0

یادنامه دولتمردان شهید

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه دولتمردان شهید
دوشنبه 13 دی 1389  2:09 AM

عنوان : شهيد حجت الاسلام محمد منتظري

نماينده مردم نجف آباد
شهيد محمد منتظري در سال 1332 در دامان خانواده گرانقدر ، فقيه والامقام ،آيت الله منتظري در نجف آباد اصفهان بدنيا آمد و از همان نخست در بستري از ايمان و اخلاص و تقوا و فضل و معرفت رشد كرد . در سالهاي اول عمر به تحصيل پرداخت ودر نوجواني سه سال به عنوان كارگري ساده مشغول به كاربود و بدين ترتيب از آغاز شكل گيري شخصيت خود با رنج توده مستضعف آشنا شد .
در سال 1337 وارد حوزه علميه قم شد و علوم اسلامي را تا سطح علوم خارج ، اصولو فقه و فلسفه فراگرفت . استادان او در اين سالها و پس از آنكه علوم و معارف اسلامي را دنبال مي نمود ، شخصيتهاي بزرگواري همچون امام خميني (ره) ، مرحومآيت الله داماد ، آيت الله منتظري و آيت الله مشكيني بودند .استعداد فوق العاده اي براي درك اسلام و از جمله اقتصاد و سياست اسلامي داشت و در اقتصاد اسلامي متخصص و به تعبير امام او يك متفكر اسلام شناس بود .
روحيه اومصداق حقيقي «اشداء علي الكفار ، رحماء بينهم» بود . در مقابل كفار ومنافقين شديد و سختگير و در بين مؤمنين و محرومين پر محبت و متواضع بود . زندگي زاهدانه و ساده او ديگران را تحت تأثير قرار مي داد و پس از انقلاب نيز تغييري در زندگي او پديد نيامده بود . شورانقلابي فوق العاده او پشتوانه استواري براي تلاش پيگير و خستگي ناپذيري و صبر و مقاومت در مابل رنجها ، شكنجه ها و مصائب بود. وي در سالهاي 41 و 42 همچنان با آغاز نهضت اسلامي به رهبري امام خميني ، فعاليتهاي مبارزاتي وانقلابي خود آغاز كرد و تا پايان عمر پربارش به حركت در راستاي خط ولايت فقيه ادامه داد .
در فروردين 44 حين انتشار اعلا ميه دستگيرشد ومدت 7 ماه در زندان قزل قلعه زير سبعانه ترين شكنجها قرار گرفت ،در همين زمان پدر بزرگوارش آيت الله منتظري نيز دستگير شد در هفت ماهيكه درزير شكنجه بسر ميبرد ،عليرغم تلاش فراوان رژيم براي گرفتن اطلاعات در مورد آيت الله منتظري واساتيد حوزه علميه قم محمد سخني بر زبان نياورد .
پس ازرهائي از زندان با اينكه رژيم از او التزام گرفته بود كه به حوزه علميه نرود ،به حوزه رفت وبتدريس اقتصاد پرداخت ،درس اقتصاد وفعاليتهاي او در اين زمان در حقيقت تلاش براي شكستن جو ركود بر حوزه وقرار دادن طلاب در جريان مسائل اجتماعي وسياسي بود .در همين زمان به فعاليتهاي تشكيلاتي درسطح حوزه و فعاليتهاي وسيع تبليغاتي در سطح كشورپرداخت .در توزيع اعلاميه وجزوات روشنگرانه در بيشتر شهرهاي ايران ،با سازماندهي افراد كوشا بود .پس ازآن درجريان يك رويارويي با مأموران رژيم بطرز ماهرانه اي از دست آنان فرار كرد وپساز دو ماه جنگ وگريز در داخل ،بخارج ازكشور گريخت واز اين تاريخ زندگي مخفي ،پر طلاطم وپربار ده ساله او در خارج از كشور آغازميشود وجريان هائي كه مي گوييم حاصل اين دوران اززندگي اوست .
ادامه تحصيل در نجف درمحضر امام،ادامه مبارزات در كنار ياران امام در نجف سفر به كشورهاي عربي واسلامي از جمله لبنان ،افغانستان ،ليبي ،كشورهاي خليج فارس وبرقراري تماس با رهبران جنبشهاي آزاديبخش اشلامي .تشكيل هسته هاي مبارزاتي در اين كشور هاكه اكنون هر كدام تبديل به نهضتي انقلابي وآزادبخش شده اند . تماس با دانشجويان خارج از كشور دراروپا وبر پايي اعتصابات وراهپيمايي هاي ضد رژيم .تعليم دادن عده زيادي درپايگاههاي نظامي الفتح وفرستادنآنها به ايران .برقراري رابطه با داخل كشور همزمان با شروع انقلاب اسلامي .
پس از ورود امام به پاريس به آنجارفت .در كنار امام ويارانش به تلا ش مخلصانه پرداخت . بدنبال ديدار آيت الله منتظري با امام در پاريس همراه ايشان به ايران بازگشت ودوران حساسي رادرمبارزات خود قبلوپس از پيروزي انقلاب آغازكرد .طي اين سه سال بتلاش پيگيريبراي افشاي توطعه هاي غرب كه در حركتهاي غربگرايانه ومهرههاي وابسته به غرب تجسم مي يافت پرداخت .از همين رو بود كه شديدترين حملات تبليغاتي .انواع تهمتهااز سوي اين جريان قرار گرفت وتشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فكر اوبود كه توسط شهيد مطهري با امام در ميان گذاشته شد . پس از چندي درانتخابات مجلس شوراي اسلامي با 97%آراءاز نجف آباد به مجلس شورا اسلامي راه يافت ودر مجلس شوراي اسلاميدر شرايط حساسي كه احتمال داشت خط وابسطه به غرب بر شرايط سياسي ونيز جنگي كشور حاكم شود نقش مهمي ايفا كرد مدتي نيز بنمايندگي امام در هيأت برسي شايعه شكنجه بكارپرداخت گرايش او بجهاني شدن انقلاب اسلامي وارتباط با نهضت هاي آزاد بخش وعشق شديد او به آزادي قدس وكينه وبغض مقدس او نسبت به صهيونيسم ازبارزترين ويژگيهاي ايشان بود.
وي در راه صدور انقلاب اسلامي همه ي ظرفيت عملي ،فكري ،تبليغاتي در دسترسي خود را بكار برد واز جمله مجله اي بنام الشهيد به زبان عربي در سطح وسيع در منطقه منتشر مينمود ودرمسافرت هائي بخارج از كشور انجام داد وبا رهبران جنبشهاي آزادبخشيوكشور هاي انقلابي ملاقات ومذاكره كرد .وسرانجام بدنبال نطقهاي انقلابيش در افشاي خط بني صدر ،رجو.قاسملو وديگر مهره هاي آگاه ونا آگاه ووابسته به غرب در هفتم تيرماه60،يكشنبه خونين بدست همين مهرههاي وآنانكه بيش از 20 سال با آنها به مبارزه ي جانبه برخاسته بود ،به شهادت رسيد ودر شهر قيام قم به خاك سپرده شد .
اندك اندك ،تجربيات شكست بار زمامدارن آمريكائي،موجب شد كه نسل جديدي از سياسيون به حاكميت رسند وبراي حفاظت مصالح آمريكا بحاي كارد واره از پنبه براي سر بريدن استفاده كنند در مورد ايران فكر كردند كه اگر به سياستهاي گذشته شان ادامه دهند ايران در رابطه با مردمش و همچنين موقعيت جغرافيا ئي واستژيك آن با خطري عظيم وغير قابل برگشت روبرو ميشود ودر رابطه ،سياستهاي قدرتهاي بزرگ رقيب را وبهره هائي كه نصب آن ميگردد،نا ديده نميگرند .
تضمين منابع نفت وا دامه جريان آن از خليج فارس در ربع قرن آ‌ينده يكي از مهمترين مسائل است كه نظر آمريكائيها را بخود معطوف ساخته واگر ايراناز امنيت نسبي برخوردار نباشد مشكلاتي بسياري برايشان وجود خاهد داشت . رژيم شاه وسياستهاي ديكته شده مادام كه نقش تضمين شده اي را براي آنان ايفا كند شديداً حمايت ميشود بديهي است كه رشد مبارزات در ايران ووحشتي كه از ضربه وارد آمده بمصالح پيش ميايد وحساسيت شديد نسبت به رژيم وآمريكائيهاونفرتبي سابقه وجهت يابي و….
مسائلي نيست كه افكار غارتگران بين المللي را به خود نشان مشغول نسازد .همين دو سه ماه گذشته ، رسما در گزارش 130 صفحه اي سناي آمريكا در مورد ايران علنا مطرح ميگردد كه مگر ادامه جريان نفت ايران به غرب مورد نظر نيست ؟ و بنابراين آيا حمايت از رژيم خاصي در ايران ضرورت دارد ؟و آيا مگر با تغيير اوضاع داخلي ايران ، ايرانيها بر اثر مشكلات و نيازهاي اقتصادي كنونيشان سر انجام مجبور نيستند كه معيار اقدامات در رابطه با مصالح ارزيابي ميشود و همين مصالح است كه موجب اتخاذ سياستهاي تخديري ميگردد .مردم در حال انفجار را بايستي با يك سلسله آوانسهائي تخدير كرد و روحيه انقلابي را ربود .
حدودا از دو سال پيش ، سياست تبليغاتي غرب تغيير كرد و ممنوعيت تبليغاتي ضد رژيم ايران شكسته شد . حتي در روزنامه ها و مجلات آمريكائي در مورد شرائط سخت و خفقاني و ديكتاتوري حاكم و .. مقاله ها نوشتند . سازمان عفو بين المللي فعاليتهاي خود را در ايران چند برابر كر . در كميسيون حقوق بشر مسائل مربوط به نقض حقوق بقشر در ايران تراوش كرد .شاه اندكي اجازه داد كه اين نامه ها آزادانه نوشته شود و واكنشي مستقيم نشان نمي داد تا به اربابانش بفهماند كه دست به هيكل رژيمش و سياسيون ايراني به جنب و جوش افتادند و فعاليتهائي را شروع كردند و شعارهائي را برگزيدند كه برخوردي با رژيم و شاه نداشته باشد و آمريكائيها هم نرنجند تا شايد بتوانند آوانسهائي بگيرند .آمرئيكائيها هم در فكرشان هست كه با اعطاي يك سلسله آوانسها ،دست يك عده سياسيون را در جريانات حكومتي بند كنند و برخي نارضايتيهاي معلول استبداد مطلق و ديكتاتوري را از بين ببرند …. برخي از انقلابيون را باين مسائل بكشانند و برخي ديگر را از طريق سياسيون ملي ، و نه شاه ازصحنه بدر سازند و در شرائط خاص هم كه عمليات انقلابي صورت مي گيرد ، جلوگيري بعمل آيد .
در هر حال هنوز كه هنوز است سياست جديد آمريكائي ها تغيير نكرده و خوش دارند كه مسائل به شكلي حل شود .يكي چند آوانس جديدي كه شاه آمريكائيها در مورد نفت داده ، نمي تواند يكباره تغيير سياست جديد را موجب شود .از اينگونه آوانسها و چند صد برابر آنرا شاه در گذشته داده و خشونتهائي هم اعمال كردند و با همه آن احوال ، چون ادامه وضع سابق را به زيان مصالح نسبتا دراز مدت خود ميديدند سياست تخدير را پيش گرفتند ، البته سياست تخديري و اعطاي يك سلسله آزاديهاي قشري و نيم بند ، احيانا توام با خشونت هم هست . مردم در بند و ناراحت از خفقان بي نظير را مسلما يكباره آزاد نمي گذارند .زيرا پس از دو روز تظاهرات كاخ شاه را هم اشغال و پوست آمريكائيها را از كاه پر ميكنند .پس بايد همين مردم را از طريق برخي خشونتها تاديب كرد تا تصور نكنند آزادند تا هر كاري صورت دهند و باصطلاح پر توقع باشند .
خوشبختانه مبارزين اسلامي ، تاكنون در مقابل خط جديد آمريكا ، به چپ روي عملي و راستگرائي مبتلا نشدهاند چپيهاي افراطي ، بر اثر دگماتيسم حاكم بر افكارشان و نيز وابستگيهاي مستقيم و غير مستقيم به سياست خارجي ، خيلي دير متوجه قضايا ميشوند .راست گرايان هم به سرعت تسليم شرائط جديد شدند و آنچنان حالت انفعالي بخود گرفتند تا شايد آمريكائيهابه آنان دل بسته و هر چه زودتر و سريعتر آوانسهائي بدست آورند . ولي كسانيكه بخاطر پيشبرد جنبش اسلامي در ميدان مبارزه دست و پنجه نرم مي كنند –كه اكثريت را هم تشكيل ميدهند –هم شرائط را درك ميكنند كه بهترين بهره برداريها را داشته باشند و هم فريب چند آوانس آمريكائيزه را نمي خورند . و مگر جنبش اسلامي به پيروزي رسيده است كه به شرائط دل بسته و به در جا زني در غلطيم ؟ ما از هر گونه شرائطي در امر پيشبرد اهداف خود استفاده ميكنيم و تا مادام كه خط اسلامي در جامعه ما حاكميت پيدا نكند جنبش اسلامي ادامه دارد .
آمرئيكائيها و بلكه كليه قدرتهاي بزرگ از دو چيزبيش از همه وحشت دارند :
1- خشونت انقلابي و اسلحه آتشين
2- ويژگي خاصي كه جنبش اسلامي و رهبران و طرفدارانش از آن برخوردارند .
ناراحتي آنان اين است كه در ايران اين دو چيز درهم ادغام شده است .بسياري از تجربيات كه در مورد انقلابهاي ديگر دارند در ايران قابل استفاده نيست اگر زمامداران ايدئولوژيهاي غير اسلامي پاي ميز معاملات مي نشينند و به برد و باخت مشغول ميشوند ، ولي در مورد جنبش اسلامي با چه كساني ميتوانند معامله كنند ؟ ومگر كسانيكه عميقا به جنبش اسلامي كشيده ميشوند ، آمادگي زد و بند و بده و بستان دارند ؟ .. البته امكان دارد بر اثر اشتباهات تاكتيكي ، احيانا طرفداران جنبش اسلامي ، مواضعي نادرست اتخاذ كنند ولي استراتژي خود را فراموش نخواهند كرد .از اينجاست كه پيوسته قدرتهاي بزرگ راست و چپ وايادي و مزدوران آنان ، كوشش دارند از اطراف به جنبش مزبور ضربات وارد آورند و تا سرحد امكان نامي از آن بميان نياورده و با برچسبهاي بچگانه و توسل به جنگهاي رواني بمنظور ايجاد عقده هاي حقارت و كمبود شخصيت در مسلمانان حقيقتي و … آنانرا از ميدان بدر سازند .
كوشش مداوم قدرتهاي بيگانه واياديشان ، در سبك جلوه دادن جنبش اسلامي ايران خلاصه ميشده .برچسبهاي ارتجاع ، دست راستي ، تكيه بر جمله « مخالفين مذهبي » با آن شناختي كه از مذهب قرون وسطائي مسيحيت دارند و پيوسته به خورد جهان ميدهند و .. از اين حقيقت عمدا غافل ميشوند كه جنبش اسلامي ، اهدافي وپژه خود داشتهو در انقلاب ايران نقش تعيين كننده دارد و مدعي حاكميت سياسي مخصوص به خود است .آري عمدا نيروهاي اسلامي را ناديده مي گيرند تا بتوانند برخي را ميراث بر مبارزات مردم معرفي نموده و آينده را در چهار چوب مصالح خود با ميراث فراوان ترسيم كنند .
از اينجاست كه به نظر ميرسد در كليه شرائط ، بويژه در شرايط كنوني ، هرچه بيشتر رهبران حقيقي و پيشتازان جنبش اسلامي ، سر و كله خود را در جريانات گوناگون مبارزاتي و سياسي نشان دهند و در اينجا حوادث و بهره وري از آن ، نقشهاي ابتكاري و خلاق ايفا كنند … عملا بسياري از توطئه ها خنثي شده تحت الشعاع جنبش اسلامي قرار خواهد گرفت .
هم اكنون ، دو خط سياسي در ايران جريان دارد :
1- خط انقلابي كه جنبش اسلامي است و امام خميني سمبل آنرا تشكيل ميدهد .
2- خط سياسي اعتدالي .
خواسته ها و شعارها ي اين دو خط متفاوت است .خط اول ، حملات خود را بطرف مراكز اصلي توطئه ها و جنايتها ، يعني شاه رژيم او و اربابان آمريكائيش متوجه ساخته ، و خط دوم گوئي در سالهاي 1340-39 بسر ميبرند و شعارهائي در چهار چوب قانون اساسي مطرح ميكنند .در صورتيكه در شرايط كنوني بدترين سوء استفاده ها از اين شعار خواهد شد و مستقيم و غير مستقيم ، پايه هاي لرزان حكومت شاه را استحكام مي بخشد .خط دوم ، تصور ميكند كه به برخي اهدافش كه عمده است خواهد رسيد و حال آنكه خط اول ، بزرگترين ارزشي كه در شرائط كنوني برايش متصور ميباشد ، استفاده از آن بمنظور پيشبرد جنبش اسلامي است .
معتدلين سياسي ، كه برخيشان پس از 15 سال سكوت سراز گور در آورده و ميخواهند سيل شهداء و زندانيان در بند و آوارگان و كساني را كه دچار انواع محروميتها شدند ، ميراث بر باشند ، چه خوب مي بود كه حتي در رابطه با مصالح خودشان مسائل مطروحه را عميقتر برسي ميكردند .غارتگران خارجي كه در رابطه با مصالح خود تصميم ميگيرند ، هيچگاه دلشان براي حقوق بشر و سلب آزاديهاي فردي و اجتماعي و .. نسوخته است .همين فداكاريها و شهادتها و مبارزات انقلابي گذشته و وحشتي كه در اين رابطه براي آنان پديد آمده موجب اين تحولات و تغيير شرايط سياسي است . آنان تا خطر را لمس نكنند به فكر حقوق بشر نمي افتند ، آمريكائيها اين شكل تصور مي كنند كه برخي آزاديها نيم بند داه شود ، بعضي از شخصيتها ي برخوردار از وجاهت ملي دستشان در حكومت بند شود .بعضي از مردم و مبارزين هم تخدير شده به خط سياسي اينگونه اي كشيده شده و همگي از حالت مبارزاتي به حالت موسساتي تبديل ميگردند و آنگاه سياسيون دست بند شده ، بمنظور حفاظت از مصالح سياسي ، كه شرايط جديد شان در ذهنشان ميسازد ، بجان نيروها ي انقلابي تسليم نشده مي افتند و آنان هم به جان سياسيون فاصله اي عميق ميان نيروها ي انقلابي و سياسيون به قدرت رسيده پديد مي آيد . دستجات سياسي ضد و نقيض در صحنه در صحنه سياست درست ميشود مردمي را زا دست بدهند ، ياراي مقاومت در مقابل خواسته هاي بي حد حصر آمريكائيها خواهند داشت ؟و آيا جز سقوط و يا تسليم راه ديگري در پيش هست ؟ در صورتيكه نيروهاي سياسي هنگامي ميتوانند در مقابل فشارهاي بيگانگان عرض اندام كنند كه از حمايت نيروهاي انقلابي و يا ارتشي ملي برخوردار باشند . نتيجه آنكه هم جنبش اسلامي ضربه ميخورد و هم ساسيون به خواسته ها و اهداف خود نميرسد و وجاهت ملي خود را هم از دست ميدهند …… مطلوب اربابان هم همين است .
اما اگر كليه نيروها خط اول را برگزينند و سطح شعارها و خواسته ها را بالا برده با قاطعيت وجديت مسائل را مطرح كنند ، نيروهاي انقلابي وسياسي ، در رابطه با يكديگر و تاثير و تاثر تكامل باري كه به دنبال دارد .. رشد يافته ، وحشت رژيم شاه آمريكائيها از جهت مصالح خود چندين برابر مي شود و آنگاه است كه مجبور ميشوند آوانسهاي بسياري به مردم بدهند و در چنين شرايط است كه ميتوان در مقابل بسياري از زورگوييها و فشارها ايستادگي كرد .درست است كه با اتخاذ چنين سياستي ، حتي حل و ارزنده اي در اين ميان ساخته مي شود .بسياري از سياسيون معتدل ما برخي عمدا و برخي سهوا خط اول و امام خميني سمبل را فراموش كردند .زرا خط اول قابل انعطاف و حاظر به دريوزگي بخاطر چند آوانس سياسي بي محتوا نيست و در اين رابطه چه زيانهائي كردند و برخي زيانها هم ببار مي آورند .
نسل جوان و نيروهاي انقلابي و توده هاي مسلمان عملا طرفدار خط اول هستند و بديهي است كه هر چه بيشتر نيروهاي خود را بسيج نموده ، محتواي خط اول را افزونتر سازيم .اكثريت قريب باتفاق نسل جوان به جنبش اسلامي … بسيار از تحقيقات ايدئولوژيك سازنده تر و و موثر تر است و اصولا قابل مقايسه نيست ، گو اينكه تحقيقات مزبور هم به نوبت خود ارزنده و احيانا شكل زير بنائي دارد .
آنچه موجب خوشوقتي است اينكه رشد جنبش اسلامي و و خيانت منافقين ماركسيست ، بسياري از روشنفكر مابيهاي عوضي را به كنا ر زده ، التقاط فكر اسلامي با افكار غير اسلامي ، در بسياري از قاموسها ارزش خود را از دست داده و حالت « نؤمن ببعض و نكفر ببعض » كه در صحنه عمل احيانا در صحنه فكر در جنبش ما موضعي نيرومند داشت ، ازميدان رخت بر بسته و ارزش مبارزه و اسلحه به مثابه هدف ، جاي خود را به ارزش ايدئولوژي و تكامل الهي داده و مبارزه و اسلحه هم بعنوان نيرومندترين و برنده ترين وسيله جهت نيل به هدف مزبور شناخته ميشود .التقاط فكري و مخلوط كردن برخي مسائل غير اسلامي با اسلام ، و جهان بينيهاي متضاد ناب و آتشين را به شكل شعري و خطابه اي در هم بافتن و …. برخي جوانان را به التفاط سياسي و خواهر و برادر شدن با ماركسيسها كشانيد ، كه ضربت منافقين و شوكها حاصله و فعاليتها ي مسلمانان به بسياري از اين افكار پاان بخشيده است .
تبعيد شماها در رابطه با تصور ايراد ضربه به خط اول صورت پذيرفته و خواسته اند با خط اول را كور كرده تحت الشعاع قرار دهند و يا سياستهاي تاديبي آنانرا پذيرفته به خط دوم روي آوريد .كشتار قم در 19 دي سال جاري هم بر همين اساس تفسير ميگردد . بچگانه تصور كردند كه مركز روحانيت را بكوبند تا نيروهاي اسلامي در ايران چشمشان به خط حساب افتد و ماستها را كيسه كنند.
بنابراين با توجه به مسائل ياد شده و شرايط سياسي كنوني وموج مبارزات اسلامي سراسري و با توجه به استراتژي ايكه امام خميني براي مرحله كنوني جنبش تعيين نموده و در سخنرانيها و اعلاميه ها بدان تصريح ميفرمايند ، و ارزش عام و شاملي كه جنبش اسلامي از آن برخوردار شده و برد وسيعي كه سخنان و نوشته هاي شماها در داخل و خارج ايران و در محافل ساسي و مجامع بين المللي و حقوق دارد و … پيشنهاد ميشود كه به اقدامات زير دست يازيد :
1- نوشتن نامه هاي همه جانبه اسلامي – مبارزاتي – سياسي خطاب به مردم و تشريح اوضاع كشور و حمله غير مستقيم به رژيم شاه و همچنين به اربابان و آمريكائيها كه با تقويت همه جانبه از رژيم بايستي مسئوليت كليه اين نابسامانيها را بپذيرند .در اين نامه ها اشاره به تبعيدي بودن خود بشود ،ولي به شكل افتخار آميز و اينكه ما آماده ايم براي اسلام و مردم مسلمان و از بين بردن نابسامانيها ي اجتماعي –سياسي- اقتصادي – فرهنگي و …. به هرگونه شرائطي تن در دهيم .
2- نوشتن نامه به آقاي خميني و اينكه ما مفتخريم كه در راه شما – كه اسلام است – هرگونه ناراحتي را پذيرا باشيم و ابزار عقيده و ايمان به پيروزي جنبش اسلامي و تشريح امور.
3- نامه به كورت والد هايم و سازمان ملل متحد و تشريح اوضاح نابسامان و پيش كشيدن ، تبعيد ضد قانوني و اوضاع خفقان بار و محكوميتها و زندانيان سياسي بي گناه و قانون شكنيها و ارسال نمايندگاني خاص كه بتوانيم ازنزديك مشكلات خود را مطرح كنيم .
4- نامه هاي جداگانه و يا رو نوشت نامه فوق را براي كميسيون حقوقبشر ، حقوقدانان دموكرات ،‌حقوقدانان كاتوليك ، سازمان عفو بين اللملي (( امنستي )) فدراسيون حقوق بشردر پاريس ، صليب سرخ بين اللملل و….
5- نامه اي خاص براي صليب سرخ بين اللملل و تشريح قانون شكنيها و كسالتهائي كه براثر تبعيد دچارشماها و يا خانواده هايتان شده و خواستار رسيدگي فوري و ارسالرونوشت آن براي سازمانهاي حقوقي بين اللملل يادشده و امثال آن.
6- نامه هائي خطاب به رو حانيون دنيا و تشريح اوضاع سياسي – مذهبي ايران و افشاگري در مورد رژيم شاه .
طبيعي است كه ( و يا پيشنهاد براينست ) نامه ها و شكايتهاي بين اللملي راهرچه زودتر بخارج كشور ارسال داشته تا فورا ترجمه شده وضميمه متن ارسال گشته و سپس پخش گردد .1پس از آن نامه هاي خطاب به مردم و آقاي خميني پخش ميشود .اين اقدامات اگر به ظرافت و قاطعيت صورت پذيرد ، دستگاه را با بن بست مواجه خواهد ساخت . و از طرفي نقش برازندهاي در اوج گيري و محتوا بخشيدن به جنبش اسلامي در بردارد .عمل و منطق شما بنوبت خود جهت گيري اسلامي مبارزات را افزونتر ميسازد .بديهي است كه اين قبيل اقدامات و حوادثي كه بدنبال مي آورد ، هر چه وسيعتر فرصت طلبان سياسي را از صحنه بدر ميكند .
مسائل روزمره ايران و قاطعيت ارزندهاي كه آقاي خميني از خود نشان ميدهند ، روز بروز خط اول را آنچنان پا برجا و وسعت مي بخشد كه معتدلين سياسي را عملا به دنبال خود ميكشاند و اقدامات شماها در تسريع اي امور بسيار مؤثر است .
برسي جريانات اخيربخوبي نشان ميدهد كه چپ ، آنگونه كه برخي تصور ميكردند ، ؟آنچنان محلي ازاعراب در صحنه مبارزاتايران ندارد و حتي براي نمونه در كليه شعارهاي اقشار و طبقات گوناگون اجتماعي كه به تظاهرات و اعتصابها دست ميزنند ،‌به شعاري كه وجه ماركسيستي داشته باشد برخورد نميكنيم و اكثرا اسلامي است . فعاليتهاي ايدئولوژيك – سياسي – نظامي مسلمانان عملا ديگران راازصحنه پرتاب ميكند و منافق شدن اين و آن و انحراف چند نفرجوان ، قادر به تغيير خط صحيحمبارزه در ايران نخواهد بود .البته از اينكه در شرايط آزاد بسر ميبرم و چنين پيشنهادهائي بشماها تقديم ميگردد. دچار خجلت شده كه اميد است با بزرگواري خودتان ببخشيد .زياده بر اين مزاحم نشوم .
« ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم » و السلام عليكم و رحمه الله

ارادتمند 27/بهمن56
 


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها