0

آرزوی شهادت پسرم را داشتم

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

آرزوی شهادت پسرم را داشتم
سه شنبه 12 مرداد 1395  5:32 PM

هاجر بیگلو حسینی مادر مدافع حرم حسین مرادی با بیان این که هیچ افتخاری بالاتر از شهادت نیست گفت : انسان هایی مانند محمد حسین خود را در تاریخ جاویدان کردند، از زمانی که پسرم وارد سپاه شد من همیشه خواب شهادتش را می دیدم و برایش آرزوی شهادت داشتم.

به گزارش تا شهدا؛ شهید محمدحسین مرادى در سى ام مهرماه سال هزارو سیصد و شصت در محله مجیدیه تهران متولد شد و بیست و هشتم آبان ماه سال ۱۳۹۲ در دفاع از حرم حضرت زینب (س) در نبرد با تروریست های تکفیری به شهادت رسید. پیکر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای چیذر به امانت گذاشته شده است. 

  

در خصوص دوران کودکی و نوجوانی و منش رفتاری شهید مرادی توضیحاتی بفرمایید. 
من 7 فرزند دارم که محمد حسین فرزند پنجمم در 30 مهر سال 1360 به دنیا آمد ، پدرش در زمان آغاز جنگ ، در کمیته امام خمینی (ره) مشغول به فعالیت بود ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما از محله چیذر به مجیدیه شمالی انتقال مکان دادیم که آن ایام مصادف بود با اولین روز جنگ و ورود پسرم به مدرسه. همسرم آن زمان به جبهه می رفت و محمد حسین بسیار دلتنگ پدرش بود تا این که عملیات مرصاد به پایان رسید و پدرش از جبهه برگشت. علاوه بر آن برادرم نیز در طول دوران جنگ فعالیت گسترده ای داشت و هنگامی که به مرخصی می آمد محمد حسین را با خود به مسجد و محیط های فرهنگی و مذهبی می برد به همین دلیل زمانی که برادرم سید رضا حسینی 9 تیرماه 1366 در جبهه مهران عملیات نصر 4 به شهادت رسید در روحیه محمد حسین بسیار تاثیر گذاشت ولی به این دلیل که از دوران کودکی پسرم همراه خانواده به مساجد می رفت با روحیه جهاد و ایثارگری بسیار مانوس بود و با تقوا و پرهیزکار پرورش یافت. 


در دورانی که همسرم در سال 1365 در جبهه مهران مجروح و در بیمارستان اراک بستری شد، محمد حسین با اندک سواد کلاس اول ابتدایی در نامه ای، به پدرش نوشت : " بابا می خواهم خیلی خوب درس بخوانم تا بتوانم چشم آمریکا را در بیاورم، من 3 تا بیست دارم، سلام من را به همه شهدا مخصوصا به رضا دایی برسان. " در کل نامه زیبایی بود که در آن برای سلامتی امام خمینی (ره) نیز دعا کرده بود که خدایا تا انقلاب مهدی امام خمینی رو نگاه دار، من هنوز پس از سال ها آن نامه را به یادگار نگاه داشته ام. در مجموع محمدحسین از کودکی بسیار مومن و با تقوا بود تا حدی که در خوراک و نوع پوشش بسیار حساس بود و به حلال و حرام اهمیت می داد. 

 

شهید مرادی چه زمانی ازدواج کردند و به چه کاری مشغول بودند؟ 
محمدحسین در سن 19 سالگی وارد سپاه شد و در 24 سالگی ازدواج کرد. و به دلیل مشغله کاری و راه دور هفته ای یک بار به دیدن من و پدرش می آمد. همیشه می گفت من کار مشخصی ندارم و فقط چند تا گلدان داریم به آنها آب می دهم یا وظیفه آبیاری سبزی ها را به عهده دارم. محمدحسین از زمانی که در سپاه مشغول به کار شد، اکثرا به ماموریت خصوصا عراق می رفت . 


دقیقا به خاطر دارم که روزی محمد حسین برخلاف معمول که تمیز و مرتب بود با سر و صورت خاکی و بدون ساک به خانه آمد .
از او پرسیدم که ساک لباست کجاست که گفت بعدا دوستانم می آورند و بعد ها هم گفت که ساکم گمشده و من دیگر پیگیری نکردم ولی پس از شهادتش از طریق دوستانش متوجه شدم که در زمان حضور آمریکایی ها در عراق اسیر شده که در نهایت توانسته فرار کند و چندین روز را بدون پول و غذا سپری کرده است.


 
شهید مرادی چه زمانی تصمیم گرفت مدافع حرم در سوریه شود ؟ 
محمد حسین سال 1389 به سوریه رفت ، من نزدیک به یک سال و نیم قبل از شهادتش خود را آماده کرده بودم که در نهایت در آبان ماه 1392 و در سن 32 سالگی در حالی به شهادت رسید که 8 سال از ازدواجش می گذشت. محمد حسین در شب سوم محرم هنگامی که بالای یک ساختمان 4 طبقه در سوریه بود از طریق اصابت گلوله به پهلویش مجروح شده و در حالی که خون زیادی از او رفته بود به بیمارستان صحرایی که در نزدیکی حرم حضرت زینب (س) بوده منتقل می شود ولی به دلیل تجهیزات محدود بیمارستان ، 15 روز بعد در شب هفتم شهادت امام حسین (ع) به درجه رفیع شهادت نائل می آید و همان روز پیکرش را به کشور انتقال می دهند.

 

خانم حسینی اگر فرزند دیگر شما تمایل داشته باشد مدافع حرم زینبی شودمی پذیرید ؟ 
من به هیچ عنوان مانع فرزندانم نمی شوم ، چه افتخاری بالاتر از شهادت، انسان هایی مانند محمد حسین خود را در تاریخ جاویدان کردند، باید در عمل علاقه به ائمه (ع) را اثبات کرد. از زمانی که پسرم وارد سپاه شد من همیشه خواب شهادتش را می دیدم و برایش آرزوی شهادت می کردم حتی اگر در سپاه نیز فعال نبود مطمئن بودم که مدافع حرم خواهد شد. 


مادر این شهید مدافع حرم در پایان اظهارداشت که در روز تشییع پیکر این شهید مردم زیادی از صبح زود منتظر مراسم بودند و با شکوه خاصی پیکر را در امام زاده علی اکبر چیذر به خاک سپردند.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها