0

شعرحجاب

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعرحجاب
چهارشنبه 10 شهریور 1395  9:59 AM

در گلستانی گلی دیدم شگِفت

شبنمی بر صورتش همچون شراب

بلبلانی شیفته بر گرد او

در میان عنبر و مشک و گلاب

چیدنش شد آرزویم ناگهان

دست بردم سوی او بس با شتاب

کاینچنین زیبا گلی را تا کنون

نه به بیداری بدیدم نه به خواب

بهر چیدن تا بشد دستم دراز

گشت دل از سوز خار او کباب

گفتم ای گل این چنین کبر و غرور

کی بود شایسته این رنگ و آب

روی سوی دیده ی گریان نمود

وز سر مهر این چنین دادم خطاب

گر نبود این خارها بر پیکرم

بر رخم کی ماند این رنگ و لعاب

در تامل گشت عقل و جان من

دل ربود از من به یغما آن جواب

خارها باید ملازم لاله را

تا مصون ماند ز خشم و از عتاب

آن چه موجب شد که گل باشد امان

آن حجاب است آن حجاب است آن حجاب

مهدی صادقی

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها