0

یادنامه دولتمردان شهید

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه دولتمردان شهید
دوشنبه 13 دی 1389  2:01 AM

عنوان : شهيد عبدالحسين دفتريان


مسئول امور مالي نخست وزيري
شهيد سيد عبدالحسين دفتريان فرزند انقلاب و از سلاله پاك پيامبر اسلام (ص) در 21 آذر سال 1323 در اصفهان ‚ در خانواده اي نسبا”‌متوسط و مذهبي بدنيا آمد . دوران تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در اصفهان گذراند به نحـوي كه در ضمن تحصيل بكار اشتغال داشت و قسمتي از هزينه خانواده را تقبل مي نمود . پس از پايان خدمت سريـازي موفق به اخذ ديپلم گرديد و در سال 1348 وارد مدرسه عالي بازرگاني شد . رشته تحصيلي شهيد دفتريــــــــان ‚ حسابداري و اقتصاد بود كه در سال 1352 موفق به اخذ مدرك ليسانس از مدرسه عالي بازرگاني شد .

 از لحـــــاظ مراتب شغلي به ترتيب زير ابتدا در تيرماه 1348 وارد وزارت دارائي گرديد كه در قسمت مالياتها به سمت مميــــز اشتغال داشت و بعد از چندي به ديوان محاسبات منتقل شد و سپس بسمت سر مميز در وزارت مسكن و شهــــــر سازي بكار اشتغال يافت و نيز همزمان با آن عهده دار مسئوليت امور مالي سازمان محيط زيست بود و تا پيــــروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به رهبري امام خميني قائد عظيم الشأن اين سمت معاونت مالي را دارا بود . پـس از انقلاب مدتي در شركت واحد به سمت رئيس هيئت مديره انتخاب شد و پس از آن به دعوت وزارت دارائي در ديمـاه سال 59 مسئوليت مديريت مالي نخست وزري را به عهده گرفت .


به گواهي همسر شهيد و كليه كساني كه به نحوي با وي آشنائي داشتند ايشان فردي بسيار جدي ‚ سريع العمـل ‚ صديق و پر كار بود و شايد يكي از دلائل تغيير سمتهاي نامبرده همين خصوصيات ويژه اخلاقي بوده است و نيــز از طرفي احساس ميكرد كه بنا بر عهدي كه براي خدمت به اسلام و وطن عزيزش دارد ‚ مسئوليتهائي كه به او واگـذار كرده اند كم است و از سوي ديگر چون وي را فردي لايق و صديق يافته بودند ‚ پيشنهادات بسياري در زمينــــــه سمتهاي مختلف مملكتي بايشان ارائه ميگرديد .


در لحظه اي كه انفجار رخ ميدهد احتمالا هنوز ناهار صرف نكرده بود و وقتيكه صداي انفجار را ميشنود بلافاصلــــه براي كمك به برادران حاضر در نخست وزيري اطاق كار خود را ترك ميكند و براي جمع آوري اسناد ومدارك مهمي كه وظيفه حفاظت از آنها را بعهده داشت به طبقه بالا ميرود ‚‌پس از نجات اسناد هنگاميكه تصميم ميگيرد به طبقـه پائين بيايد بعلت فشار غليظ دود ناشي از انفجار كه منجر به بسته شدن راه پله ها و كليه راههاي خروجي شده بود ‚ تصميم گرفت بوسيله آسانسور به طبقه پائين بيايد . چند لحظه پس از حركت آسانسور ناگهان جريان برق ساختمان قطع ميشود و آسانسور متوقف ميگردد. در اين هنگام شهيد دست خود را از شكاف زير در آسانسور بيـــرون آورده و استمداد مي طلبد . بنا به گفته شاهدان عيني و برادران حاضر در صحنه حادثه ‚‌شيلنگ كپسول اكسيژن را بداخــل آسانسور هدايت ميكنند ‚ ناگهان دود و آتش بنحوي محوطه را تاريك ميكند كه چشم انسان قادر به ديدن صحنــه نبوده است . پس از اتفاي حريق با شكستن درب آسانسور پيكر مطهر شهيد سيد عبدالحسين دفتريان را از آسانسور خارج نموده و به بيمارستان انقلاب كه جنب نخست وزيري قرار دارد ‚ منتقل مينمايند . بنا به گفته برادر پاسـداري كه از نزديك شاهد لحظات آخر حيات شهيد بوده است ‚ فعاليت شديد امداد گران بيمارستان براي دادن تنفـــــس مصنوعي به وي آغاز ميگردد ولي با كمال تأسف پيش از شروع خدمات درماني دعوت حق را لبيك گفته و به جـــد والا تبارشان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام كه ايشان از نسل پنجاه ودوم آن حضرت بوده است ملحق ميگردد.
 

 
 


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها