و به صورت تمام وقت در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي به فعاليت پرداخت . به هنگام تشريف فرمايي حضرت امام خميني (قدس سره) به ميهن اسلامي در فعاليتهاي كميته استقبال شركت چشمگيري داشت و به دليل برخورداري از آموزش نظامي به همراه ساير اعضاي خانواده و دوستانش در تصرف كلانتري 14 و پادگان وليعصر (عج) عشرت آباد سابق در تهران نقش بارزي داشت.
تا خرداد 1358 در كميته انقلاب اسلامي و برخي نهادهاي ديگر فعاليت داشت و با انتشار روزنامه جمهوري اسلامي ، همكاري فعال خود را با اين روزنامه در زمينههاي مختلف آغاز كرد. در اين مدت بنا به دعوت سازمان ملل از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار سفر 15 روزهاي به لبنان و اردن انجام داد كه طي اين سفر گزارش تحليلي جامعي از اوضاع نابسامان مسلمين در آن منطقه تهيه كرد . در خرداد ماه سال 1358 موفق به اخذ ديپلم ادبي شد . سپس در امتحان ورودي دانشگاه شركت كرد و با رتبه صدوچهارم در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران قبول گرديد. او در مدت حضور در محيط دانشگاه نقش فعال و موثري درمقابله با توطئههاي ضد انقلاب و گروهكها داشت . شهيد باقري اوايل سال 1359 به عضويت سپاه درآمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شدو در زمينه شناسايي و مقابله با گروهكهاي منحرف و وابسته فعاليت خودرا استمرار بخشيد و در اين واحد بود كه نام مستعار حسن باقري براي ايشان در نظر گرفته شد. انقلاب ما همچون تير زهر آگيني براي همه مستكبرين درآمده است . حضور در جبهههاي دفاع مقدس تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي كشور اسلامي و آغاز جنگ تحميلي نقطه عطفي در زندگي شهيد باقري بود .با احساس تكليف در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي بلافاصله پس از شروع جنگ – در روز اول مهر ماه سال 1359 – به همراه عدهاي از برادران پاسدار راهي جبهههاي جنوب شدو تا آخرين لحظه حيات در اين سنگر باقي ماند و در بسياري از صحنه هاي پيروز دفاع مقدس حضور فعال و تعيين كننده داشت . عمده عناوين فعاليتهاي وي در صحنه رزم با دشمن عبارتند از : - تأسيس و راه اندازي واحد اطلاعات و عمليات رزمي شهيد باقري از ابتداي ورودش به منطقه جنوب (اهواز) در پايگاه منتظران شهادت (گلف) به منظور دستيابي به اطلاعات مناسب از موقعيت دشمن به جمع آوري نقشهها و پياده كردن وضعيت مناطق عملياتي روي آنها اقدام كرد و شخصاً به همراه عناصر اطلاعاتي جهت كسب اطلاع دقيق از دشمن به شناسايي محورها و نقاط مورد نظر ميپرداخت ودر برخي از موارد نيز تا عقبه نيروهاي دشمن براي ارزيابي توان واستعداد آنها با چالاكي و شجاعت بينظيري پيش ميرفت . فعاليتهاي مثبت او در اين زمينه با سازماندهي عناصر اطلاعاتي و برگزاري آموزش مختصري براي آنها منجر به راهاندازي واحد اطلاعات عمليات در ستاد عمليات جنوب (گلف) گرديد. واحدهاي اطلاعات عمليات پس از گذشت حدود 3 ماه از شروع جنگ در تمامي محورهاي جنوب (ازآبادان تا دزفول ) با قدرت تمام مستقر شدند و نسبت به شناسايي و تعيين وضعيت دشمن و ارسال گزارش آن اقدام كردند . با اين تلاش اطلاعات چشم فرماندهي در ميدان جنگ شد و يكي از ضعفهاي بزرگ نداشتن اطلاع از وضعيت دشمن برطرف گرديد . شهيد باقري علاوه بر ارائه اطلاعات توان واستعداد ذاتي بالايي در تحليل اطلاعات دشمن داشت و اغلب حركات احتمالي دشمن در آينده را پيش بيني مي نمود و حتي به زمان و مكان آن هم اشاره ميكرد.از آن جمله پيش بيني وي در دي ماه سال 1359 مبني بر حركت دشمن جهت الحاق محور شمال – جنوب منطقه سوسنگرد براي ارتباط جفير و بستان بود ، كه دشمن در كمتر از يك هفته با نصب پلهاي نظامي متعدد و تلاش گسترده اين كار را انجام داد. (البته اين منطقه بعدها با عنايت الهي در عمليات طريق القدس آزاد گرديد.) از اقدامات بسيار موثر شهيد باقري كه در اين دوره پايه ريزي شد بايگاني اسناد جنگ ترجمه اسناد و بخش شنود بيسيمهاي دشمن بود. از ديگر فعاليتهاي وي طراحي گردانهاي رزمي و تعيين تركيب سازمان نفرات و تجهيزات و اوات رزمي و واحدهاي پشتيباني از رزم بود. معاونت ستاد عمليات جنوب شهيد باقري به دليل لياقت شجاعت و شهامت كه داشت در دي ماه سال 1359 به عنوان يكي از معاونين ستاد عمليات جنوب انتخاب شد و در شكست محاصره سوسنگردفرماندهي عمليات امام مهدي (عج) فتح ارتفاعات الله اكبر و دهلاويه نقش به سزايي داشت و همه اين نبردها در شرايطي اجرا ميشد كه عمليات منظم نيروهاي خودي با مشكل مواجه شده بود و اغلب بدون نتيجه ميماند. همه تلاش شهيد باقري و برادران سپاه اين بود كه ثابت كنند ميتوان دشمن را شكست داد. با بركناري بيصدر و با توجه به شرايط سياسي آن زمان در اجراي عمليات فرمانده كل قوا شركت داشت و پس از مجروح شدن سردار رحيم صفوي هدايت عمليات را به عهده گرفت و دراين عمليات به عنوان فرماندهي لايق و كاردان شناخته شد. فرماندهي محور دارخوين در عمليات ثامنالائمه(ع) شهيد باقري كه فرماندهي محوردار خوين را به عهده داشت در عمليات شكست حصر آبادان در طرح ريزي سازماندهي و كسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش موثري داشت . معاونت فرماندهي عمليات طريق القدس در عمليات طريق القدس كه براي اولين بار قرارگاه مشترك بين سپاه و ارتش تشكيل گرديد شهيد باقري به عنوان معاونت فرماندهي كل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترك حضور يافت و در شناسايي محورهاي و تحليل و پيش بيني حركتهاي دشمن و پيگيري مسائل رزمي نقش مهمي را ايفا نمود. شهيد باقري در اجراي مرحله اول اين عمليات سه شبانه روز بيدار بود و در آمادهسازي مرحله دوم عمليات به دليل خستگي مفرط شب هنگام طي تصادفي به شدت مصدوم شد و به بيمارستان منتقل گرديد . برادر شهيد در اين مورد ميگويد : در بيمارستان در لحظاتي كه معلوم نبود زنده ميماند يا خيرو با اينكه به سختي سخن ميگفت ميپرسيد : پل سالبه كارش به كجا كشيد ؟ به شدت به فكر عمليات و نگران آن بود . با اينكه يك ماه دستور استراحت مطلق پزشكي به او داده بودند، پس از يك هفته بيمارستان را ترك كرد و به ستاد عمليات جنوب بازگشت و با وجود آثار جراحت و سردرد شديد به فعاليت خود ادامه ميداد. پس از عمليات موفق طريق القدس دشمن بعثي دست به يك حمله در تنگه چزابه زد شهيد باقري با وجود ضعف جسمي تلاش زيادي براي تثبيت اين نقطه استراتژيك و مهم به عمل آورد و با استقامت عجيبي چندين شب متوالي و بدون لحظهاي استراحت به هدايت عمليات پرداخت و حتي در يك مرحله به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شد و تپهاي را ه 400 نفر از نيروهاي دشمن روي آن مستقر بود و برنيروهاي خودي تسلط داشت به تصرف درآورد. فرماندهي قرارگاه نصر در عمليات فتح المبين بيت المقدس رمضان
پس از عمليات رمضان درشهريور ماه 1361 كه مقارن با ايام حج بود ، در پاسخ به پيشنهاد يكي از دوستانش جهت عزيمت به سفر حج گفته بود: هنوز كه كار جنگ تمام نشده و دشمن بعثي در خاك ماست بروم به خدا چه بگويم ؟ وقتي ميروم كه حرفي براي گفتن داشته باشم. چند ماه پس از اين صحبت در نهم بهمن ماه 1361 در طليعه ايام مبارك دهه فجر در حالي كه تعدادي از همرزمان و همسنگرانش به ديدار حضرت امام خميني (قدس سره ) شتافته بودند ، او براي شناسايي و آماده سازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم چنانه (منطقه فكه ) در سنگر ديده باني مورد هدف گلوله خمپاره دشمن بعثي قرار گرفت و همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقائي رضواني و ... به لقاءالله شتافت. آخرين كلامي كه از اين شهيد بزرگوار شنيده شد پس از ذكر شهادتين نام مبارك امام شهيدان حسين بود. شهيد باقري در همه مدت حضورش درجبهههاي جنگ تنها يكبار آن هم به مدت پنج روز براي ازدواج از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان (عج) نام نرگس را براي تنها فرزندش برگزيد.
اتكال شهيد باقري به خداوند تبارك و تعالي بسيار بالا بود و درسايه اين توكل اطمينان و استقامت عجيب وي بخوبي مشهود بود و در سختترين شرايط و حساسترين موقعيتها ضمن حفظ صبر و آرامش و خونسردي با تدبير عمل ميكرد. او عشق و علاقه عجيبي به اهل بيت (ع) و آقا امام زمان (عج)و امام خميني (قدس سره) داشت . شهيد باقري بيريا و بيتكلف در مصائب امام حسين (ع) ميگريست و علاقه فراوان و مستمر به مطالعه كتاب ارشاد شيخ مفيد و مقتلهاي حادثه كربلا داشت استعداد و خلاقيت شهيد باقري با توجه به كمي سن و تجربه وي بسيار قابل توجه و مورد تحسين بود. يكي از برادران رده بالاي سپاه و (سابقه در جنگ) چنين ميگويد : با اينكه من دو سال از او بزرگتر بودم ولي به جرأت ميتوانم بگويم افكار او دو سال از من بالاتر بود . شهيد باقري همواره با هوشمندي و ذكاوت خويش شرايط رزمي و عملياتي خود را ارائه مينمود و بدون هراس از مشكلات به فعاليت و تلاش در اين زمينه ميپرداخت . هرگز نسبت به دشمن اظهار عجز و ناتواني نداشت ، بلكه همواره نسبت به برتري نيروهاي خودي بر دشمن با اطمينان صحبت ميكرد . قاطعيت و قدرت تصميم گيري شهيد باقري به عنوان يك فرمانده لايق و موفق چشمگير بود و در مراحل بحراني و شرايط سخت با جرأت كامل ضمن حفظ آرامش و خونسردي نظر لازم و موثر را ارائه و در اين باره تصميم گيري ميكرد . يكي از فرماندهان نظامي ارتش كه با وي همكاري مشترك داشت ميگويد : در مرحلهاي از عمليات بيت المقدس يكي از يگانها در شرايط سختي در مقابل پاتك دشمن قرار گرفته بود كه فرمانده آن واحد در تماس اعلام كرد در صورت مقاومت احتمالاً تلفات بيشتري خواهيم داشت . شهيد باقري در پاسخ گفت : در مقابل دشمن بايد مقاومت كنيد و مسئوليت تلفات را هم به گردن ميگيرم. كادر سازي و تربيت نيرو از خصوصيات بسيار بارز شهيد باقري بود .اهتمام زيادي به رشد و ارتقاي همراهان و همكاران خود داشت . در تربيت كادرهاي واحد اطلاعات و عمليات بسيار پرتلاش بود و در اين زمينه آموزشهاي نظري و عملي را توأم ميكرد . بيش از سه دوره آموزش فشرده 30 تا 40 نفره برگزار كرد كه بعدها اين برادران در واحد اطلاعات عمليات تيپها مسئوليتهاي مهمي را عهده دار شدند. پس از عمليات امام مهدي (عج) نگاهم به شخصي افتاد كه سطلي به دست گرفته بود و فشنگهاي روي زمين را جمع ميكرد . اين شخص كسي نبود جز برادر باقري كه ميگفت : اينها حيف است و بايد از آنها استفاده كرد. وقتي راجع به عمليات يا مسائل كاري انتقاد ميكرديم با مهرباني ميگفت : بسيار خوب حالا شما بياييد و كار را در دست بگيريد و درست كنيد چه فرقي ميكند. در عمليات بيت المقدس وقتي يكي از تيپها در وضعيت دشواري قرار گرفته بود . فرمانده آن در اثر فشار مشكلات ميگويد : مگر بالاتر از سياهي هم رنگي هست ؟ شهيد باقري پاسخ ميدهد : برادران مبادا غرور اين پيروزيها شما را بگيرد خودتان را گم نكنيد فكر نكنيد ما اين كار را كردهايم همهاش خواست خدا بوده است . حساسيت عجيبي به انتقال شهدا و مجروحين داشت وميگفت : ما جواب خانوادهاي را كه جنازه شهيدش روي زمين مانده چه بدهيم . سرانجام در اثر اين تأكيدها و ضرورت مدنظر قراردادن حقوق شهدا مسئول تعاون قرار گاه نيز شهيد شد .
دراين موقعيت زماني و مكاني جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت خيانت به پيامبر اكرم (ص) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما بايد خود را آماده هرگونه فداكاري بكند.در چنين ميدان وسيع و اين هدف رفيع انساني و الهي جان داد و فداكاري امري بسيار ساده و پيش پا افتاده است و خدا كند كه ما توفيق شهادت متعالي در راه اسلام را با خلوص نيت پيدا كنيم.
از آتش و عشق آب شد اين دل تنگ در جوشش ميخراب شد اين دل تنگ چون تيغ برهنه در تب و تاب وجنون با منطق خون مجاب شد اين دل تنگ
آئينه و آب حاصل ياد شماست آميزه درد و داغ همزاد شماست اين خاك كه از ترنم لاله پر است دفترچه خاطرات فرياد شماست سبزيم كه ازنسل بهاران هستيم پاكيم كه از تبار باران هستيم دور است زما تن به مذلت دادن ما وارث خون سربداران هستيم
ازخيل دلاوران گستن نتوان با روح خدا عهد شكستن نتوان اين است پيام خون ياران شهيد : جنگ است برادران نشستن نتوان
خصم شب تارو پاسدار سحرند شيران حريم بيشه زار سحرند با حنجره شان سرود سرخ فلق است فرياد بلند آبشار سحرند
سرداده منم كه سرفرازم گويند آهسته به اين و آن چو رازم گويند چون آيه رزم در جهادم خوانند چون سوره حمد در نمازم گويند
من همسفر باد سحر خواهم شد خاك گذر اهل نظر خواهم شد در آتش عاشقي بسر خواهم شد پولادم و آبديدهتر خواهم شد
تا خاك زخون پاك رنگين نشود اين دشت برهنه لاله آذين نشود تا لاله رخان بانگ اناالحق نزنند ديباچه سرخ عشق تدوين نشود
اطلاعات کامل شهید: نام :غلامحسين |