0

شهید فهیده

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

شهید فهیده
دوشنبه 13 دی 1389  1:26 AM

«دست حق پشت و پناهت ای پسر

دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر»


آن بسیجی نبض فردا را گرفت


نبض فردایی فریبا را گرفت


رفت تا در جبهه ها زیبا شود


نیمه گم گشته اش پیدا شود


خاک ایران را حمایت می نمود


خونفشانی را روایت می نمود

 

بقیه ی این شعر زیبا را در ادامه مشاهده نمایید.

«دست حق پشت و پناهت ای پسر


دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر»


آن بسیجی نبض فردا را گرفت


نبض فردایی فریبا را گرفت


رفت تا در جبهه ها زیبا شود


نیمه گم گشته اش پیدا شود


خاک ایران را حمایت می نمود


خونفشانی را روایت می نمود


«تکه ای از آسمان مال من است


راه پرواز من از این روزن است»


جبهه درها را به رویش باز کرد


او خودش را تا خدا آغاز کرد


بوی باروت و مسلسل، بوی خون


جانفشانی های پی در پی، جنون


واحد پول جنون پروانگی است


شعله های آتش و دیوانگی است


یورش دشمن، شقایقهای سرخ


عشق تا اوج دقایقهای سرخ


تانکها ناگاه پیدا می شوند


بی خدا یی ها هویدا می شوند


جز اسارت چاره ای دیگر نبود


نوجوان اما پر از دلدادگی است


او پر از انگیزه آزادگی است


داخل دستان او نارنجکی است


وای! این با زندگی بیگانه کیست؟


او که این سان مست و بی پروا شده


او که این سان عاشق و شیدا شده


سنگر خود را رها کرد و پرید


پرده های خواب و رویا را درید


تانک دشمن ناگهان آتش گرفت


نقشه گردنکشان آتش گرفت


یک کبوتر از میان شعله ها


آسمان – پرواز آبی تا خدا  


رضا حدادیان

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها