پاسخ به:یادنامه دولتمردان شهید
دوشنبه 13 دی 1389 2:23 AM
عنوان : شهيد عباس شاهوي
| معاون وزارت بازگاني عباس در 27آبانماه 1332در تهران درمحله قنات آباد در خانه اي كوچك و خانواده اي در سطح پائين پا بدنيا گذاشت ،بنا به خوابي كه يكي از علماي محل ديده بود اسم او عباس گذارده شد .عباس از همان كودكي علاقه وافري به دين و تحصيل داشت .همزمان با فراگرفتن مسائل ديني پدرش او را در 5 سالگي تشويق مي كرد كه كتاب كلاس اول را بخواند و پدرش خود مشغول در س دادن به او او شد و عباس در 6 سالگي وارد مدرسه شد اما بجاي اينكه به كلاس اول برود بعد از امتحاني كه از او كردند به كلاس دوم رفت .با استعداد بسيار چشمگيري كلاسها را پشت سر گذاشت و همزمان مشغول فراگيري قرآن بود و آنقدر علاقه به قرآن داشت كه در سن 12 سالگي به پدرش گفت كه به جاي عيدي ولباس عيد براي من يك قرآن مجيد معني دار بخر و اين در آنموقع بسيار خانواده را متعجب كرد كه بچه 12 ساله اززرق و برق عيد بگذرد و بجاي آن قرآن بخواهد بعد از گرفتن آن قرآن ديگر در پوست خود نمي گنجيد و شروع به فراگيري قران و ختم قرآن كرد و به گفته پدرش در 15 سالگي به اندازه چندين مرتبه قرآن را ختم كرده بود وتمام صفحات كه روي آن تاريخ ختم قرآن نوشته شده هنوز باقي است .در موقعي كه كلاس ششم را تمتم كرد به پدرش گفت كه من ميخواهم به قم بروم و آنجا درس طلبگي بخوانم و پدرش چون نمي توانست از نظر امكانات او را به قم بفرستد ،مجبور شد به او جواب نه بگويد و او هم متوجه شد كه پدرش ميخواهد ولي جورنيست ،بنابراين در مدرسه حكيم ـنظامي اسمش را نوشتند و عباس از نظر تحصيل و اخلاق جزءنمونه ترين شاگردان بود . پدرش مي گويد از بچگي هر وقت از او سئوالي مي شد كه مي خواهي چكاره شوي ؟مي گفت كه من ميخواهم شاگرد آقاي بروجردي شوم و از همان اول بخصوص در دانشگاه فعاليت سياسي داشت و از همانموقع مخالف اين رژيم بود . در سن 23 سالگي ،بعد از آمدن از آمريكا به سركار رفت و بعد در فكر افتاد كه ازدواج بكند و در شهريور 1356 ازدواج كرد و اين حرفها از گفته خانمش است .او مي گفت :عباس از همان فرداي عروسي به سر كار رفت و با آنكه تازه ازدواج كرده بوديم اصلا فرصت تفريح و گردش نداشتيم ،هميشه بعد از انقلاب كارش آنقدر زياد شد كه حتي ديگر در 24 ساعت حدود 6ساعت منزل مي آمد كه آنقدر خسته بود كه اصلا نمي توانست ديگر حرف بزند . عباس هميشه حرفش شهادت بود و مي گفت من لياقتش را ندارم .هميشه به من مي گفت از خدا بخواه كه من در بستر نميرم ،يا در زماني كه خدمت به مملكت مي كنم بميرم و يا شهيد شوم و هميشه در حال مسافرت كردن براي مملكت بود ،و بارهامي شد كه سفرهايش از يكماه هم متجاوز مي شد ،بارها مي شد كه با آنكه تهران بود ،چند روزي بچه ها را نمي ديد .صبحها حدود 5/5از خانه بيرون مي رفت و شب ساعت 12 به منزل مي آمد و حتي عباس نبود كه مرا به بيمارستان ببرد و تا 10 روز كه من منزل مادرش بودم حدود شايد چند ساعتي توانستيم همديگر را ببينيم ،هميشه فكرش اين بود كه براي مملكت مفيد باشد و هميشه به من ميگفت سعي كن هميشه دين داشته باشي و با دين هم ازدنيا بروي . عباس در زندگي مردي بسيار منظم و مهربان بود و تا آنجا كه مي توانست سعي مي كرد راحتي من وبچه هايش را با آنكه دير وقت به منزل مي آمد تا آن مسئله راحل نمي كرد به بستر نميامد و نمي خوابيد .هميشه فردي متواضع بود و حرفي كه تو گوشم هست اين است كه هميشه به دوستانش مي گفت :من شاگرد شما هستم و هر كاري كه از عهده ام بر بيايد بنا به وظيفه ديني و اخلاقي انجام مي دهم . دوستان او همواره بخاطر دارند كه در آنجا چگونه بمنظور جذب دانشجويان ايراني و آشنائي آنان با اسلام از طريق تشكيل جلسات ،بحث و تفسير ،سخنراني و سمينارهاي مختلف و همچنين مسافرت بساير ايالات در هنگام تعطيلات و اقدام به تشكيل پايگا ههاي اسلامي در دانشگاهها مشغول بود . شهيد شاهوي پس از اخذ فوق ليسانس مديريت بازرگاني ،عليرغم پيشنهادات زياد دانشگاههاي آن ديار بسب تعهد مكتبي خود رهسپار ميهن شد و اين مصادف با سالها اوج مبارزات در سال 1356بود . با تجربيات جديد در طي اوجگيري مبارزات امت ،شروع به تشكيل جلسات در زمينه توسعه اسلام راستين و انسان ساز و فعاليتهاي بسيار با ارزشي نمود .پس از پيروزي انقلاب همزمان با تشكيل شغل مديريت گروه صنعتي فولاد ايران ،بعنوان سرپرست كميته انتظامي مسجد قنات آباد منصوب شد ،از اعمال ارزندة وي در زمان تصدي پست مديريت گروه صنعتي فولاد ايران ،كمك به خود كفايي اقتصادي ،مصادره اموال سناتور فراري علي رضائي و پاكسازي مديران وابسته آنجا بود بعد از چندي به دليل لياقت و كفايت ايشان توسط وزير بازرگاني به سمت مدير عامل مركز در سود رساندن به بيت المال و قطع دست واسطه هاي سرمايه دار گ وتجار سهم بسزائي دارد . از كارهاي ارزشمند او بعنوان جزئي از دولت مي توان از كنترل شديد ارز ،كمكهاي بسيار در مسير تحقق اصل 44 قانون اساسي (ملي كردن تجارت خارجي )ياد كرد . از سخنان دائم ايشان در همه جا به پيروي از فرمايشات امام اين بود كه : اين شما نيستيد كه بغرب احتياج داريد ،غرب است كه بشما احتياج دارد. از شهيد شاهوي دو فرزند باقي است كه اميدواريم كه رهرو راهش باشند . |