پاسخ به:یادنامه دولتمردان شهید
دوشنبه 13 دی 1389 2:11 AM
عنوان : شهيد دكتر حسن آيت
نماينده مردم تهران
شهيد دكتر حسن آيت در سوم تير ماه 1317 در شهرستان نجف آباد در يك خانواده روستائي و مذهبي متولد شد و پس از پايان تحصيلات دبستاني و دبيرستاني تحصيلات عاليه خود را در رشته هاي علوم اجتماعي ، حقوق ، ادبيات و روزنامه نگاري به اتمام رساند .
شهيد آيت همچنين تحصيلات علوم ديني را نيز ازجمله علوم حوزه، خارج ، فقه ، اصول گذرانده و بجز زبان فارسي ، آشنائي كامل به زبانهاي عربي ، انگليسي و فرانسه داشت . قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به كار تدريس در دانشگا هها و دبيرستانها و بعضي از جوامع مشغول بود و بعد از پيروزي انقلاب علاوه بر كار تدريس در دانشگاه ، نمايندگي مردم نجف آباد را در مجلس خبرگان عهده دار بود و سپس وظايف نمايندگي خود بود .
شهيد آيت در مبارزات نهضت مقاومت ملي شركت داشت و پس از كودتاي 28 مرداد به مبارزه خود در ارتباط با آيت الله كاشاني ادامه داد و بعدها به كمك دوستان يك سازمان مخفي تشكيل داد كه در ارتش ، به خصوص نيروي دريائي نفوذ فراوان داشت و در هنگام پيروزي انقلاب اسلامي ايران توانست خدمات ارزنده اي بنمايد .
شهيد آيت از جمله شخصيتهاي مؤثر در انقلاب ولي ناشناخته بود و اين يكي از ابعاد ارزش شهادت است كه معمولاً يك شگفتي در نمايان ساختن شخصيتها و ارزشهاي وجودي افراد به دنبال دارد و در رابطه با آيت نيز شهادت وي چنين فرصتي را در اختيار جامعه گذارد تا با ‹‹ آيت ›› راستين آشنا شوند .
براي شناخت بيشتر اين شهيد به سراغ يكي از ياران ديرينه او دكتر عبدالله جاسبي معاون نخست وزير رفته و خواستار اطلاعاتي بكر و تازه در زواياي زندگي آيت شويم و او چنين آغاز كرد :
يكي از خصوصيات بارز ‹‹ آيت ›› اين بود كه وقتي به چيزي اعتماد پيدا مي كردند برايشان مطرح نبود كه چه تعداد از ايشان حمايت مي كنند يا مخالف او هستند ، گاهي اوقات من انتقاد مي كردم و مي گفتم كه چرا شما در رابطه با تاريخ گذشته ايران و در رابطه با نهضت ملي شدن نفت ، آنقدر روي فلان موضوع پافشاري مي كنيد در حاليكه جامعه چنين چيزي را تحمل نمي كند و او صريحاً ميگفت : ‹‹ چون من اينرا حق مي دانم و اعتماد دارم كه صحيح است ، بايستي بايستم روي اين موضوع و جامعه هم آگاهي اش برسد تا آن حد و اينرا باور كند . ما نبايد از اين بترسيم كه همه با ما مخالفت كنند ، وقتي چيزي به نظرمان صحيح باشد ، بايد روي آن بايستيم ، چون از كارهاي مخالفين و دشمنان اين است كه جوّي را ايجاد مي كنند و با اين جوّ سازي سعي مي نمايند چهره هاي اصيل اين نهضت با اين انقلاب را لجن مال كنند و ما بايد در اين رابطه هوشيار باشيم كه نقشه هاي آنها درست نباشد ›› و واقعاً هم در طول زندگيش در اين پانزده شانزده سالي كه ما با هم دائماً در تماس بوديم من اينرا با تمام وجودم در او لمس كردم . من ديدم كه ايشان به هيچ وجه حاضر نيست يكذره و به اندازه يك نوك سوزن از آن معيارهائي كه به آن معتقد هستند ، تخفيف بدهند بخاطر اينكه يك مقدار وجهه برتري پيدا كنند . حتي در داخل حزب تمام برادران حزبي ما مي دانند كه ايشان بخاطر دفاع از آرمان و عقيده و آن چيرهائي كه به آنها معتقد بود چه بسا گاهي با مخالفت بسياري از برادران حزبي مواجه مي شد ، اما هيچ حاضر نبود كه كوچكترين انعطافي در اين زمينه انجام بدهد و عملاً هم نشان داد كه بينش و پيش بيني هايش درست است .
آنروزي كه هنوز هيچ كس بني صدر را نمي شناخت ، روزي كه هيچ كس ساير مهره ها را نمي شناخت كه بعدها شناخته شدند ، مثلاً مدني را نمي شناختند ، خسرو قشقائي را نمي شناختند ، امير انتظام را نمي شناختند ، ايشان آنموقع آنها را مي شناخت و معرفي مي كرد و يك مقدار هم برادران ما از او انتقاد مي كردند كه چرا شما اين چيزها را صريحاً مي گوئيد و مي گفتند وقتي امام اينها را تأييد مي كنند شما چرا ؟ آيت معتقد بودكه : ‹‹ ما پيرو امام هستيم اما امام و امت دو عنصري هستند كه با هم ارتباط متقابل بايد داشته باشند ، همانطوري كه ما همواره رهنمودهاي امام را آويزه گوشمان مي كنيم و از آنها استفاده مي كنيم ، امت و جامعه هم بايستي زمينه را براي دادن رهنمودها آماده كنند ، ما نبايد هميشه منتظر باشيم كه همة كارها را امام انجام بدهند ›› به اين اصل خيلي معتقد بود ، وقتي ما انتقاد مي كرديم كه تو هميشه
مي خواهي جلوتر از ديگران حركت كني ، مي گفت : ‹‹ من جلوتر حركت نمي كنم ، من مي خواهم در ايجاد زمينه اجتماعي كوشش كنم ، چون امام خيلي چيزها را ممكن است بداند و معتقد هم هست ، اما زمينه لازم را براي اينكه اين رهنمود را بدهند ، نمي بينند. ما بايستي زمينه را بوجود بياوريم و ايشان هم رهنمود بدهند ›› و اين يك واقعيتي است كه ما بعدها به آن رسيديم و شما ديديد كه بيشترين زمينه را براي شناخت بني صدر ، آيت فراهم كرد . آيت بود كه چهرة بني صدر را در جامعه نشان داد كه چگونه با غربگراها يا منافقين و يا ساير گروهكها دست در دست هم گذاشتند.
آيت قبل از اينكه بني صدر حتي كانديد رياست جمهوري بشود در نطقي كه در مجلس به مناسبت قانون اساسي ايراد كرد و از راديو و تلويزيون پخش شد ، در آنجا گفت : آنهايي كه قانون اساسي را قبول ندارند و آنهايي كه رئيس جمهوري را مترسك در روزنامه قلمداد مي كنند كه منظورش روزنامه انقلاب اسلامي بود ، همين ها خودشان را كانديد رياست جمهوري خواهند كرد و ديديم كه بني صدر كانديد رياست جمهور هم شد اينها را پيش بيني مي كرد اين يكي از خصوصياتش بود و از خصوصيات ديگر شهيد آيت اين بود كه با مسائل اصولي برخورد مي كرد ، شما مي دانيد بني صدر بعد از اينكه به رئيس جمهوري رسيد ، مسئله آيت برايش مسئله بود ، به وسبله دو تن از دوستان و برادران ما كوشيد كه با آيت ارتباط برقرار كند البته او پيغام داده بود كه از ايشان بخواهد كه بيايد به كاخ رئيس جمهوري و با هم صحبت كنيم ولي ايشان گفته بودند من به آنجا نمي آيم ، اگر ايشان با من كار دارند به منزل ما بيايند و بالاخره اين برادران كوشيدند تا جاي ثالثي را پيدا كردند ، منزل يكي از دوستان را كه هر دو بيايند آنجا و با هم صحبت كنند ، حالا من از برادر خواسته ام كه صحبت هايي را كه چندين ساعت ، گويا تا ساعت 2 ـ 3 بعد از نصفه شب با هم كردند ، اين مطالب را تا آنجائي كه در حافظه شان هست بياورند و تنظيم كنند ، كه انشاءالله به عنوان يك سند تاريخي منتشر شود و اما در همانجا جالب است كه اظهار تمايل مي كند كه آيت را بكشد به سمت خودش ، آيت صريحاً مي گويد : من ترا قبول ندارم و ترا در خط اصيل اسلام نمي بينم و معتقد هستم كه روش تو با روش ولايت فقيه هماهنگي ندارد اما تا زمانيكه تو در چهارچوب قانون اساسي كار مي كني من نه تنها با تو مخالفتي ندارم ، بلكه از تو حمايت هم خواهم كرد . مطمئن باش كه هر گونه انحرافي از تو ببينم اولين كسي كه بخواهد از تو انتقاد بكند ، در مقابل تو بايستد ، من هستم و بني صدر تمام كوشش خود را بكار برد تا اينكه آيت را به سمت خودش جذب كند و بعد بتواند بين او و حزب شكاف بوجود بياورد و اين را وسيله براي از هم پاشيدن حزب قلمداد كند كه با شكست مواجه شد .... و درست اين شكست بود كه باعث شد بني صدر مبارزه با آيت را به عنوان يكي از برنامه هاي كار خودش قرار بدهد . وقتي مأيوس شد تصميم گرفت مسئله آيت را بكوبد و براي كوبيدنش مسئله نوار را مطرح كرد ، اما آيت بر خلاف خيلي ها كه در رابطه با نوار فكر مي كردند كه ممكن است آيت منكر آن بشود ، گفت : من هيچ چيزي را منكر نمي شوم و روي تمام چيزهائي كه گفته ام ايستاده ام و اين يك سند افتخاري براي من است و واقعاً براي او يك سند افتخار بود .
با مسائل اصولي برخورد مي كرد ، هيچگاه فحاشي نمي كرد ، هيچوقت لغات زشت به كار نمي برد ، هيچگاه با دشمنان خودش ، با بني صدر و ديگران ، كساني كه روي در رويشان ايستاده بودند و مي كوبيدنش ، هيچ وقت جملات زشت بكار نمي برد و هميشه مي كوشيد كه مسائل به صورت مسائل شخصي مطرح نشود بلكه به صورت يك جريان مطرح بشود و هميشه مي گفت : اينها مي خواهند مسائل را به چيزهاي خصوصي و شخصي بكشند ! حتي در رابطه با مصدق و كاشاني كه بحث مي شد ، مي گفت : خيلي تلاش مي كنند كه اينرا به صورت اختلاف دو شخصيت بكشانند در حاليكه اين يك جريان است و من تمام كوششم اين است كه اين مسائل به اينجا نكشد كه بگويند بين آيت و بني صدر اختلاف هست . بدانند كه ما دو جريان هستيم در اين جامعه ، يك جريان كه در خط امام حركت مي كند و يك جريان مخالف خط امام است و اينرا مردم بايد بشناسند . مي دانم كه او در خط امام نيست و نمي تواند در خط امام باشد با آن سابقه تاريخي كه داشته . اين يكي از نكات مثبت آيت بودكه اصولي با مسائل برخورد مي كرد . يكي ديگر از ويژگيهاي آيت كه شايد كمتر كسي را ما در تاريخ معاصر ايران داشته باشيم اين است كه ، من كسي را نمي شناسم كه به اندازة او رجال سياسي تاريخ معاصر ما را بشناسد ، شما كافي بود در ميان صدها چهره كه در نهضت ملي شدن نفت بودند يكنفر را معرفي كنيد، بلافاصله مي گفت كه او فعاليتش را چطور شروع كرد ، در كداميك از دوره هاي مجلس دخالت داشته ، با چه گروههايي بوده ، چه كتابهايي نوشته ، چه موضعگيريهايي كرده و تمام جزئيات را مي گفت ، مي شود گفت تمام روزنامه هائي را كه شايد قبل از سي تير، از سالهاي بيست به بعد منتشر مي شد روزنامه هاي حزب توده ، روزنامه هاي فدائيان اسلام ، روزنامه هاي مخالف ، موافق همه اين روزنامه ها را مطالعه كرده بود و آرشيو بسيار بزرگي از اينها تهيه كرده بود كه متأسفانه نتوانست آنهايي را كه آماده بود به صورت كتاب منتشر بكند ، البته قسمتي از اينها به صورت جزوه و سخنراني هست اما هميشه در بين دوستان معروف بود به دائره المعرف رجال ايران .
اين يكي از ويژگيهاي آيت بود كه نشانه مطالعه بسيار عميق او در تاريخ معاصر ايران و حضور ذهنشان و عجيب بود كه ايشان تمام اينها را هم در حافظه شان نگهداشته بودند .
در حزب جمهوري اسلامي ايران از همان ابتدا عضو شوراي مركزي بود . دبيرسياسي حزب شد و بعد كه واردمجلس شوراي اسلامي شد بخاطر گرفتاريهاي مختلف ، كارش در حزب كمتر شد . ايشان تحقيق هائي كه در شوراي مركزي مي كردند ، بسيار جالب و ارزنده بود و نيز سخنرانيهاي زيادي كردند . ايشان بعد از پيروزي انقلاب و اين سخنرانيها نقش بسيار مهمي داشت در شناساندن خط هاي انحرافي ، در نشان دادن غرب گرايان و مي توانم بگويم يكي از افرادي كه توانست در ميان مردم خط هاي ديگر ترسيم بكند ، شهيد آيت بود .
از چيزهاي ديگر ، نقش عمده او در مجلس خبرگان بود كه البته لازم نيست بگويم ولي ميتوانم بگويم يكي از اعضاء ااصلي و مهمترين افرادي بود كه در رابطه با ولايت فقيه نقش داشت و مي گفت ما ولايت فقيه را بايد مثل سدي در مقابل نفوذ غرب گرائي در كشور بوجود بياوريم . مسئله فرماندهي كل قوا را ايشان مطرح كردند كه بايستي در دست ولي فقيه باشد و حالا ديديم كه اينها چقدر در سرنوشت انقلاب ما در همين يكسال اخيرسهم داشته ، سخنراني كه ايشان كرده اند در مجلس خبرگان در رابطه با فرماندهي كل قوا در مقابل بني صدر و ديگران كه مخالفت مي كردند ، بهترين دليل است در مجلس خبرگان خيلي فعاليت كرد ، در مجلس شوراي اسلامي در كميسيون بودجه نقش مهمي به عهده داشت و شب و روز كار مي كرد ولي اين اواخر در جلسات رسمي حزب كم شركت مي كرد .
من هميشه بعد از شهادت او به برادرانم مي گويم كه اگر بهشتي مظلوم شهيد شد و اگر بهشتي مظلوم بود آيت مظلومترين شهيد است ، آيت واقعاً مظلومتر از بهشتي بود و اين چيزي بود كه خودش در مقاله كيهان يكهفته قبل از شهادتش گفته بود ، من مظلومتر از بهشتي هستم ، براي اينكه لااقل او فرصت داشت در رسانه هاي گروهي حرفش را بزند ولي من نمي توانم . هر وقت در رابطه با خانواده اش مسئله اي مطرح مي شد ، ما اگر چيزي مي گفتيم مي گفت نه اين مسئله اي نيست ، اينرا خود خانمش هم چند روز پيش وقتي با او صحبت كردم ، مي گفت : آيت همه چيزش اسلام و انقلاب بود ، زن ، بچه ، همه در رابطه با انقلاب چيزي نبود . گفت وقتي من به او مي گفتم تو كه الان نمي تواني واقعاً نمي شنيد ،من گفتم كمي استراحت كن نرو ، عجيب قند خونش بالا رفته بود ، گفت نه من يك وظيفه اي دارم كه بايد به آنجا بروم و از تهديد و ارعاب هم نترسيد ، ديديد كه در طول همين يكسال گذشته چقدر تهديدش كردند ، چقدر او را مورد سرزنش قرار دادند اما او همچنان روي عقيده خودش ايستاده و در اين راه هم به شهادت رسيد .
از شهيد آيت يك دختر و يك پسر به يادگار مانده است كه همچون پدر راه اسلام اصيل را ادامه خواهند داد .